کارکرد معنایی ساخت نحوی در تاریخ بیهقی بر اساس دیدگاه ساختارگرایی یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از این متون ارزشمند نثر، تاریخ بیهقی است که جلوه گاه اندیشه ها، باورهای سیاسی-اجتماعی و معنوی ایرانیانی است که در قرن پنجم می زیسته اند. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی بر اساس نظریه ارتباط یاکوبسن به بررسی ساختارِ جمله، انواع جمله وچگونگی کاربرد و شاخص های مهمّ ساخت نحوی تاریخ بیهقی را استخراج نموده و پیوند آنها با مختصات فکری و معنایی تاریخ بیهقی را برمی شمارد. یافته ها نشان می دهد که ساختار جمله در تاریخ بیهقی گرچه اغلب مطابق الگوهای رایج در قرن پنجم است، اما نثرآن در ترتیب وآرایش اجزای سخن بسیار انعطاف پذیر و دارای آشنایی زدایی است. بیهقی شیوه های بلاغی مبتداسازی، اسناد ی شدگی، ترکیب سازی، پس آیی و حذف را به کار برده و بنا بر موقعیت و اقتضای کلام به استفاده از افعال فاقد عامل و شخص، امر غیرمستقیم، فعل مجهول و جایگزینی ساخت های نحوی موازی، برای بیان غیرمستقیم افکار خویش بهره جسته تا افزون بر آراستگی کلام و ساخت های ویژه، با اشاره به اندیشه های نهان و مگو، راویت محض و بی طرف تاریخ را به تحلیل تاریخی بدل کند. حذف در اغلب جملات تاریخ بیهقی، به دلایلی همچون کاربرد جملات مرکب ، انسجام و یکپارچگی متن، ایجاد شتاب و موسیقی در بافت کلام، محافظه کاری و بی اهمیت بودن یا بی اهمیت نشان دادن آن جزء، به کار برده شده است.