تحلیل گفتمان استدلال نامه بیست و هفتم نهج البلاغه از منظر کاربردشناسی تلفیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«استدلال» در زبان، با تکیه بر خصیصه کاربردشناختی گفتمان که کاربردشناسی تلفیقی نامیده می شود با درنظرگرفتن ویژگی زبانی و بافتی، روش های تأثیرگذاری بر دریافت کننده در اقناع خردها را بر اساس گفتگوی سازنده تبیین می کند. این نظریه مبتنی بر دیدگاه "دوکرو"، ویژگی اساسی را در کارکرد ارتباطی زبان و بعد استدلالی آن می داند آن گونه که گفتمان با ابزارهای زبانی و در فرایند چینش دلایل براساس توان اثربخشی بر مخاطب در صدد به وجود آوردن تغییراتی در نگرش اوست. این نظریه با الهام از نظریه «کنش های زبانی» کمک می کند تا ساختار زبانی از طریق روابط، عوامل و نردبان استدلالی، فرایند استدلال را در گفتمان بررسی کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی نامه 27 نهج البلاغه می پردازد. نتایج نشان می دهد که آن حضرت با توجه به بافت زبانی و موقعیتی و پیش انگاره های مخاطبان در نامه، در قالب سازه های زبانی گام به گام، به صورت تفصیلی خاصی، حجت ها را در پلکان استدلالی ساختار زبانی ترسیم کرده اند؛ از همین رو انواع قوانین آن (نفی و نقیض) همچنین روابط و عوامل استدلالی (حروف عطف و ادات حصر) در جهت اقناع مخاطب بسته به بافت گفتمان و هدف از اقناع به کار رفته اند. تصاویر بلاغی از بینامتنیت، تکرار، تضاد و استعاره نیز در راستای کارکرد استدلالی گفتمان می باشند.