فواد فیض اللهی

فواد فیض اللهی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

تاثیر تمرین تناوبی با شدت متوسط به همراه مکمل بتائین نانوامولسیفیه بر بیان ژن التهابی CD28 در سلول های هپاتوسیتی، سطوح سرمی اوره، کراتینین و نیمرخ چربی موش های چاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۲
زمینه و هدف: افزایش شیوع چاقی و بیماری های همراه آن، ازجمله دیابت و کبد چرب، بیانگر اهمیت تمرین منظم به عنوان یک راهبرد درمانی در کنترل چاقی است. افزون بر این، شواهد موجود حاکی از آن است که بتائین از طریق تعدیل متابولیسم چربی و گلوکز کبدی می تواند در بهبود چاقی مؤثر باشد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر همزمان تمرین تناوبی با شدت متوسط به همراه مکمل بتائین نانوامولسیفیه بر بیان ژن التهابی CD28 در سلول های هپاتوسیتی، سطوح سرمی اوره، کراتینین و نیمرخ چربی موش های چاق بود. روش تحقیق: در این مطالعه تجربی، ۲۵ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به پنج گروه مساوی سالم، چاق، چاق+مکمل، چاق+تمرین، چاق+مکمل+تمرین تقسیم شدند. موش های چاق به مدت شش هفته با رژیم پرچرب تغذیه شدند. تمرین تناوبی شامل دویدن روی نوارگردان به مدت ۳۰ دقیقه و پنج روز در هفته، همراه با افزایش تدریجی شدت، به مدت هشت هفته انجام شد. گاواژ مکمل بتائین نانوامولسیفیه (۵۰ میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن) قبل از تمرین انجام گرفت. در پایان، بیان ژن CD28 با روش Real-Time PCR و سطوح سرمی کراتینین، اوره، تری گلیسرید، کلسترول تام (TC)، لیپوپروتئین کلسترول با چگالی کم (LDL-C)  و لیپوپروتئین کلسترول با چگالی بالا (HDL-C) با بهره گیری از روش های استاندارد آزمایشگاهی اندازه گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری t مستقل و تحلیل واریانس دو عاملی در سطح معنی داری 0/05 ≥p تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: چاقی موجب افزایش معنی دار میزان تری گلیسرید، TC، LDL-C، بیان ژن CD28، سطوح کراتینین (0/0001=p) و اوره (0/02=p) و موجب کاهش معنی دار HDL-C شد (0/0001=p). تمرین و مکمل هر کدام به طور مستقل منجر به کاهش معنی دار بیان CD28 (0/0001=p)، TG، TC، LDL-C و سطوح کراتینین (0/0001=p) و افزایش معنی دار میزان HDL-C (0/01=p) شدند. در تعامل تمرین و مکمل، نیز اثر آماری معنی داری بر CD28 (0/04=p)، LDL-C (0/0001=p)، TC (0/0001=p) و سطوح کراتینین (0/005=p) مشاهده شد. نتیجه گیری: تمرین هوازی با شدت متوسط و مکمل بتائین نانوامولسیفیه، به صورت مستقل و ترکیبی، از طریق تأثیر بر شاخص های لیپیدی، التهابی و عملکرد کلیوی؛ می تواند در کاهش اثرات سوء چاقی در موش ها مؤثر باشد.
۲.

تاثیر همزمان مکمل یاری کرم آرد با تمرین هوازی بر بیان برخی ژن های میتوکندریایی در عضله نعلی موش های صحرایی مبتلا به کبد چرب غیر الکلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۱
زمینه و هدف: در این تحقیق تاثیر همزمان مکمل پروتئینی کرم آرد  با تمرین هوازی بر بیان ژن های دخیل در بیوژنز میتوکندریایی شامل گیرنده فعال شده توسط پراکسی زوم گاما هم فعال کننده یک-آلفا (PGC1α)، پروتئین جفت نشده-یک (UCP1)،  پروتئین های میتوفیوژن (Mfn1) و پروتئین-یک وابسته به دینامین (Drp1) در عضله نعلی موش های صحرایی مبتلا به کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) بررسی گردید. روش تحقیق: در این مطالعه تجربی، 25 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار به پنج گروه مساوی شامل گروه سالم، بیمار، بیمار+ مکمل، بیمار+ تمرین، و بیمار+ مکمل+ تمرین تقسیم شدند. گروه بیمار با رژیم غذایی پرچرب و کلسترول دچار NAFLD شدند. تمرین هوازی تناوبی شامل دویدن روی نوارگردان به مدت 30 دقیقه و پنج روز در هفته همراه با اضافه بار تدریجی، به مدت هشت هفته انجام شد. گاواژ مکمل کرم آرد با دوز 20 میلی گرم/کیلوگرم وزن بدن مشابه با روزهای ورزش صورت گرفت. در نهایت، 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، حیوانات قربانی شدند و سنجش بیان ژن های PGC1α، UCP1، Mfn1 و Drp1 در عضله نعلی با روش Real-Time PCR صورت گرفت. داده های تحقیق با استفاده از آزمون های آماری t مستقل و تحلیل واریانس دو عاملی در سطح معنی داری 05/0≥p تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: ابتلا به NAFLD، بیان PGC1α، UCP1 و Mfn1 را کاهش و بیان Drp1 را در عضله افزایش داد (001/0=p). تمرین و مکمل کرم آرد هر کدام به تنهایی منجر به افزایش معنی دار بیان PGC1α (001/0=p)، UCP1 (001/0=p) و Mfn1 (001/0=p) و کاهش معنی دار بیان Drp1 (001/0=p) در موش های مبتلا به NAFLD شدند و اثر تعاملی تمرین و مکمل فقط در افزایش Mfn1 (001/0=p) معنی دار بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد تمرین هوازی و مکمل کرم آرد  هر کدام به تنهایی با ایجاد تغییرات مثبت در بیان برخی ژن های دخیل در بیوژنز میتوکندری و تعدیل متابولیسم چربی، احتمالا در بهبود وضعیت NAFLD موثر واقع شود.
۳.

تأثیر یک دوره تمرین ثبات مرکزی با و بدون کنزیوتیپ بر عوامل بیومکانیکی مؤثر بر سندروم متقاطع تحتانی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۳۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین ثبات مرکزی با و بدون کنزیوتیپ برعوامل بیومکانیکی مؤثر بر سندروم متقاطع تحتانی زنان است. ۳۶ زن ۳۰ تا ۴۰ ساله مبتلا به عارضه ی سندروم متقاطع تحتانی به صورت در دسترس و تصادفی به سه گروه ۱۲ نفری با تیپ، بدون تیپ و کنترل تقسیم شدند. برای اندازه گیری شیب لگن، دامنه ی حرکتی ران و زانو، قدرت ایزومتریک فلکسورها و اکستنسورهای ران و زانو، استقامت عضلات شکم، انعطاف پذیری اکستنسورهای ستون فقرات، استقامت عضلات ناحیه ی مرکزی بدن به ترتیب از اینکلاینومتر، گونیامتر، دینامومتر، آزمون فلکشن تنه، آزمون راست کننده ی تنه و آزمون پلانک به طرفین تنه استفاده شد. برای ارزیابی فرضیات پژوهش از آزمون تحلیل کوواریانس و در صورت مشاهده ی اختلاف معنی دار از مقایسه ی چندگانه ی میانگین ها به وسیله ی آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. تفاوت بین گروه با تیپ و کنترل در شیب لگن، دامنه ی حرکتی همسترینگ، راست رانی، قدرت فلکسور زانو و ران و اکستنسور ران معنی داربود(0.05≥p) . تفاوت بین گروه بدون تیپ و کنترل در شیب لگن، دامنه ی حرکتی راست رانی، اکستنسورهای ستون فقرات معنی داربود(0.05≥p). تفاوت بین گروه تمرین با و بدون کنزیوتیپ در دامنه ی حرکتی همسترینگ، سوئزخاصره، قدرت فلکسور زانو و ران، اکستنسور و اداکتور ران، استقامت عضلات شکمی، ناحیه ی مرکزی معنی دار بود(0.05≥p). نتایج نشان داد که انجام تمرین با تیپ نقش مؤثری در کاهش عارضه ی سندروم متقاطع تحتانی داشته است، لذا پیشنهاد می شود از تیپ به عنوان روشی غیر تهاجمی و کم هزینه همزمان با تمرین استفاده شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان