موازنه چین و ایران در برابر نظام بین الملل غربی؛ مطالعه موردی بریکس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
201 - 228
حوزههای تخصصی:
گسترش مراودات چندجانبه چین با ایران و متعاقب آن پذیرش عضویت دائم تهران در گروه بریکس طی سال ۲۰۲۱ را می توان گامی در راستای نزدیک شدن دو کشور جهت موازنه علیه مشروعیت یک جانبه گرایی غرب و در رأس همه، ایالات متحده، قلمداد کرد. ادامه تعاملات دو کشور تا حد زیادی متأثر از منافعی بوده که هر یک، مبتنی بر مقتضیات داخلی برای خود تعریف و بر پایه آن، ضمن ترسیم نوع موازنه با هژمون، رفتاری را در گروه بریکس اتخاذ می کنند. به همین منظور، پژوهش حاضر تلاش دارد تا با تأکید بر نظریه «موازنه منافع» و در چهارچوب روش کیفی تحلیلی–تطبیقی، چیستی نوع موازنه منافع چین و ایران در برابر نظام بین الملل غربی از طریق نهاد بریکس را ریشه یابی نماید. فرض اصلی این است که چین، به موجب بهره مندی از مواهب هژمون، فرهنگ راهبردی مسالمت جو، پذیرش تکثر در روابط و الگوهای توسعه، اگرچه تجدیدنظرطلب بوده، اما با راهبرد مقاومت قانونمند گرایش به احاله و مماشات دارد؛ درحالی که ایران، به دلیل فشارهای ساختاری، فرهنگ راهبردی عدالت محور و نگرش اخلاقی به برون سپاری، به رویکرد موازنه کامل تمایل یافته است. بازتاب این امر در نهاد بریکس به صورت تفاوت در کیفیت دلارزدایی، مزیت نسبی، تعریف ماهیت وجودی و هدف گروه جلوه گر شده و توسعه تعاملات چندجانبه را تحت تأثیر قرار داده است.