نسبت سنجی قطعیت الگوریتم های هوشمند با قلمرو شبهه ی عرفی؛ بازاندیشی در کاربست قاعده ی درء بر ادله ی دیجیتالی جرائم حدی
منبع:
طلوع نگارندگان عدالت دوره ۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 30
حوزههای تخصصی:
ورود نظام های محاسباتی و الگوریتم های یادگیرنده به عرصه ی دادرسی کیفری، مرزهای سنتی «علم قاضی» و «اطمینان وجدانی» را دگرگون ساخته و پرسش های بنیادینی را درباره ی ملاک های یقین آور بودن ادله مطرح کرده است. در این میان، کاربرد خروجی های احتمالاتیِ سامانه های تشخیص هویت و تحلیل های آماری در جرائمی که مجازات آن ها از نوع حدود است، با حساسیت مضاعفی روبه روست؛ زیرا هر گونه خطای ممکن در این داده ها، می تواند به مثابه ی «شبهه ای موضوعی» تلقی شده و قاعده ی فقهیِ درء (مستفاد از روایتِ «تدرءوا الحدود بالشبهات» و منعکس در ماده ی ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی) را فعال سازد. این پژوهش با روش توصیفی‑تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، نخست به واکاوی نسبت میان «خطای آماری الگوریتم» و «شبهه ی عرفیِ قابل اعتنا» پرداخته، سپس رویه ی قضایی ایران و تجارب تطبیقی چند نظام حقوقی را در مواجهه با ادله ی فناورانه بررسی کرده است. یافته ها حاکی از آن است که داده های آماری، حتی با سطوح بالای احتمال، فاقد وصف «علم شرعی» بوده و نمی توانند در حوزه ی حدود، جایگزین ادله ی قطعیِ سنتی شوند. از این رو، بازتعریفِ معیارهای شبهه، کشفِ معیارهای عرفیِ یقین در عصر دیجیتال، و طراحیِ سازوکارهای جبرانِ خطاهای سیستمی، نه تنها یک ضرورت فقهی‑حقوقی، بلکه شرط تحقق عدالت کیفری در بستر فناوری های نوین است.