نقش واسطه ای حمایت های اجتماعی در رابطه سبک های دلبستگی با کیفیت زندگی زنان خیانت دیده: ارائه یک مدل ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
224 - 232
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای حمایت های اجتماعی در رابطه بین سبک های دلبستگی و کیفیت زندگی زنان خیانت دیده انجام شد. همچنین، تأثیر ناملایمات دوران کودکی به عنوان یکی از متغیرهای پیش بینی کننده کیفیت زندگی در مدل ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان خیانت دیده مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه ۸ شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آن ها ۳۰۰ نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه کیفیت زندگی WHOQOL، پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسالان (Collins & Read)، پرسشنامه حمایت اجتماعی فیلیپس و پرسشنامه ناملایمات دوران کودکی (CTQ) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد ناملایمات دوران کودکی و سبک های دلبستگی ناایمن اثر منفی و معناداری بر کیفیت زندگی زنان خیانت دیده دارند. همچنین، حمایت اجتماعی نقش واسطه ای معناداری در رابطه بین سبک های دلبستگی و ناملایمات دوران کودکی با کیفیت زندگی ایفا می کند. سبک دلبستگی ایمن با حمایت اجتماعی بالاتر و کیفیت زندگی مطلوب تر مرتبط بود. نتیجه گیری: یافته ها بر اهمیت مداخلات روان شناختی در بازسازی سبک دلبستگی و تقویت شبکه های حمایت اجتماعی برای بهبود کیفیت زندگی زنان خیانت دیده تأکید دارند. این نتایج می توانند مبنایی برای طراحی مداخلات فردی و اجتماعی در حوزه سلامت روان باشند.