واکاوی انسجام دستوری در داستان مدیر مدرسه، اثر جلال آل احمد بر پایه نظریه هلیدی و حسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
154 - 137
حوزههای تخصصی:
انسجام از ارکان اساسی هر متن است و از کنار هم قرار گرفتن واژه ها و ایجاد ارتباط معنایی، دستوری و کاربردشناختی جملات در متن به وجود می آید. هلیدی و حسن (1976) در زبان شناسی نقش گرا مقوله انسجام و زیرشاخه های آن شامل عناصر انسجام دستوری و واژگانی را مطرح کرده اند. مقاله حاضر با تکیه بر نظریه هلیدی و حسن عناصر انسجام دستوری در داستان کوتاه مدیر مدرسه نوشته جلال آل احمد را موردبررسی قرار می دهد. به این منظور، با استفاده از مثال های مختلف در داستان مذکور، نحوه کاربرد عناصر انسجام دستوری شامل ارجاع، حذف، جایگزینی و ادات ربط، در متن موردنظر تحلیل شد. نتایج نشان داد که به ترتیب، ارجاع (9/69 درصد) و ادات ربط (1/25 درصد) بیشترین تأثیر در انسجام و در مقابل، حذف (01/4 درصد) و جایگزینی (91/0 درصد) کمترین تأثیر را داشته است. این نتیجه با ویژگی های سبکی جلال آل احمد در زمینه محاوره نویسی کاملاً منطبق و همسو است. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که مدیر مدرسه از نظر به کارگیری عناصر انسجام دستوری ارجاع و ادات ربط، متنی منسجم بوده و نویسنده با انتخاب درست و بجای این دو عنصر در متن توانسته پیوند میان کلمات و جملات را به خوبی حفظ کند. آل احمد با کاربرد مناسب عناصر انسجام دستوری در این متن عملکرد موفقی در تأثیرگذاری آن و ترغیب خواننده داشته است.