تحلیل گفتمان انتقادی حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک وندایک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قصه های عامیانه هزار و یک شب، بازآفرینش جهان واقعیتی است که در فضایی به دور از ملاحظات متن های تاریخی، تصویر راستین چندین اجتماع و گفتمان حاکم بر آن را نمایش می دهد. از این رو تحلیل گفتمان انتقادی، مجال واکاوی لایه های پیدا و پنهان اندیشه بازیگران و بیش از آن راویان گمنام این اثر را فراهم می کند. پژوهش حاضر، با گزینش حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب، به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک ون-دایک، چگونگی حضور گفتمان سه گانه «دیانت، خشونت، اشرافیت» را در روایتی عاشقانه تبیین می کند. بررسی و تحلیل تمهیدات زبانی حکایت در سطح معنی، نحو و بلاغت، قطب بندی خودی و دیگری روایت را آشکار و نشان می دهد که راوی چگونه در قالب داستانی عاشقانه، مصر را برتر از بصره معرفی می کند و به این ترتیب گفتمان عشق در سایه تاکید بر گفتمان ایدئولوژیک و قدرت طلب، رنگ می بازد و گاه تا حد ابزاری هژمونیک تقلیل می یابد.