نظام استنباطی آیت الله خویی در مواجهه با خلل نماز
منبع:
مدینه العلم کاظمیه سال ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
79 - 96
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با روش تحلیلی-استنادی و با تمرکز بر آثار آیتالله سید ابوالقاسم خویی، به واکاوی نظام فقهی ایشان در مسئله پیچیده «خلل در نماز» میپردازد. پرسش محوری، چگونگی تعامل دو حدیث بنیادین «رفع» و «لا تعاد» در فرآیند استنباط احکام موارد نسیان، جهل و اضطرار است. یافتهها حاکی از آن است که آیتالله خویی با اعمال دقیق تفکیکهای اصولی میان «حکم تکلیفی» و «حکم وضعی»، و نیز تمایز «رکن» از «غیررکن»، موفق به طراحی الگویی سلسلهمراتبی شده است. در این الگو، حدیث رفع - با کارکرد امتنانی و رافع تکلیف - در مرحله نخست، عذر شرعی را به رسمیت شناخته و مانع تکلیفی را برمیدارد. در مرحله بعد، حدیث لا تعاد - به مثابه قاعدهای خاص و تعیینکننده حدود نماز - وارد شده و حکم نهایی وضعی (صحت یا بطلان) را صادر میکند. این تعامل قاعدهای، در تطبیق بر فروعی چون نسیان نیت (با تأکید بر جایگاه طولی نیت و خروج آن از شمول حدیث لا تعاد)، نسیان تکبیرهالاحرام (با ارجاع نهایی به قاعده عقلی «انتفاء جزء موجب انتفاء کل» پس از تعارض روایات)، نسیان اجزاء غیررکنی (با حاکمیت مطلق حدیث لا تعاد و تصحیح نماز)، و نیز موارد اضطرار (با تبیین نقش رفع حرمت به عنوان پیششرط صحت) به وضوح نمایان میشود. مقاله نشان میدهد که دستگاه فقهی خویی از انسجام درونی و قابلیت تعمیم برخوردار است، بهطوری که چارچوب کشفشده میتواند به عنوان الگویی روششناختی برای تحلیل خلل در سایر عبادات ترکیبی (مانند حج) به کار رود. این پژوهش، گامی در راستای نمایاندن ظرفیت نظامساز فقه امامیه و خروج از توصیف صرف فتاوای پراکنده است.