مقایسه ساختار «ذهنی - عینی» و تطابق خانه های روستای پلکانی سرآقاسید با سیاه چادر عشایر بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۲
۱۶۶-۱۴۹
حوزههای تخصصی:
هدف: معماری سنتی ایران، آینه ای از تعامل بشر با طبیعت، فرهنگ و نیازهای اجتماعی است که در طول زمان شکل گرفته است. در این میان، خانه های روستایی نیز با الهام از الگوهای کهن و شرایط محیطی، فرهنگی و اقلیمی هر منطقه، شکل گرفته اند. هدف این پژوهش، فهم الگو و ایده اولیه معماری خانه های روستای سرآقاسید از طریق مقایسه ساختارهای ذهنی و عینی با سیاه چادر عشایر بختیاری است. این مقایسه به شناسایی شباهت ها و تفاوت های دو نوع سکونتگاه و چگونگی تأثیر فرهنگ عشایری بر معماری خانه های روستا می پردازد. روش پژوهش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و نمونه گیری نظری هدفمند صورت گرفته و یافته ها به شیوه توصیفی تحلیلی بررسی شده اند. داده ها از طریق مطالعات میدانی، مشاهده مستقیم، منابع کتابخانه ای و مصاحبه های باز با معماران محلی، بزرگان روستا و زنان عشایر گردآوری شده است. در این مطالعه ساختار کالبدی، عرصه های فضایی، قرارگاه های رفتاری و معانی فرهنگی در خانه ها و سیاه چادرها بررسی و با استفاده از مشاهده، عکس برداری و ترسیم کروکی تحلیل شده است. در نهایت با مقایسه داده ها، شباهت ها و تفاوت های دو سکونتگاه مشخص و تأثیر فرهنگ عشایری بختیاری بر شکل گیری خانه های بومی منطقه آشکار گردید. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که اگرچه در ظاهر، دو سکونتگاه با هم متفاوت به نظر می رسند، اما شباهت های عمیقی در سطح معنا و فرهنگ زندگی میان آنها وجود دارد. فرهنگ عشایر بختیاری نقش برجسته ای در شکل گیری این زیست بوم تاریخی داشته و بنیان های معماری روستای سرآقاسید را تحت تأثیر قرار داده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که با وجود تفاوت های کالبدی میان خانه های روستای سرآقاسید و سیاه چادرهای عشایر بختیاری، میان آن ها از نظر فرهنگی، معنایی و رفتاری اشتراکات قابل توجهی وجود دارد. بررسی ها بر اساس چهار مؤلفه ساختار و عناصر شکل دهنده، عرصه های فضایی، قرارگاه های رفتاری و معنا انجام شد که نشان دهنده تأثیر فرهنگ مشترک بختیاری بر سازمان فضایی و شیوه زیست در هر دو سکونتگاه است. استفاده از مصالح بومی، الگوی مشابه تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی و اهمیت فضاهای جمعی برای تعاملات اجتماعی از مهم ترین شباهت های مشاهده شده است. همچنین حریم ها و روح مکان در هر دو سکونتگاه بر پایه باورها و هنجارهای فرهنگی مشترک شکل گرفته و بدون نشانه های فیزیکی مشخص رعایت می شوند. در مجموع، یافته ها بیانگر آن است که فرهنگ عشایری بختیاری نقشی اساسی در شکل گیری معماری بومی خانه های روستای سرآقاسید داشته و می تواند مبنایی برای حفاظت و بازآفرینی معماری بومی منطقه باشد.