نقش استعمار نو در خاورمیانه جدید با توجه به مسأله فلسطین
نظم نوین سلطه (استعمار نو) در سودای «تک قطبی کردن» جهان با موانع اساسی مواجه است. از جمله مهم ترین این موانع، اسلام سیاسی سازش ناپذیر با فرهنگ جهاد و شهادت و نیز اهمیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی منطقه راهبردی و ثروتمند خلیج فارس و خاورمیانه است؛ منطقه ای که تأمین امنیت و تداوم سلطه رژیم صهیونیستی نیز در چارچوب تحولات آن مورد توجه قرار دارد. طرح اولیه این رویکرد در سال ۱۹۹۲ (۱۳۷۱ ش.) توسط سیاستمدار اسرائیلی، «شیمون پرز»، تحت عنوان «خاورمیانه جدید» ارائه شد. در این چارچوب، تضعیف مقاومت فلسطینیان، تأمین امنیت رژیم صهیونیستی، بهره گیری از منابع و ثروت ها و دسترسی به بازار کشورهای منطقه از جمله اهداف اصلی این طرح به شمار می آمد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد کاربردی انجام شده و اطلاعات مورد نیاز آن با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی گردآوری شده است. از منظر این پژوهش، طرح «خاورمیانه جدید» پیش از آنکه طرحی آمریکایی باشد، ریشه در دیدگاه ها و طرح های صهیونیستی دارد. سیاستمداران آمریکایی بر این تصور بوده اند که الگوها و سیاست هایی که در مناطق دیگر جهان کارآمد بوده اند، می توانند در خاورمیانه نیز تکرار و اجرا شوند. با این حال، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، استمرار چند دهه مقاومت ملت فلسطین، ناکامی قدرت های سلطه گر در مهار کامل جریان های اسلامی و همچنین کشتارها و حمایت های گسترده از رژیم صهیونیستی، زمینه افزایش نفرت و مخالفت جهانی با این رژیم را فراهم کرده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هدف اصلی غرب در چارچوب نظم نوین سلطه در جهان اسلام، افزایش فشار بر طرفداران اسلام سیاسی و انقلابی، منزوی کردن جمهوری اسلامی ایران، به حاشیه راندن آرمان فلسطین، تثبیت سلطه رژیم صهیونیستی و گسترش نفوذ آن در منطقه خاورمیانه است.