بررسی تطبیقی راهکارهای شناختی کنترل نفس در آموزه های دینی و نظریه های روان شناسی
منبع:
نوآوری های تفسیری دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
138 - 162
حوزههای تخصصی:
«کنترل نفس» به معنای توانایی ایستادگی انسان در برابر امیال درونی و نفس اماره خود، موضوعی است که آیات و روایات بسیاری بر آن تأکید داشته و به راهکارها و نتایج این مهم پرداخته اند. این موضوع همچنین در علم روان شناسی با عنوان «خودکنترلی» به این معنی که یک شخص در موقعیت خود چقدر انعطاف پذیر یا چقدر پایدار است مورد توجه قرار گرفته که بیانگر میزان مطابقت ویژگی های رفتاری خود با شرایط و موقعیت موجود می باشد. آیات و روایات و نظریه های روان شناسی راهکارهای متعددی را در رابطه با کنترل نفس مطرح نموده اند. یک دسته ی کلی از این راهکارها، راهکارهای شناختی به معنی تفکر، کسب آگاهی و شناخت است. مسئله ی اصلی این پژوهش این است که راهکارهای شناختی کنترل نفس یا خودکنترلی از دیدگاه آموزه های دینی و علم روان شناسی و کدام موارد است؟ وجوه اشتراک و افتراق این راهکارها چیست؟ روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و برای گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای استفاده شده است. راهکارهای شناختی کنترل نفس یا خودکنترلی از دیدگاه آموزه های الهی شامل خودشناسی، خداشناسی و معادشناسی؛ و از نظر علم روان شناسی شامل خودشناسی، هستی شناسی و غایتمندی می باشد. وجوه اشتراک این دو رویکرد شامل توجه به خودشناسی، نقش عوامل فیزیولوژیکی و اهمیت تعیین اهداف بوده و وجوه تمایز اصلی این دو رویکرد در وجود یا عدم وجود یک شعور فراتجربی در هستی و انسان، غایت و هدف خلقت و انسان و همچنین جهان بینی نهفته است. آموزه های دینی بر انگیزه های معنوی و ارتباط با خداوند تاکید دارند، در حالی که روان شناسی بر فرایندهای شناختی و رفتاری فرد تمرکز می کند.