تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر خودپنداشت و نظریه ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۵ شماره ۶۷
159 - 186
حوزههای تخصصی:
کودکان بی سرپرست و بدسرپرستی که در محیطی نا امن و خالی از عشق تربیت می شوند، در معرض بحران های عاطفی، اخلاقی، اجتماعی و روحی قرار دارند لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر نظریه ذهن و خودپنداشت کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انجام گردید. پژوهش حاضر با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه ی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست 7 تا 12 سال شهر اصفهان بود. نمونه آماری به صورت در دسترس از سه مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انتخاب شد و در نهایت 32 کودک گروه سنی 7 تا 12 سال در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه خودپنداشت کودکان (1963) و آزمون نظریه-ذهن (1999) بود. 10 جلسه هنردرمانی 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش برگزار گردید که هر جلسه یک تکلیف در خانه نیز داشت. داده های پژوهش به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS26 تحلیل و بررسی شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر خودپنداشت و نظریه ذهن کودکان بی سرپرست و بدسرپرست، تأثیر معناداری داشته است همچنین بین خودپنداشت و نظریه ذهن این کودکان رابطه ی معناداری وجود دارد. با توجه به نتایج حاصل، به نظر می رسد استفاده از هنر به عنوان یک درمان انسان گرا می تواند پایه ریزی مناسبی برای درمان مبتنی بر تعامل میان کودک، محیط و درمانگر باشد و کودکان بی سرپرست و بدسرپرست را به سمت بهبود نظریه ذهن و خودپنداشت آن ها سوق دهد.