زهرا آقامیر محمدعلی

زهرا آقامیر محمدعلی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

شناسایی و دستهبندی عوامل معنوی در مطالعات مرتبط با سوگ و سوگ آسیبشناختی: یک مرور نظاممند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۰
مقدمه و اهداف: سوگ از دست دادن عزیزان یکی از دشوارترین تجارب انسانی است که می تواند پیامدهای جسمانی، روان شناختی و اجتماعی منفی را به همراه داشته باشد (عباسی مکوند و همکاران، ۱۴۰۲)؛ درحالی که بسیاری افراد دوره سوگواری را به طور طبیعی سپری می کنند (کوالسکی و باندماس، [1] ۲۰۰۸)؛ البته برخی داغداران به اختلال سوگ طولانی مدت (PGD) دچار می شوند که در DSM-5-TR به عنوان اختلالی جدید معرفی شده است (انجمن روان پزشکی آمریکا، [2] ۲۰۲۲). این اختلال با نشانه هایی مانند اشتیاق، اجتناب و افکار مرتبط با متوفی همراه است (لنفرینک [3] و همکاران، ۲۰۲۳). شیوع آن بین2/1 تا 5/1 درصد تخمین زده می شود (روزنر [4] و همکاران، ۲۰۲۱). عوامل روان شناختی و اجتماعی همانند شرایط مرگ، حمایت اجتماعی، سبک های مقابله ای و معنای فقدان بر شدت سوگ و مدیریت آن تأثیرگذار هستند (کریستنسن [5] و همکاران، ۲۰۱۲؛ گالاگر [6] و همکاران، ۱۹۸۲؛ ویلسون [7] و همکاران، ۲۰۱۶). معنویت نیز به عنوان عنصری کلیدی در مدیریت سوگ شناخته شده و پژوهش ها نشان داده اند که باورهای معنوی و دینی با کاهش اضطراب، بهبود معناسازی و تصویر مثبت از مرگ به افراد کمک می کنند تا با فقدان کنار بیایند (پنتاریس [8] و همکاران، ۲۰۲۳؛ تستونی [9] و همکاران، ۲۰۲۲). بااین حال، نبود دسته بندی منسجم از عوامل معنوی مرتبط با سوگ در ادبیات پژوهشی قابل مشاهده است. این خلأ اهمیت زیادی دارد؛ زیرا شناسایی جامع این عوامل می تواند به تدوین مداخلات معنوی مؤثر کمک کرده، و راهکارهای عملی برای مدیریت بهتر سوگ فراهم کند. مطالعه حاضر با هدف پر کردن این شکاف به بررسی جامع عوامل معنوی مرتبط با سوگ و نقش آنها در کاهش پیامدهای منفی و بهبود وضعیت روانی افراد سوگوار می پردازد. روش : این پژوهش با هدف شناسایی و دسته بندی عوامل معنوی مؤثر بر سوگ و سوگ آسیب شناختی، با استفاده از مرور نظام مند و براساس دستورالعمل PRISMA انجام شد (موهر [10] و همکاران، 2009)؛ در این فرایند، مقالات مرتبط از پایگاه های اطلاعاتی فارسی مانند SID، نورمگز، ایرانمدکس و پایگاه های بین المللی مانند PubMed، Google Scholar، Springer و  Ericبا استفاده از کلمات کلیدی فارسی مانند سوگ، سوگ طولانی مدت، معنویت، معنویت درمانی، غم و اندوه ناشی از سوگ و واژه های انگلیسی همانند “mourning”، “spirituality therapy”،”bereavement” و “grief spiritual” جستجو شدند. معیارهای ورود شامل دسترسی به متن کامل، ارتباط موضوعی مستقیم با عوامل معنوی مرتبط با سوگ، انتشار در مجلات معتبر و نمایه شده بود. به منظور شمول گسترده تر، محدودیت زمانی یا جغرافیایی در نظر گرفته نشد. معیارهای خروج شامل مقالاتی بود که به دلیل نقص داده ها، ضعف طراحی پژوهش یا کیفیت پایین از بررسی حذف شدند. از میان ۱۵۷ مقاله شناسایی شده، ۸۲ مقاله به دلیل نبود ارتباط کافی حذف شدند. پس از بررسی دقیق ۷۱ مقاله باقی مانده، ۲۹ مقاله به دلیل نامناسب بودن محتوا یا دسترسی نداشتن به متن کامل کنار گذاشته شدند. درنهایت ۲۳ مقاله مرتبط برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. برای ارزیابی کیفیت مقالات، ابزارهای استاندارد همچون دستورالعمل های مؤسسه جوآنا بریکز به کار رفتند (پایپر، 2019). تمامی مراحل پژوهش تحت نظارت دقیق اساتید راهنما انجام شد تا خطر سوگیری کاهش یابد و شفافیت در نتایج حفظ شود. این روش پژوهش، چارچوبی دقیق و شفاف برای جمع آوری، ارزیابی و تحلیل داده ها ارائه داده و امکان شناسایی جامع عوامل معنوی مرتبط با سوگ را فراهم کرده است که در تدوین مداخلات درمانی آینده بسیار مفید خواهد بود. نتایج : یافته های پژوهش نشان داد که عوامل معنوی مختلفی در تسهیل سوگ و رشد فردی پس از آن نقش دارند. عوامل تسهیل کننده شامل پذیرش مرگ به عنوان بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی (ناظمی و همکاران، 1401؛ ورتمن و پارک، [11] 2008)، اعتقاد به خدا به عنوان پناهگاه معنوی و دلبستگی ایمن به او (موسوی و سلیمی بجستانی، 1397؛ پورغلامی و همکاران، 1401) و اعتقاد به قضا و قدر الهی (نعمتی پور و گلزاری، 1394؛ شریفی و همکاران، 1392) بودند؛ همچنین صبر و توکل در مواجهه با مصائب (جعفری، 1400؛ زارع احمدآبادی و همکاران، 1397) و مکانیسم های مقابله ای معنوی همچون دعا، زیارت و نماز (محمدی احمدآبادی و قلی زاده، 1400؛ دایر و هاگدورن، [12] 2013) به کاهش اضطراب و ایجاد آرامش کمک می کنند. سلامت معنوی نیز در مقابله با استیگما، احساس گناه و خودسرزنشی نقش دارد و تاب آوری را افزایش می دهد (چالاکی نیا و همکاران، 2021؛ ساگبرگ و روئن، [13] 2011). مشارکت در فعالیت های دینی و دریافت حمایت اجتماعی، حس انسجام و تعلق را تقویت و فرایند سوگواری را تسهیل می کند (پورغلامی و همکاران، 1401؛ مهدی پور و همکاران، 2020). عوامل زمینه ساز رشد فردی پس از سوگ نیز شامل دستیابی به معنای جدید از زندگی و مرگ (ناظمی و همکاران، 1401؛ پورغلامی و همکاران، 2021)، بازاندیشی و معنابخشی به فقدان ها (جعفری، 1400؛ محمدی احمدآبادی و قلی زاده، 1400)، تقویت معرفت به حکمت و خیرخواهی خداوند (نعمتی پور و گلزاری، 1394؛ پورغلامی و همکاران، 1401)، جهان بینی دینی درباره دنیا (موسوی و همکاران، 1401؛ دامیاناکیس و مرزیالی، [14] 2012)، مراقبه و تأمل (مهدی پور و همکاران، 2020؛ دامیاناکیس و مرزیالی، 2012) و بازسازی شناختی و تحول روحانی (مارونه، [15] 1999؛ احمدی و دارابی، 1396) بودند. این عوامل معنوی با کاهش پیامدهای منفی سوگ و ایجاد فرصت هایی برای بازسازی معنوی و شناختی به ارتقای سلامت روان و رشد شخصیتی افراد داغدیده کمک می کنند. بحث و نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان داد که معنویت نقش کلیدی در تسهیل سوگواری و ایجاد رشد معنوی و روانی در افراد داغدیده ایفا می کند. این پژوهش با بررسی جامع عوامل معنوی مرتبط با سوگ و سوگ آسیب شناختی کوشید تا نقشی روشن تر برای معنویت در فرایند سوگواری ترسیم کند. نتایج نشان داد که معنویت نه تنها در کاهش آثار منفی سوگ مؤثر است، بلکه به عنوان ابزاری قدرتمند برای رشد شخصیتی و معنوی نیز عمل می کند. استفاده از رویکرد درمان چندبعدی معنوی (ر.ک: جان بزرگی، 1398) که بر اصول قرآن، سیره و روایات استوار است، به طور خاص امکان تبیین دقیق تر این عوامل را فراهم می کند. این رویکرد با فعال سازی عقل خداسو و معنادهی به رنج ها به افراد کمک می کند تا سوگ را نه تنها به عنوان تجربه ای دردناک، بلکه فرصتی برای بازسازی معنوی و روانی درک کنند؛ برای مثال پذیرش مرگ به عنوان بخشی اجتناب ناپذیر از زندگی و درک حکمت الهی، اضطراب ناشی از سوگ را کاهش داده، به افراد اجازه می دهد تا آرامش بیشتری تجربه کنند؛ افزون بر این، مکانیسم های مقابله ای معنوی همانند دعا، نماز و مراقبه، ابزارهایی برای تقویت ارتباط با خداوند و ایجاد آرامش روانی هستند. همچنین بازاندیشی در معنای زندگی و مرگ و بازسازی شناختی، فرصت هایی برای رشد معنوی و شخصیتی فراهم می کنند. یافته های این پژوهش نشان می دهند که عوامل معنوی می توانند به مدیریت بهتر سوگ و بهبود وضعیت روانی و معنوی افراد کمک کنند؛ با این حال ضرورت دارد که تأثیر این رویکردها در فرهنگ های مختلف و از زوایای گوناگون بررسی شود تا به یک درک جامع تری از نقش معنویت در فرایند سوگواری دست یابیم. تشکر و قدردانی : در پایان با احترام و سپاس فراوان از دو استاد بزرگوارم، آقایان دکترمسعود جان بزرگی و دکتر حسن میرزاحسینی به جهت راهنمایی های دقیق، حمایت های بی دریغ و اشتراک گذاری دانش و تجربیات ارزشمندشان در طول این پژوهش صمیمانه قدردانی می کنم. حضور و همراهی بی وقفه ایشان، نقشی کلیدی در شکل گیری و پیشبرد این مقاله ایفا کرده است و دستیابی به نتایج مطلوب بدون حمایت های مستمر آنها امکان پذیر نبود. تعارض منافع : نویسندگان این پژوهش اعلام می دارند که هیچ گونه تعارض منافع مالی، حرفه ای یا شخصی در ارتباط با این مطالعه وجود ندارد. تمامی مراحل انجام پژوهش با رعایت اصول بی طرفی و شفافیت علمی صورت گرفته است.   [1] . Kowalski & Bondmass   [2] . American Psychiatric Association   [3] . Lenferink   [4] . Rosner   [5] . Kristensen   [6] . Gallagher   [7] . Wilson   [8] . Pentaris   [9] . Testoni   [10] . Moher   [11] . Wortman & Park   [12] . Dyer & Hagedorn   [13] . Sagberg & Røen   [14] . Damianakis & Marziali   [15] . Marrone  
۲.

اثربخشی برنامه تقویت ثبات بر ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلندمدت، استحکام روانی و خودکارآمدی دانش آموزان: مطالعه ای مداخله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۳۳۹
زمینه و هدف: ثبات عامل هدایت گر موفقیت است و بدون ثبات، امکان شکوفایی استعداد وجود ندارد. در واقع، ثبات جزء ضروری موفقیت در مدرسه است که بهبود آن می تواند پیشرفت تحصیلی را به همراه آورد. بدین ترتیب، مطالعه حاضر در تلاش است که در قالب یک مطالعه مداخله ای با استفاده از برنامه ثبات به تقویت ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلند مدت، استحکام روانی، و خودکارآمدی دانش آموزان بپردازد. روش: در این مطالعه شبه تجربی (پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه)، جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مدارس متوسطه یکم ناحیه یک شهر رشت در نیم سال تحصیلی 98-1397 بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 82 دانش آموز (41 دانش آموز دختر و 41 دانش آموز پسر) با سن بین 13 تا 15 سال انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (تعداد=41) و گواه جایدهی (تعداد=41) گردیدند. برنامه توسعه و تقویت ثبات و قالب ذهنی شامل داستان ها، نقشه های انتخاب، راهنمایی هم کلاسی ، ارزیابی خود و خود-آموزش دهی کلامی (پولیرستک، 2017) برای گروه آزمایش در قالب 9 جلسه 90 دقیقه ای (سه روز در هفته) تدوین شده وبه صورت گروهی روی گروه آزمایش اجرا شد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس کوتاه ثبات (داکورث و کیون، 2009)، پرسشنامه استحکام روانی-18 گویه ای (کلاف و همکاران، 2002) و مقیاس خودکارآمدی عمومی (شوارزر و جروسالم، 1995) بودند. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 24 و با استفاده با روش تحلیل چندمتغیره کوواریانس انجام شد. یافته ها: بر اساس نتایج، برنامه تقویت ثبات منجر به بهبود نگهداری تلاش (0/46 = ηp2)، تداوم علاقه (0/61 = ηp2)، استحکام روانی (0/4646/0 = ηp2) و خودکارآمدی (0/50 = ηp2) در دانش آموزان شد. برنامه بر تداوم علاقه (0/61 = ηp2) بیش از همه موثر بود (0/001>P). نتیجه گیری: نتایج این مطالعه تاییدکننده کارآمدی برنامه ثبات بر ظرفیت نگهداری تلاش و علاقه برای اهداف بلند مدت، استحکام روانی و خودکارآمدی دانش آموزان بوده است و در نتیجه با توجه به نقش تسهیل گر ثبات در عملکرد تحصیلی دانش آموزان و موفقیت در مدرسه، ضروری است که مداخلاتی به منظور توسعه ثبات در دانش آموزان ارائه شود.
۳.

اثربخشی زوج درمانی سیستمی – سازه گرا بر باورهای غیرمنطقی و ناگویی طبعی زنان درخواست کننده طلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۴ تعداد دانلود : ۳۴۱
عوامل روان شناختی فراوانی مسئول بروز ناسازگاری های زناشویی و طلاق در میان زوجین هستند که نیاز است به درمان و مهار آن ها توجه شد. ازاین رو، این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی روش زوج درمانی سیستمی- سازه گرا بر باورهای غیرمنطقی و ناگویی طبعی زنان درخواست کننده طلاق انجام شد. روش این پژوهش نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون- پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه پژوهش دربرگیرنده همه زنان درخواست کننده طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره و درمانگاه های خانواده شهر تهران در شش ماهه نخست سال 1398 بودند که شمار 30 نفر از آن ها بهروش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه به اندازه یکسان گمارده شدند. افراد گروه آزمایش، روش زوج درمانی سیستمی- سازه گرا را در 9 جلسه 120 دقیقه ای (در هر هفته 2 جلسه) دریافت کردند؛ گروه گواه در فهرست انتظار نهاده شد. به منظور جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های باورهای غیرمنطقی جونز (1968) و ناگویی طبعی بگبی و همکاران (1994)، استفاده شد. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته های برآمده از تحلیل داده های پژوهش نشان داد که با مهار اثر پیش آزمون، میان میانگین نمرات پس آزمون افراد گروه آزمایش و گروه گواه در متغیرهای باورهای غیرمنطقی (78/48 F = و 72/0 = η2 ) و ناگویی طبعی (23/45 F = و 68/0 = η2 )، تفاوت معناداری وجود داشت (001/0> P ). درمجموع، با توجه به نتایج این پژوهش می توان نتیجه گرفت که زوج درمانی سیستمی- سازه گرا به عنوان یک مداخله کارآمد برای سامان دادن باورهای غیرمنطقی و کاهش ناگویی طبعی زنان درخواست کننده طلاق، اثربخش بود.
۴.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نارسایی هیجانی و اجتناب شناختی دانش آموزان با اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۵۶۶
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر نارسایی هیجانی و اجتناب شناختی دانش آموزان با اختلال اضطراب فراگیرانجام شد. روش این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را همه دانش آموزان دختر پایه دوم دوره متوسطه دوم شهرستان تایباد در سال تحصیلی 98-1397 تشکیل دادند. پس از ارزیابی اولیه با استفاده از مقیاس اختلال اضطراب فراگیر، 30 دانش آموز دختر به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش 15نفر و کنترل 15نفر گمارش شدند.برنامه درمانی رویکرد پذیرش و تعهد، در طی 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی بر روی گروه آزمایش اجرا شد؛ گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های نارسایی هیجانی بگبی، پارکر و تیلور و اجتناب شناختی سکستون و داگاس استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری در میانگین نمرات پس آزمون گروه های آزمایش و کنترل در نارسایی هیجانی و مؤلّفه های آن(دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکّر برون مدار) و اجتناب شناختی و مؤلّفه های آن(فرونشانی فکر، جانشینی فکر، حواس پرتی، اجتناب از محرک تهدید کنند، و تبدیل تصاویر به افکار)، وجود داشت. با توجه به نتایج این پژوهش، پیشنهاد می شود تا روان شناسان و روان درمانگران از نتایج این مطالعه در جهت کاهش نارسایی هیجانی و اجتناب شناختی دانش آموزان با اختلال اضطراب فراگیر، بهره ببرند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان