تحلیل جامعه شناختی کودک و کودکی در آثار صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کودکی مفهومی سیال و فرهنگ مبنا است و ارائه ی تعریفی واحد از آن ناممکن است. حتی در یک جامعه ی واحد نیز طیف های مختلفی از کودکی دیده می شود. برای رسیدن به شناختی کلی از مفهوم کودکی می توان از دانش هایی که دسته بندی هایی از کودکی دارند، سود جست. در این پژوهش با تکیه بر رهیافت های جامعه شناسی و با روش توصیفی و تحلیل محتوای کیفی استقرایی، مفهوم کودکی را در آثار صادق هدایت واکاوی می کنیم. در این بررسی تلاش می شود در کنار الگوهای شناخته شده ی جامعه شناختی از کودکی، الگوهای فرهنگی جامعه ی ایران دوره ی پهلوی نیز در ضمن آثار معرفی شود.بررسی آثار بزرگسال هدایت حاکی از آن است که او، با شناختی عمیق از جامعه ی عصر پهلوی،کودکان معصوم، قربانی، شرور، یتیم و آسیب دیده ای را به تصویر کشیده است که اسیر بزرگسالانی هستند که برای دست یابی به خواسته های حقیرانه ی خود آن ها را فدا می کنند. در کنار الگوهای رایج جامعه شناختی از کودکی، هدایت در خلال نقد جامعه ی خرافی، کودکانی را معرفی می کند که در لایه های زیرین اجتماع تباه می شوند. بیشتر شخصیت های کودک داستان های هدایت، از طبقات فرودستند و نویسنده با پرداختن به این شخصیت های کودک به نقد عصری می پردازد که سردمداران آن گام هایی را در جهت مدرن سازی جامعه و توجه به حقوق شهروندی و نیازهای کودک برمی دارند اما در این میان، کودکان محروم بهره ی چندانی از این توجه نمی برند.