روایت های عرفانی مولوی و عطار در پرتو نظریه باختین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت معاصر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۰)
245 - 282
حوزههای تخصصی:
این پژوهش روایت های کهن و عرفانی ایرانی را از دیدگاه گفت وگوگرایانه میخائیل باختین مورد بررسی قرار می دهد. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی نحوه بازنمایی زمان و مکان، نقش راوی و مخاطب، و تولید معنا در نظام روایی باختین، و سپس بررسی روایت های کهن و عرفانی ایرانی از دید ناظر باختینی است. بنابراین مساله پژوهش عبارت است از اینکه چگونه می توان با به کارگیری نظریه گفت وگوگرایانه میخائیل باختین، ساختار روایی و معناسازی در متون عرفانی کهن ایرانی، به طور مشخص مولوی و عطار را تحلیل و تبیین کرد. این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی، و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که روایت های عرفانی مولوی و عطار، برخلاف تصور رایج از آنها به مثابه متونی تک صدا و خطی، از ساختاری عمیقاً دیالوژیک، غیرخطی و چندلایه برخوردارند. در این متون، زمان و مکان به شکل نمادین و دایره وار بازنمایی می شوند و به ابزارهایی برای بیان سیر درونی تبدیل می گردند. راوی در قالب های سیال، چندوجهی و استعاری ظاهر می شود و فضایی چندصدا می آفریند. در نتیجه چارچوب نظری باختین ابزاری کارآمد برای آشکارسازی ابعاد پویا، دیالوژیک و پیچیده روایت در سنت عرفانی ایران است.