تحول دلبستگی در بستر طلاق والدین: مطالعه ای کیفی مبتنی بر تجارب زیسته دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
۱۰۲-۱۵۱
حوزههای تخصصی:
هدف: طلاق والدین به عنوان یک رویداد پیچیده خانوادگی، تأثیرات عمیقی بر تحول دلبستگی دختران نوجوان دارد و بررسی تجارب زیسته آن ها برای طراحی مداخلات حمایتی ضروری است. از اینرو هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته دختران نوجوان در زمینه تحول دلبستگی در بستر طلاق والدین بود. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. نمونه گیری هدفمند از 28 دختر نوجوان 14 تا 16 ساله که در 5 سال گذشته طلاق والدین را تجربه کرده بودند، در شهر اصفهان انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق (به طور متوسط 50 دقیقه) جمع آوری و با روش کلایزی تحلیل شدند. اعتبار تحلیل با استفاده از بازبینی توسط مشارکت کنندگان و بازبینی توسط همکار تأیید شد. یافته ها: تحلیل داده ها سه مضمون فراگیر را شناسایی کرد: 1) مرحله پیش از طلاق: گسست پایه های دلبستگی ایمن با تزلزل عاطفی و بی ثباتی خانوادگی؛ 2) در تلاطم طلاق: پدیدآیی دلبستگی پاندولی با نوسان عاطفی و تعارض وفاداری؛ 3) دوران پس از طلاق: جست وجوی منابع جدید دلبستگی با گسست از منابع اولیه و گرایش به دلبستگی های جبرانی. این مضامین نشان دهنده تأثیر عمیق طلاق بر روابط دلبستگی و هویت عاطفی نوجوانان بودند. نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که طلاق والدین، فرایندی چندمرحله ای و پویا در تحول دلبستگی دختران نوجوان ایجاد می کند که با چالش های عاطفی، هویتی و اجتماعی همراه است. این مطالعه بر لزوم توسعه مداخلات روان شناختی هدفمند برای تقویت امنیت عاطفی و حمایت اجتماعی این گروه تأکید دارد و چارچوبی کیفی برای درک عمیق تر این تجارب و طراحی برنامه های بومی مشاوره و حمایت خانوادگی ارائه می دهد.