علی دلیر دیسفانی

علی دلیر دیسفانی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

تحلیل دیالکتیک «خدایگان و بنده» میان «معشوق و عاشق» در غزلیات سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۶ تعداد دانلود : ۲۹۲
یکی از مباحث مهم فلسفه گئورگ هگل در کتاب «پدیدار شناسی روح»، گفتار «خدایگان و بنده» است. دیالکتیک خدایگان و بنده آغاز سیر اندیشه و مبنایی برای خودآگاهی و آزادی انسان است. بنابراین خودآگاهی و آزادی در فرایند دیالکتیکِ پیکار، میان شخصیت ها به مثابه خدایگان و بنده محقق می شود. این مقاله با روش توصیفی _ تحلیلی، رابطه کنشگرانه خدایگان – بنده را میان معشوق و عاشق در غزلیات سعدی تحلیل می کند. همچنین خودآگاهی و آزادی عاشق در رابطه با معشوق واکاوی می شود. با توجه به گفتار خدایگان و بنده می توان گفت که ستیز میان معشوق و عاشق در فرایند دیالکتیک روی می دهد. وجود معشوق برای تحول اندیشه و عواطف عاشق لازم است. عاشق از رهگذر دیالکتیک به خودآگاهی و آزادی می رسد. ذهن عاشق در غزل سعدی در دو روند حرکت می کند؛ عاشق در فرایند دیالکتیک با وصال معشوق و شناسایی ابژه از حرکت باز می ماند. در فرایند دیگر، تحمیل ارج به معشوق برای عاشق، مُیسَّر نمی شود. عاشق از خودبیگانگی می شود و عوامل بیرونی و واقعی عشق را «نفی» می کند و در این وضعیت بی آنکه دیالکتیک رفع شود؛ عاشق به رهایی و آزادی دست می یابد. سپس خودآگاهی، عاشق از شناخت حسی معشوق جدا می شود و در سیر آگاهی، خواست فردی او با خواست کلی یگانه می شود. از این رو مانایی معشوق برای عاشق اهمیت می یابد.
۲.

تحلیل استعاره مفهومی«عشق، شهر است» در غزلیات سعدی بر اساس رویکرد معنی شناسی شناختی لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
بر اساس نظریه استعاره مفهومیِ لیکاف و جانسون استعاره مفهومی به معنای ادراک مفهوم عینی یک پدیده از حوزه «مبدأ» و انتقال آن به یک مفهوم ذهنی در حوزه «مقصد» است و به عناصر پیوند میان این دو حوزه «نگاشت» می گویند. عشق از مهم ترین احساسات در زندگی بشری و شیوه نگرش به آن یکی از موضوعات مهم در ادبیات منظوم و منثور است. هدف این پژوهش تحلیل استعاره مفهومی «عشق» در غزل های سعدی را با رویکرد زبان شناسی شناختی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با توجه نظریه جرج لیکاف و جانسون زیر استعاره های معنایی در پیوند با استعاره« عشق شهر است» را استخراج و تحلیل می کند. با استخراج نگاشت ها و تحلیل کیفی استعاره های مفهومی «عشق، شهر است» در غزلیات سعدی این نتیجه به دست آمد که شاه، فرمانروای شهر عشق در غزل سعدی است؛ فرمانروای عشق در غزل سعدی جنبه ای اقتدارگرایانه دارد و هرگاه بر جان و دل عاشقان سایه افکند بر آنان چیره می شود و آنان را به اسارت خویش می آورد و سعدی، عقل را به شهر خود راه نمی دهد. در ادراک سعدی، کالای بازار عشق، کالای ناروا و بی ارزش جان است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان