از نماد تا کالبد: تأثیر اسطوره بر معماری و جغرافیای فرهنگی فضاهای شهری ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحران معنا در معماری معاصر ایران، حاصل گسست میان سنت اسطوره ای و کالبد مدرن است؛ گسستی که سبب شده فضاهای شهری از ریشه های فرهنگی و جهان بینی ایرانی فاصله بگیرند. در این میان، بازخوانی نقش اسطوره به عنوان زبان ناخودآگاه جمعی در شکل دهی به فضا، می تواند راهی برای بازیابی هویت و معنا در معماری شهری باشد. پژوهش حاضر با عنوان «از نماد تا کالبد: تأثیر اسطوره بر معماری و جغرافیای فرهنگی فضاهای شهری ایران معاصر» با هدف تبیین نسبت میان اسطوره، نماد و کالبد در دو میدان تاریخی تهران میدان مشق و میدان حسن آباد انجام شده است. روش تحقیق کیفی و تفسیری است که بر مبنای مشاهده میدانی، تحلیل اسنادی و خوانش تطبیقی لایه های چهارگانه ی اسطوره ای، نمادین، کالبدی و جغرافیای فرهنگی سامان یافته است. یافته ها نشان می دهد میدان مشق، بازتاب نظم عقلانی و اقتدارگرای مدرن است که در آن اسطوره ی صعود و فرمانروایی در قالب محور قدرت بازتولید شده، در حالی که میدان حسن آباد بیانگر نگرشی مردم محور و وحدت گراست که در آن کهن الگوی دایره و مرکز، هماهنگی و توازن کیهانی را القا می کند. تحلیل تطبیقی بر پایه ی نظریه های پدیدارشناسی و پسامدرن (هایدگر، باشلار، دریدا، اکو) آشکار ساخت که معنا در معماری معاصر نه در فرم صرف، بلکه در پیوند میان اسطوره، ادراک و تجربه ی زیسته شکل می گیرد. بر این اساس، نتیجه پژوهش تأکید می کند که تداوم اسطوره در کالبد شهر، هنگامی پایدار می ماند که فضا به عنوان متن فرهنگی چندلایه و تفسیرپذیر طراحی شود، نه صرفاً به عنوان ساختاری کالبدی و کارکردی.