مریم عرفان اسفنجانی

مریم عرفان اسفنجانی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

تأثیر توانایی مدیریت بر محافظه کاری حسابداری با در نظر گرفتن نقش تعدیلی سهامداران نهادی و استقلال هیئت مدیره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۶۷
هدف: توانایی مدیریت، زمانی که بر پایه مهارت های تخصصی و تجربیات عملی در زمینه تحلیل فرصت ها و ریسک های کسب وکار استوار باشد، نقش مهمی در بهبود کیفیت تصمیم گیری های مالی و گزارشگری ایفا می کند. مدیرانی که از این توانایی برخوردارند، قادرند با تکیه بر تحلیل های واقع گرایانه، جریان های نقدی آتی و ارزش دارایی ها را به درستی برآورد کرده و از این طریق، مانع از شناسایی زیان های غیرواقعی شوند. در چنین شرایطی، کاهش محافظه کاری افراطی در گزارشگری مالی، نه تنها نشانه ای از ضعف کنترلی نیست، بلکه می تواند نمایانگر بلوغ مدیریتی و شناخت دقیق از موقعیت های مالی و اقتصادی باشد. درواقع، محافظه کاری بیش ازحد در گزارشگری، اگر بدون پشتوانه تحلیلی و به صورت مکانیکی اجرا شود، ممکن است موجب ارائه تصویری نامناسب از وضعیت واقعی شرکت گردد و تصمیم گیری های اقتصادی را دچار اختلال کند. از سوی دیگر، نقش نظارتی سهامداران نهادی و هیئت مدیره مستقل، در چنین فرایندی بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا این نهادها از طریق سازوکارهای کنترلی و پایش مستمر عملکرد مدیران، اطمینان حاصل می کنند که کاهش محافظه کاری، از چارچوب های استانداردهای حسابداری فراتر نرفته و در راستای حفظ منافع سهامداران انجام می شود. این نهادهای نظارتی با ایجاد تعادل میان آزادی عمل مدیریتی و الزامات پاسخ گویی، زمینه ای را فراهم می سازند تا مدیریت بتواند با آزادی نسبی در تصمیم گیری های خود عمل کند، بدون آنکه مخاطراتی برای شفافیت و قابلیت اتکای اطلاعات مالی ایجاد شود. در چنین ساختاری، کاهش محافظه کاری نه تنها تهدیدی برای کیفیت گزارشگری مالی نیست، بلکه می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در جهت ارائه تصویری واقعی تر از عملکرد اقتصادی شرکت تلقی شود. البته تحقق این امر منوط به آن است که توانایی مدیریت به درستی ارزیابی شده و در پرتو سازوکارهای کنترلی مناسب، در راستای منافع بلندمدت شرکت و ذی نفعان آن به کار گرفته شود. به بیان دیگر، تقویت مهارت های تحلیلی مدیران، همراه با اعمال نظارت های ساختاریافته، می تواند زمینه ساز شکل گیری الگویی متوازن در گزارشگری مالی باشد؛ الگویی که در آن، نه افراط در محافظه کاری، و نه تساهل در ارزیابی های مالی، جایگاهی نداشته و تصمیم گیری ها بر مبنای داده های معتبر و تحلیل های کارشناسانه صورت می گیرد. بنابراین، تعامل اثربخش میان توانایی مدیریت و نهادهای ناظر، یکی از الزامات کلیدی در مسیر ارتقای شفافیت، پاسخ گویی و کارآمدی نظام گزارشگری مالی محسوب می شود. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر توانایی مدیریت بر محافظه کاری حسابداری با در نظر گرفتن نقش تعدیلی سهامداران نهادی و استقلال هیئت مدیره بوده است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و یافته های آن برای تصمیم گیری و حل مشکلات در شرکت ها و سازمان ها مفید است. از نظر روش شناختی، این مطالعه توصیفی-همبستگی بوده و روابط بین متغیرها را تحلیل می کند. همچنین در دسته مطالعات علّی-پس رویدادی قرار دارد؛ زیرا روابط علت و معلولی را پس از وقوع رویدادها بررسی می نماید. پژوهش از نظر ماهیت داده ها کمّی است و براساس اطلاعات مالی و مدیریتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده و از نرم افزار ره آورد نوین و سایت کدال برای استخراج و تحلیل داده ها استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار ایویوز استفاده شده است. از نظر زمان و مکان، پژوهش به روش کتابخانه ای و میدانی انجام شده و با بهره گیری از منابع داخلی و خارجی و داده های واقعی، تحلیل جامعی ارائه می دهد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران است که در بازه زمانی پنج ساله از سال 1398 تا 1402، سهام آن ها به طور مستمر مورد معامله قرار گرفته و به تولید کالا و خدمات مشغول بوده اند. با توجه به ویژگی ها و ماهیت خاص شرکت های بورسی، برای انتخاب حجم نمونه، شرایط ویژه ای در نظر گرفته شد. براساس این شرایط، پس از اعمال روش حذفی سیستماتیک، تعداد ۱۳۳ شرکت به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند.
۲.

تأثیر حسابرسی مالیاتی بر بی قاعدگی پایداری سود: نقش نوسانات اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۸
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر حسابرسی مالیاتی بر بی‌قاعدگی‌ پایداری سود شرکت‌ها با در نظر گرفتن نقش نوسانات اقتصادی است. جامعه آماری شامل 130 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1397 تا 1402 است که در مجموع 780 مشاهده را در بر می‌گیرد. برای تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها، از روش رگرسیون چندگانه مبتنی بر داده‌های ترکیبی استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که حسابرسی مالیاتی تأثیر معناداری بر پایداری جریان‌های نقدی عملیاتی ندارد و نمی‌توان آن را عامل تعیین‌کننده‌ای در ثبات این جریان‌ها دانست. با این حال، این نوع حسابرسی رابطه‌ای معکوس با پایداری بازده سرمایه، بازده دارایی‌ها و سودآوری ناخالص دارد؛ بررسی نقش متغیر نوسانات اقتصادی نیز نشان داد که این متغیر تنها بر رابطه میان حسابرسی مالیاتی و پایداری بازده سرمایه تأثیر معنادار و معکوس دارد و در سایر روابط مورد بررسی، از جمله پایداری جریان‌های نقدی عملیاتی، بازده دارایی‌ها و سودآوری ناخالص، تأثیر معناداری مشاهده نشد. در مجموع، اثر حسابرسی مالیاتی بر پایداری مالی شرکت‌ها وابسته به نوع شاخص و شرایط اقتصادی بوده و ماهیتی یکنواخت ندارد.
۳.

تأثیر تخصص حسابرس در صنعت و وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار بر عملکرد پایداری شرکت: نقش قدرت رئیس کمیته حسابرسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: عملکرد پایدار شرکت ها در خلق ارزش بلندمدت برای ذی نفعان مستلزم گزارشگری شفاف و قابل اعتماد است که بتواند مبنای تصمیم گیری آگاهانه و اعتماد عمومی را فراهم آورد. در این راستا، حسابرسی با تخصص در صنعت، نقش کلیدی در ارتقای کیفیت گزارش ها ایفا می کند و با تحلیل دقیق و جامع، اطمینان از صحت اطلاعات مالی را تضمین می سازد. همچنین، میزان اتکای اقتصادی به صاحبکار و ساختار و رهبری کمیته حسابرسی، به عنوان عوامل تعیین کننده، تأثیر بسزایی بر استقلال و اثرگذاری فرایند حسابرسی دارند. این ترکیب نهادی و تخصصی، پایه ای قوی برای تحقق اهداف پایداری و ارزش آفرینی بلندمدت ایجاد می کند. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تخصص حسابرس در صنعت و وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار بر عملکرد پایداری شرکت ها با در نظر گرفتن نقش تعدیلی قدرت رئیس کمیته حسابرسی است. روش: پژوهش حاضر با توجه به هدف، در دسته مطالعات کاربردی قرار دارد. از نظر روش شناخت، این مطالعه رویکردی توصیفی-همبستگی داشته و از لحاظ ماهیت در گروه مطالعات علّی-پس رویدادی طبقه بندی می شود. داده های گردآوری شده کمی بوده و از طریق گزارش های حسابرسی شرکت ها، صورت های مالی، مستندات مرتبط و یادداشت های توضیحی موجود در سامانه کدال و نرم افزار ره آورد نوین استخراج شده اند. جامعه آماری شامل 151 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1396 تا 1402 است که در مجموع 1057 مشاهده را در بر می گیرد. برای تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها، از روش رگرسیون چندگانه مبتنی بر داده های ترکیبی استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که تخصص حسابرس در صنعت تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد پایداری شرکت دارد؛ به گونه ای که دانش عمیق و تجربه تخصصی حسابرس در حوزه فعالیت شرکت، زمینه ساز ارتقای شاخص های زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی می شود و بهبود کیفیت گزارش دهی و تصمیم گیری را تسهیل می کند. در مقابل، وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار تأثیر معناداری بر عملکرد پایداری شرکت نشان نداده است. علاوه بر این، قدرت رئیس کمیته حسابرسی نقش تقویت کننده و معناداری در رابطه میان تخصص حسابرس در صنعت و عملکرد پایداری شرکت ایفا می کند، در حالی که چنین تأثیری در رابطه وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار مشاهده نشده است، که اهمیت استقلال و تخصص حسابرس را برجسته می سازد. نتیجه گیری: تخصص حسابرس در صنعت نقش بسیار مؤثری در ارتقای عملکرد پایداری شرکت ها ایفا می کند، زیرا دانش تخصصی و تجربه عملی حسابرس موجب بهبود کیفیت گزارشگری مالی و افزایش شفافیت اطلاعات می شود. این امر امکان اتخاذ تصمیم گیری های بلندمدت، مسئولانه و متکی بر داده های دقیق را فراهم ساخته و شرکت ها را در دستیابی به توازن میان ابعاد اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی یاری می دهد. با این حال، شواهد نشان می دهد که وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار تأثیر قابل توجهی بر عملکرد پایداری ندارد و بیانگر وجود عوامل پیچیده و چندلایه در فرایند حسابرسی است. همچنین، قدرت رئیس کمیته حسابرسی نقش حمایتی اساسی در بهره گیری مؤثر از تخصص حسابرس برای تقویت عملکرد پایداری ایفا می کند که اهمیت ساختار حاکمیتی و رهبری قوی را در این مسیر نمایان می سازد. نوآوری: با وجود مطالعات گسترده در زمینه حسابرسی و حاکمیت شرکتی، هنوز خلأ قابل توجهی در پژوهش هایی مشاهده می شود که به صورت هم زمان تأثیر تخصص حسابرس در صنعت و وابستگی اقتصادی او به صاحبکار را بر عملکرد پایداری شرکت ها بررسی کنند. در بیشتر تحقیقات پیشین، این متغیرها به طور مجزا تحلیل شده و از تعامل میان آن ها غفلت شده است. افزون بر این، نقش سازوکارهای حاکمیتی تعدیلگر، به ویژه قدرت رئیس کمیته حسابرسی، به عنوان عاملی تأثیرگذار در روابط یادشده کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی نوآورانه، به تلفیق سه مؤلفه کلیدی یعنی تخصص حسابرس در صنعت، وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار و قدرت رئیس کمیته حسابرسی می پردازد تا اثر ترکیبی و هم افزای آن ها را بر عملکرد پایداری شرکت ها تحلیل کند. اهمیت این رویکرد در آن است که بررسی هم زمان این عوامل می تواند به درک عمیق تر و جامع تری از سازوکارهای مؤثر بر پایداری شرکت ها منجر شود و تصویری واقعی تر از پویایی های حاکمیتی ارائه دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان