مقایسه تطبیقی نظریه جهان های بسیار در فیزیک و فلسفه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر در علم فیزیک فرضیه وجود جهان هایی غیر از جهان ما تقویت شده است. این نظریه در بسترهای فیزیکی، چون نظریه ریسمان، تورم آشوبناک و گرانش کوانتومی رشد یافته و در چهار سطح، نحوه شکل گیری این جهان ها تبیین شده است. به نظر می رسد سالها پیش از مطرح شدن چنین نظریه هایی در فیزیک، فیلسوفانی چون لایب نیتس به وجود جهان هایی دیگر در فلسفه خویش اذعان نموده و وجود آنها را ممکن پنداشته اند. در تفکر لایب نیتسی، این نظریه با نام جهان های ممکن شهرت دارد و در ارتباط با حقایق عقلی(در برابر حقایق واقعی)، از آن دفاع شده است. فیلسوفان، از این نظریه دو تفسیر متفاوت با نام امکان گرایی و فعلیت گرایی ارائه کرده اند. واقعیت آن است که در اینکه فرضیه جهان های بسیار، ماهیتی علمی یا فلسفی دارد، نمی توان به آسانی اظهار نظر نمود. یافته های پژوهش نشان می دهد که می توان نظریه جهان های بسیار را نظریه ای فلسفی-فیزیکی دانست؛ اگرچه فیزیک و فلسفه با رویکردی جداگانه به این فرضیه می پردازند، اما مکمل یکدیگر بوده و ما را درحل معضل چیستی و وجود جهان های بسیار، مدد می رسانند.