مدیریت آموزشگاهی اثربخش در مدارس متوسطه: یک رویکرد دلفی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
12 - 25
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف طراحی یک مدل بومی برای مدیریت اثربخش آموزشگاهی در مدارس متوسطه دوم مناطق محروم استان آذربایجان غربی انجام شد. مدل پیشنهادی با تمرکز بر چالش های خاص این مناطق مانند کمبود منابع، نابرابری در توزیع نیروی انسانی و محدودیت های زیرساختی، طراحی گردید. روش پژوهش: این تحقیق از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، آمیخته (کیفی-کمی) بود. در بخش کیفی، با ۱۵ خبره (انتخاب شده به روش هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری) مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد. داده های کیفی با استفاده از نرم افزار MAXQDA ۱۸ کدگذاری و تحلیل محتوا شد (۰.۷۴۳= ضریب کاپا). در بخش کمی، از روش دلفی فازی در دو راند برای غربالگری نهایی ۴۰ شاخص استخراج شده استفاده گردید (آستانه پذیرش >۰.۷۰) در نهایت، روابط ساختاری عوامل با تکنیک مدل سازی ساختاری-تفسیری (ISM) و تحلیل میک مک ترسیم شد. یافته ها: تحلیل کیفی به شناسایی ۹ تم اصلی و ۴۰ شاخص منجر گردید. نتایج دلفی فازی حاکی از توافق خبرگان بر تمامی شاخص ها بود (۷.۴۳= میانگین قطعی، ۰.۲۱= انحراف معیار). مدل ISM نهایی در ۱۲ سطح ترسیم شد که در آن «امور اداری و مالی» به عنوان زیربنایی ترین عامل (سطح ۱۲) و «آموزش و یادگیری» به عنوان تاثیرپذیرترین عامل (سطح ۱) شناسایی شدند. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد مدیریت اثربخش در مناطق محروم پدیده ای چندبعدی و سلسله مراتبی است که موفقیت آن مستلزم توجه اولیه به زیرساخت های اداری و مالی است. مدل ارائه شده می تواند چارچوبی عملی برای مدیران و سیاست گذاران جهت برنامه ریزی و اجرای مداخلات هدفمند فراهم آورد.