تبیین چارچوب فلسفی - کارکردی کاربست شهر هوشمند در مطالعات بازآفرینی بافت مرکزی شهری براساس رویکرد تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
57 - 81
حوزههای تخصصی:
بافت های مرکزی کلان شهرها، به عنوان هسته های هویتی و اقتصادی، با چالش های چندبعدی مواجه هستند. پارادایم شهر هوشمند، ظرفیت تحول در بازآفرینی این بافت ها را دارد؛ بااین حال، فقدان یک چارچوب نظری یکپارچه که هم زمان ابعاد فلسفی (چرایی) و کارکردی (چگونگی) را تبیین کند، مانعی اساسی است. این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی فلسفی کارکردی و زمینه آگاه برای این منظور انجام شد. روش شناسی ترکیبی مبتنی بر پراگماتیسم به کار گرفته شد. جامعه آماری، ۲۰۰ مقاله معتبر بین المللی بود که بر اساس پروتکل PRISMA انتخاب و با تلفیق تحلیل کمی (الگوریتم LDA و K-Means در پایتون) و کیفی (تحلیل مضمون) بررسی شدند. اعتبار با رویکرد مثلث سازی و پایایی با ضریب کاپای ۰٫۸۷ تأیید گردید. یافته های کمی، ۶ خوشه مفهومی اصلی را شناسایی کرد: فناوری و زیرساخت هوشمند (%26٫۴)، ابعاد اجتماعی فرهنگی (%2۲٫۱)، حکمرانی و سیاست گذاری (%1۸٫۷)، پایداری و تاب آوری محیطی (%1۵٫۹)، بازآفرینی اقتصادی (%1۲٫۵) و چالش ها (%4٫۴). یافته های کیفی منجر به استخراج ۵۵ مضمون اصلی و ۱۹۵ مضمون فرعی و سازمان دهی آن ها در یک چارچوب سه لایه (فلسفی، کارکردی، زمینه ای) شد. چارچوب نهایی نشان می دهد موفقیت درگرو گذر از نگرش صرفاً فناورانه و اتخاذ رویکردی تکوین گراست که فناوری را در بافت اجتماعی فضایی تنیده و سه قید کلیدی «حکمرانی داده شفاف»، «پیوست اجتماعی ضد جابه جایی» و «معماری مالی چند منبعی» را لحاظ می کند. دستاورد پژوهش، ارائه نقشه راهی اجرایی و بومی پذیر برای تبدیل این بافت ها به فضاهای هوشمند، عادلانه، تاب آور و پایدار است.