حبیب محمودی چناری

حبیب محمودی چناری

مدرک تحصیلی: دانشجوی دوره دکتری تخصصی، گرایش برنامه ریزی آمایش محیطی، گروه جغرافیای انسانی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۳ مورد از کل ۲۳ مورد.
۲۱.

شناسایی مکانی-فضایی عرصه های کشت صنوبر در نواحی روستایی (مطالعه موردی، دهستان ضیابر، شهرستان صومعه سرا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
زراعت چوب و توجه به توسعه پایدار در کشورهای دارای فقر جنگلی از اهمیت بسزایی برخوردار است. ضمن اینکه تقاضا برای محصولات چوبی هم در سطح ملی و هم در سطح بین المللی به طور روزافزونی در حال افزایش است. صنوبر یکی از گسترده ترین گونه های درختی است که به سرعت رشد می کند و برای مزارع جنگلی استفاده می شود. این تحقیق با هدف افزایش دقت طبقه بندی تصاویر نوری به روش یادگیری ماشین از طریق ادغام با تصاویر رادرای انجام شده است و تلاشی است در جهت پایش، کنترل و مدریت فضایی عرصه های روستایی بخصوص از منظر فعالیت های کشاورزی که می تواند به عنوان رویکردی نوین در توسعه روستایی در عصر انقلاب فناوری های اطلاعاتی مطرح باشد. در این پژوهش از تصاویر ماهواره سنتینل 1 و 2 در قالب باند های طیفی و پلاریزاسیون های راداری به همراه مدل رقومی زمین استفاده گردید. الگوریتم جنگل تصادفی به عنوان یک روش قدرتمند در طبقه بندی داده های غیرمتوازن و حجیم بکار گرفته شد. با استفاده از تلفیق داده های ماهواره ای نوری و راداری و با استفاده از الگوریتم یادگیری ماشین جنگل تصادفی به پهنه بندی مناطق صنوبرکاری پرداخته-شد. مساحت سطح زیر کشت صنوبر در دهستان ضیابر 2650 هکتار برآورد گردید. از طرفی صحت کلی و ضریب کاپا در این طبقه بندی83/2 درصد و754/0 حاصل گردید. به این ترتیب می توان از روش ارائه شده به عنوان روشی قدرتمند برای پایش، کنترل و مدیریت فضایی فعالیت های کشاورزی در نواحی روستایی با هر مقیاسی بهره برد.
۲۲.

امکان سنجی توسعه فتوتوریسم در استان گیلان با تأکید بر ظرفیت های محیطی و تحلیل " PESTEL

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۴
هدف این پژوهش، امکان سنجی توسعه گردشگری عکاسی (فتوتوریسم) در استان گیلان با تمرکز بر سنجش ظرفیت های محیطی و پیش شرط های لازم برای ترویج آن می باشد. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است که با رویکرد آمیخته (کیفی و کمی) و در قالب یک طرح سه مرحله ای (مطالعه اسنادی، مصاحبه با متخصصان و تکمیل پرسشنامه محقق ساخته) انجام شده است. داده ها با استفاده از مدل PESTEL و ارزیابی شش شاخص کلیدی ظرفیت محیطی (تنوع منظر، پدیده های طبیعی، عکاسی نجومی، معماری تاریخی، سازه های مهندسی و پویایی فرهنگی-اقتصادی) تحلیل شده اند. یافته ها پژوهش نشان می دهد، استان گیلان از ظرفیت های محیطی استثنایی (مانند چشم اندازهای متنوع، پدیده های طبیعی منحصربه فرد و غنای فرهنگی) برخوردار می باشد. از سوی دیگر تحلیل مدل PESTEL نشان داد که در ارتباط با توسعه گردشگری عکاسی، بُعد اجتماعی (با میانگین 3/14) به عنوان نقطه قوت اصلی و بستر مساعد برای توسعه عمل خواهد کرد، در حالی که ابعاد فناوری (1/96) و سیاسی (1/94) به عنوان اصلی ترین چالش های توسعه فتوتوریسم می باشند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد وجود همبستگی قوی بین فناوری و قوانین (0/82) بر ضرورت اصلاح همزمان این دو حوزه تأکید دارد. در مجموع نتایج این پزوهش نشان داد، با وجود ظرفیت های بی نظیر محیطی، توسعه پایدار فتوتوریسم در استان گیلان مستلزم تقویت فوری زیرساخت های فناورانه، ثبات در سیاست گذاری و تدوین چارچوب های قانونی شفاف است.
۲۳.

Drivers of Land Commodification in the Western Urban–Rural Areas of Guilan Province, Northern Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۸
Purpose- Land commodification is a process through which land shifts from being a productive, ecological, and social resource to a speculative asset and a vehicle for capital accumulation. Over the past decade, this process has intensified across the urban and rural zones of western Gilan Province, resulting in widespread villa construction, unregulated land-use conversions, increasing pressure on agricultural lands, spatial fragmentation, and the weakening of rural development. Despite the significance of this phenomenon, previous studies have rarely undertaken a systematic identification of the key driving forces shaping this complex dynamic. Design/methodology/approach- Addressing this gap, the present study first identified a broad set of factors influencing land commodification through semi-structured interviews with local experts, managers, and stakeholders (145 participants). Following a screening and consensus-building process with 10 spatial-planning specialists, 59 final variables were extracted and subjected to structural analysis using a cross-impact matrix in MICMAC software. In addition, survey data from 300 local residents were employed to capture lived experiences, validate the operational mechanisms, and complement the analytical outcomes. Finding- MICMAC results reveal that the absence of deterrent regulations and effective oversight mechanisms, weak agricultural support policies, fragmented land governance, the expansion of non-strategic tourism, and the increasing attractiveness of converting liquidity into land function as the principal driving variables. These drivers reinforce a self-amplifying cycle—characterized by rising land prices, intensified speculation, withdrawal of agricultural lands from production, and rapid villa development—that ultimately fosters spatial instability and undermines rural development. Originality/value– By mapping the causal structure and identifying the key drivers, this study provides an evidence-based foundation for targeted policy interventions aimed at regulating land commodification and enhancing spatial–rural sustainability in western Gilan.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان