بررسی رابطه کمال گرایی سازگارانه و ناسازگارانه مادران با خودپنداره تحصیلی بر اساس نقش میانجی باور و جهت گیری انگیزشی دانش آموزان متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش، بررسی رابطه کمال گرایی سازگارانه و ناسازگارانه مادران با خودپنداره تحصیلی بر اساس نقش میانجی باور و جهت گیری انگیزشی دانش آموزان متوسطه است. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع طرح های همبستگی با روش مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر نظرآباد است. از جامعه آماری با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 267 دانش آموز از دو مدرسه الزهرا و شهید خرمن بیز به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرها از 4 پرسشنامه کمال گرایی سازگارانه و ناسازگارانه (هیل، 2004)، خودپنداره تحصیلی چن و تامپسون (2004)، باورهای انگیزشی پنتریچ و دی گروت (1990)، جهت گیری انگیزشی آموس و همکاران (1984) استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها با نرم افزار SPSS 20 و SmartPLS3 تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: ضرایب به دست آمده حاکی از تأثیر مستقیم (0/218) و غیرمستقیم باورهای انگیزشی (0/160) و جهت گیری انگیزشی (0/025) در رابطه کمال گرایی مادران با خودپنداره تحصیلی دانش آموزان دارد. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون متغیرهای کمال گرایی ناسازگارانه 43 درصد از واریانس باورهای انگیزشی، 61 درصد از واریانس جهت گیری انگیزشی و 80 درصد از واریانس خودپنداره تحصیلی را تبیین کرد. از بین متغیرهای خودپنداره تحصیلی 81 درصد توسط متغیرهای باور انگیزشی شامل اضطراب (0/235-)، خودکارآمدی (0/422)، ارزش درونی (1/207) و 40 درصد از واریانس توسط متغیرهای جهت گیری انگیزشی شامل تعهد (0/986)، ملاحظه (1/733) و مهارت (1/577) تبیین شد. نتیجه گیری: باور و جهت گیری انگیزشی می تواند اثرات کمال گرایی ناسازگارانه بر خودپنداره تحصیلی را میانجی گری کند. باورهای انگیزشی اثر قوی تری در مقایسه با جهت گیری انگیزشی، در این رابطه دارد.