مفهوم کارتوپلیتیک و کاربردهای آن در تحلیل های جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقشه نه تنها منتقل کننده واقعیت است، بلکه دربردارنده نیات و مقاصد ترسیم کنندگان آن است. کارتوگرافی انتقادی بر این اصل استوار است که نقشه ها در خدمت قدرت هستند. به سخن دیگر، کارتوگرافی انتقادی، کارتوگرافی مرسوم را با پیوند دادن دانش جغرافیایی با قدرت و بنابراین امر سیاسی، به چالش می-کشد و بر این فرض استوار است که نقشه ها واقعیت را می سازند و آن را بازنمایی می کنند. در این راستا کارتوپلیتیک به عنوان زیرشاخه ای از جغرافیای سیاسی ظهور یافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی مفهوم کارتوپلیتیک و کاربردهای آن در تحلیل های جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک، با استفاده از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. طبق یافته های پژوهش، کارتوپلیتیک به معنای توصیف چگونگی رابطه سیاست با نمایش کارتوگرافیکی ساخته شده از فضاست که در آن کارتوگرافی به استقرار تصویر فضایی ویژه ای در راستای اهداف و ایدئولوژی خاص می پردازد. به بیانی ساده کارتوپلیتیک به رابطه نقشه، سیاست و قدرت اشاره دارد. طبق نتایج تحقیق، کارتوپلیتیک پیوند تنگاتنگی با قلمروسازی به عنوان اساس نظری جغرافیای سیاسی و مشتقات آن شامل قلمروداری و قلمرو گستری دارد. بررسی نمونه های موردی مختلف، در مقاطع زمانی متفاوت حاکی از نقش ابزاری کارتوگرافی در شکل دادن به قلمرو، کنترل و اداره قلمرو، و نیز قلمرو گستری از جمله در جنگ ها، منازعات ژئوپلیتیکی، ساخت و بازساخت گفتمان های ژئوپلیتیکی دارد. در همه موارد، نقشه ها با تکنیک هایی مانند برجسته سازی، خطوط یا رنگ آمیزی خاص، سیستم تصویر و در کل با آنچه نشان می دهند و آنچه نشان نمی دهند در روابط قدرت گرفتار می شوند.