هدف: این مقاله به دنبال شناسایی، اولویت بندی معیارهای مؤثر در برون سپاری آموزشهای سازمانی و انتخاب مؤسسه آموزشی مناسب بوده است. روش: در این تحقیق با رویکرد جامع ANPBOCR، ابتدا با مطالعه ادبیات پژوهش و بهره گیری از نظرات خبرگان، معیارهای مؤثر و وابستگی میان معیارها، تعیین و ماتریس مقایسات زوجی تشکیل و اولویت معیارها پژوهش ، مشخص و امتیازات نسبی مؤسسات شناسایی شد. سپس رتبه بندی گزینه ها انجام و نتایج به صورت عددی و گرافیکی نشان داده شد و در نهایت، با در نظر گرفتن معیارهای پژوهش، موسسه مناسب انتخاب شد. یافته ها: معیارهای رفتار سازمانی مناسب و دارا بودن فرهنگ سازمانی مناسب، برگزاری به موقع دوره های آموزشی، نبود کنترل بر فرآیند آموزش و نحوه ارزشیابی، مهمترین معیارهای تصمیم گیری محسوب می شود و با در نظر گرفتن معیارهای پژوهش بهترین انتخاب، موسسه آموزشی شماره 2 است. نتیجه گیری: مدیران هنگام به کارگیری راهبرد برون سپاری آموزشی، ابتدا باید به بررسی مزایا، هزینه ها، فرصتها و ریسکهای حاصل از این برون سپاری پرداخته، سپس با در نظر گرفتن این موارد و الویت بندی مؤسسات آموزشی مورد نظر، در صورت مفید بودن این راهبرد برای سازمانشان، اقدامات بعدی را در جهت پیاده سازی آن انجام دهند.
امروزه انتخاب تأمین کنندگان مناسب، یکی از مسائل مهم استراتژیک در بین شرکتهایی می باشد که به نحوی جهت تأمین کالای مورد نیاز خود به آنها وابسته می باشند. متخصصین این امر اعتقاد دارند که هیچ یک از راههای ارزیابی و انتخاب، بهترین راه نمی باشد. بنابراین سازمانها با نگرشهای متفاوتی به این موضوع می نگرند و از روشهای متفاوتی برای ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان استفاده می کنند.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و الویت بندی معیارهای موثر در انتخاب تأمین کنندگان و انتخاب تأمین کننده مناسب جهت برون سپاری در شرکت آذین تنه انجام گرفته است. در این بررسی از ساختار سودها، فرصتها، هزینه ها و ریسکها (BOCR[1]) برای تعیین و الویت بندی شاخصهای موثر بر تصمیم گیری مدیران برای حل این مشکل استفاده گردید. ابتدا مطالعات اولیه در خصوص شناسایی معیارهای تأثیرگذار در انتخاب تأمین کنندگان صورت پذیرفت. سپس این معیارها بر اساس شاخص های اصلی مدل BOCR تفکیک گردیدند. پس از آن پرسشنامه هایی جهت مقایسه و رتبه بندی این معیارها و تأمین کنندگان مورد نظر، تنظیم و نظر کارشناسان مرتبط اخذ گردید. با استفاده از روش ANP[2] و نرم افزار سوپردسیشن پاسخ های به دست آمده تجزیه و تحلیل و ارزش وزنی هر یک از معیارها محاسبه گردیده و الویت بندی معیارها و تأمین کنندگان صورت پذیرفت و در نهایت مناسب ترین تأمین کننده جهت برون سپاری شناسایی گردید.
مقدمه:هدف از این مطالعه، برآورد شیوع آسیبهای عمدی به خود و قلدری و تعیین عوامل مرتبط با آنها در یک نمونه از نوجوانان ایرانی است.
روشکار: دراین مطالعهی مقطعیتحلیلی در سال 1390 یک نمونهی تصادفی 1064 نفره از دانشآموزان پسر دبیرستانی شهر زنجان به روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای انتخاب شد. اطلاعات مرتبط با شیوع رفتار قلدری و آسیبهای عمدی به خود و نیز استعمال دخانیات، وضعیت اقتصادیاجتماعی و متغیرهای روانیاجتماعی از طریق پرسشنامه به دست آمد. از مدل رگرسیون لجستیک دوحالتهی تکمتغیره و چندمتغیره برای ارتباط بین متغیرهای مورد نظر و رفتارهای آسیب عمدی به خود و قلدری استفاده شد.
یافتهها:از 1064 شرکتکننده، 285 نفر (8/26 درصد) و 280 نفر (3/26 درصد) به ترتیب آسیب عمدی به خود و رفتار قلدری را گزارش کردند. نسبت شانس مصرف سیگار برای آسیب عمدی به خود از سایر عوامل خطر بیشتر بود (92/5=OR، فاصلهی اطمینان 95%: 79/9-57/3) اما وضعیت اقتصادیاجتماعی بیشترین نسبت شانس را برای رفتار قلدری داشت (92/2=OR، فاصلهی اطمینان 95%:74/4-80/1). در میان عوامل حمایتی، عزت نفس بالا بر آسیب عمدی به خود (32/0=OR، فاصلهی اطمینان 95%: 84/0-12/0) و نظارت والدین بر سیگار کشیدن نوجوان برای قلدری (53/0=OR، فاصلهی اطمینان 95%: 75/0-37/0) بیشترین تاثیر حمایتی را داشتند.
نتیجهگیری: شیوع رفتارهای خشونتآمیز مانند آسیب عمدی به خود و قلدری در بین نوجوانان نگرانکننده است. تجربهی مصرف سیگار و وضعیت اقتصادیاجتماعی به ترتیب بیشترین همبستگی را با رفتارهای آسیب عمدی به خود و قلدری داشتند. داشتن عزت نفس زیاد و نظارت والدین، بیشترین اثر حمایتی را روی این دو رفتار خشونتآمیز داشت.