زمانداری مدرج در بندهای متممی زبان فارسی در چارچوب کمینه گرایی لاندا و نقش گرایی گیون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
127-154
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی رابطه ی شدت کنترل فعل بند پایه بر زمانداری بندهای متممی زبان فارسی می پردازد. لاندا (Landau, 2006) کنترل اجباری بند پایه بر محمول بند متمم زماندار و بی زمان را نتیجه ی رخداد عمل در بند متممی می داند. تعبیر معنایی محمول بند پایه، وجه و زمانداری بند پیرو را تعیین می کند؛ این امر از طریق مشخصه ی دستوری زمانداری و مشخصه ی معنایی زمان، تحقق می یابد. مشخصه ی زمانداری از لحاظ نحوی به حوزه ی بند و مشخصه ی زمان از نظر معنایی بر رخداد گفتار دلالت می کند. از سوی دیگر گیون (Givón, 1980) معتقد است ساخت های کنترلی، نتیجه ی تلفیق دو حوزه ی معنی و نحو هستند. افزایش شدت کنترل بند اصلی بر رخداد بند متممی، درجه بی زمانی بند متمم را افزایش می دهد. هدف این مقاله، بررسی زمانداری و زمان، با توجه به دو ویژگی کنترل و بی زمانی در چارچوب کمینه گرایی لاندا (Landau, 2006) و نقش گرایی گیون (Givón, 1980) است؛ بطوریکه شدت کنترل فعل بند پایه تأثیر مستقیم بر تحقق رخداد عمل، درجه بی زمانی و بازنمایی فاعل بند متممی دارد. داده های این پژوهش، به شیوه کتابخانه ای گردآوری و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد با کاهش شدت کنترل فعل بند پایه، وجه و زمانداری بند های متممی از التزامی بی زمان به سمت اخباری زماندار تغییر می یابد و زمان رخداد عمل بند متممی نیز ارجاع کمتری به بند پایه دارد. بطورکلی با تلفیق رویکردهای صورتگرا و نقشگرا، نتایج حاکی از مدرج بودن ویژگی نحوی زمانداری در بند های متممی است؛ بطوریکه از بی زمانی کامل به سمت زماندار ضعیف، متوسط تا کامل متغیر می شود.