بررسی روابط بینامتنیت در مثَل های گیل و دیلم و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جدی ترین مباحث حوزه بررسی یک متن، روابط بینامتنی است که برای اولین بار توسط ژولیا کریستوا به کار رفت و از اوایل قرن بیستم به جایگاه ویژه ای در میان پژوهشگران و نویسندگان دست یافت. بر اساس اعتقاد برخی از اندیشمندان، هر متنی متأثر از متون دیگر است. این مسأله موجب می شود نویسنده یا گوینده شناخت و آگاهی لازم را نسبت به متون گذشته داشته باشد. مثل ها نیز از این ویژگی مستثنی نیستند. مثَل ها به عنوان جملات کوتاه، روشن، بارز و آموزنده، نمایانگر فرهنگ و آداب و رسوم هر ملت هستند که به تناسب شرایط اقلیمی، فرهنگی و مذهبی خاص آن ملت شکل می گیرند. این جملات به منظور تأثیرگذاری مؤثر بر کلام و جلوگیری از اطاله ی سخن به کار می روند. در این راستا، مثل ها به عنوان یکی از گونه های ادبی، جایگاه ویژه ای در حوزه ادب عامه ی گیل و دیلم دارا هستند. نوشتار حاضر در پی بررسی روابط بینامتنیت این مثَل ها با نهج البلاغه است و تلاش دارد تا نشان دهد که بخشی از امثال رایج در گیل و دیلم تحت تأثیر مضامین نهج البلاغه قرار گرفته اند. روش پژوهش به صورت مشاهده ای و کتابخانه ای و نوع آن تحلیلی است. مضامین مشترک مثَل ها با نهج البلاغه نشان می دهد که آن کتاب والا نقش بسزایی در شکل گیری آرمان های اخلاقی و اجتماعی مردم این منطقه داشته است. در بررسی بینامتنی امثال، این تأثیرگذاری گاهی به صورت تقلید، گاهی با استفاده از برخی واژگان و تعبیرات خاص و در مواردی نیز از طریق دریافت مضمون، تفسیر و تأویل نمود پیدا کرده است.