بررسی تأثیر استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مولد بر فرآیند ایده پردازی و خلاقیت دانش آموزان هنر
منبع:
مطالعات هنر سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱)
107 - 129
حوزههای تخصصی:
ظهور هوش مصنوعی مولد، پارادایم های سنتی آموزش هنر را با چالش بنیادین مواجه کرده است. این ابزارها از یک سو فاصله میان «ایده» و «اجرا» را کاهش داده و دامنه تخیل هنرجویان را گسترش می دهند، اما از سوی دیگر، استفاده بدون راهبری از آن ها می تواند به الگوریتمی شدن ذهن هنرجویان منجر شود. استفاده راهبردی از هوش مصنوعی مولد مانند میدجرنی در فرآیند آموزش هنر، با تقویت مؤلفه های چهارگانه خلاقیت می تواند باعث جلوگیری از الگوریتمی شدن ذهن هنرجویان گردد. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش ابزارهایی مانند میدجرنی به عنوان هم تولیدکننده در فرآیند خلاقانه و تحلیل تأثیر آن بر مؤلفه های چهارگانه خلاقیت (سیالی، انعطاف پذیری، بسط و اصالت) انجام شده است. این مطالعه مروری نظام مند، با گردآوری و ترکیب یافته های پژوهش های تجربی از مقالات معتبر بین المللی و مجموعه مقالات کنفرانس های حوزه طراحی و آموزش هنر صورت گرفته است. دو پرسش اصلی پژوهش عبارت اند از: ۱. تعامل با میدجرنی چه تأثیری بر نمرات و انعطاف پذیری ذهنی دانش آموزان در مرحله ایده پردازی دارد؟ ۲. استفاده از هوش مصنوعی مولد چگونه مفهوم «عاملیت هنری» و «اصالت اثر» را در ادراک هنرجویان تغییر می دهد؟ نتایج نشان داد میدجرنی اگرچه فرآیند ایده پردازی را تسریع و تنوع بصری تولیدات را افزایش می دهد، اما تأثیر معناداری بر نمرات نهایی و نوآوری دانشجویان ندارد. عمیق ترین تأثیر این فناوری، تغییر درک دانشجویان از هویت هنری و اصالت آثار است؛ آن ها بیش از نگرانی از جایگزینی شغلی، به حریم خصوصی، مالکیت فکری و عاملیت خلاقانه خود اهمیت می دهند. همچنین نگرش اولیه دانشجویان نسبت به هوش مصنوعی، عامل تعیین کننده ای در اثربخشی این ابزارهاست.