مسلم هادلی

مسلم هادلی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

اثربخشی طرحواره درمانی بر کارکردهای اجرایی افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (MS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۰
هدف : بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) شایع ترین بیماری خودایمنی و پیش رونده دستگاه اعصاب مرکزی است که اثرات منفی زیادی بر کارکردهای اجرایی بیماران دارد. هدف این پژوهش بررسی اثر طرحواره درمانی بر کارکردهای اجرایی بیماران مبتلا به ام اس بود.   روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بوده و در قالب طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری 2 ماهه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از کلیه افراد مبتلا به بیماری ام اس در تهران که در پاییز سال 1400 شمسی به یکی از مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کرده اند. از میان این جامعه 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. گروه آزمایش به مدت یک ماه و طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت طرحواره درمانی هیجانی قرار گرفت و پیش و پس از مداخله و 2 ماه بعد از مداخله، هر دو گروه توسط مجموعه آزمون های ویننا (آزمون CORSI، آزمون INHIB و آزمون WAFV) مورد سنجش کارکردهای اجرایی قرار گرفتند.   یافته ها: نتایج تحلیل واریانس آمیخته نشان داد طرحواره درمانی به طور معناداری فراخنای حافظه فعال را افزایش داد (F=3.9, P<0.05)، خطای کنترل مهاری را کاهش داد (F=6.51, P<0.005) و توجه پایدار را بهبود بخشید (F=8.21, P<0.001).   نتیجه گیری: این نتایج حاکی از این است که اصلاح طرحواره های ناسازگار باعث بهبود معنادار کارکردهای اجرایی بیماران مبتلا به ام اس می گردد.
۲.

بررسی تأثیر طرحواره درمانی بر بهبود شاخص های عصبی افراد مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس (MS)

تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۳۷۵
زمینه و هدف: بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS ) شایع ترین بیماری خود ایمنی مرتبط با التهاب سیستم عصبی مرکزی انسان است که اثرات منفی زیادی بر شاخص های عصبی و کارکردهای اجرایی مغز دارد. یکی از رویکردهای درمانی که برای حل مشکلات مزمن و سختی مانند ام اس طراحی شده، طرحواره درمانی است و هدف این پژوهش بررسی اثر طرحواره درمانی بر شاخص های عصبی بیماران مبتلا به ام اس است . روش پژوهش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود و در قالب طرح پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از کلیه افراد مبتلا به بیماری ام اس در تهران که در پاییز سال 1400 شمسی به یکی از مراکز درمانی شهر تهران مراجعه کرده اند. از میان این جامعه 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جایگذاری شدند. گروه آزمایش 8 جلسه تحت طرحواره درمانی قرار گرفت و پیش و پس از مداخله هر دو گروه توسط دستگاه الکتروآنسفالوگرافی مورد سنجش شاخص های عصبی قرار گرفتند . یافته ها: نتایج تحلیل واریانس آمیخته نشان داد طرحواره درمانی به طور معناداری شاخص F3 ( F=5.88, P<0.05 )، شاخص F4 ( F=6.44, P<0.05 ) و شاخص CZ را بهبود بخشید ( F=13.04, P<0.001 ). نتیجه گیری: این نتایج حاکی از این است که اصلاح طرحواره های ناسازگار باعث بهبود معنادار شاخص های عصبی بیماران مبتلا به ام اس می گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان