یونس نادمی

یونس نادمی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه اقتصاد، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی (ره)

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۶ مورد از کل ۶۶ مورد.
۶۱.

سرمایه گذاری در هوش مصنوعی و تضاد اشتغال: رمزگشایی جانشینی در برابر خلق شغل در ۲۰ اقتصاد پیشرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۴
هدف این مقاله بررسی پیامدهای دوگانه سرمایه گذاری بخش خصوصی در هوش مصنوعی بر بازار کار و نرخ بیکاری در اقتصادهای پیشرو است. بدین منظور مجموعه ای از داده های تابلویی شامل بیست کشوری که در دوره ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳ بیشترین سرمایه های مخاطره پذیر مرتبط با هوش مصنوعی را جذب کرده اند گردآوری شد. در ادامه، با برآورد یک سیستم همزمان دو معادله به کمک روش گشتاورهای تعمیم یافته سیستمی (System-GMM)، دو کانال اثرگذاری متمایز شد: نخست، کانال بهره وری که جانشینی نیروی کار با سرمایه فناورانه را منعکس می کند و دوم، کانال خلق شغل که از توسعه صنایع و خدمات مکمل هوش مصنوعی و بازآفرینی زنجیره های ارزش ناشی می شود. برآوردها نشان می دهد که افزایش بهره وری، در غیاب سیاست های جبرانی، نرخ بیکاری را بالا می بَرد؛ درحالی که سرمایه گذاری مستقیم در هوش مصنوعی اثری کاهنده دارد. بنابراین، برآیند نهایی در هر کشور به توازن قدرت این دو کانال بستگی دارد. آزمون های پایایی و اعتبار ابزارها، صحت نتایج را تأیید کردند. براساس یافته ها، اجرای برنامه های ارتقای مهارت دیجیتال، گسترش زیست بوم نوآوری، اصلاح نظام آموزشی و حمایت هدفمند از استارتاپ های فناورمحور ضروری است تا تحول فناورانه به سوی ایجاد شغل پایدار هدایت شود. ناهمگونی در ظرفیت جذب فناوری و کیفیت نهادی نیز عامل مهم تفاوت آثار است؛ به گونه ای که کشورهایی با نظام نوآوری بالغ، توانایی خنثی سازی اثر جانشینی و دستیابی به تعادل کارآفرینانه تر را دارند.
۶۲.

نگاهی نو به رابطه بیمه و توزیع درآمد در اقتصاد ایران: تحلیل استانی با مدل معادلات همزمان پانل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۲
کاهش نابرابری توزیع درآمد همواره از اهداف اصلی سیاست های اقتصادی بوده است و توسعه خدمات بیمه ای نیز به عنوان ابزاری مهم در جهت رفع فقر و کاهش نابرابری مطرح شده است. هدف این پژوهش بررسی رابطه دوسویه بین ضریب نفوذ بیمه و نابرابری توزیع درآمد در اقتصاد ایران بوده است. بدین منظور داده های مربوط به ۳1 استان ایران طی سال های ۱۳89 تا ۱401 جمع آوری شده است و برای تحلیل رابطه دوسویه بین این دو متغیر، یک مدل معادلات همزمان پانل با ساختار غیرخطی شامل اثر آستانه ای برآورد شده است. یافته های پژوهش نشان داده است که ضریب نفوذ بیمه و ضریب جینی به طور دوسویه بر یکدیگر تأثیرگذار بوده اند و این رابطه ماهیتی غیرخطی با اثر آستانه ای داشته است. به طور خاص، افزایش ضریب نفوذ بیمه پس از عبور از آستانه 025/0 موجب کاهش معنادار نابرابری توزیع درآمد شده است. از سوی دیگر افزایش نابرابری بیش از آستانه حدود 34/0 از شاخص ضریب جینی، تاثیری کاهنده بر ضریب نفوذ بیمه داشته است. همچنین از طرف دیگر تشدید نابرابری توزیع درآمد خود عاملی در جهت تضعیف توسعه صنعت بیمه در کشور است.
۶۳.

دو روی سکه هوش مصنوعی: تحلیل چندکی نابرابری درآمد در اقتصادهای پیشرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۱
 هوش مصنوعی در سال های اخیر به یکی از مهم ترین پیشران های تغییرات اقتصادی و اجتماعی در جهان تبدیل شده است، اما نگرانی هایی نیز درباره پیامدهای اجتماعی و اقتصادی این فناوری -به ویژه در حوزه توزیع درآمد و نابرابری- مطرح شده است؛ به طوری که ممکن است نقش دوگانه ای ایفا کند؛ از یک سو، استفاده از هوش مصنوعی می تواند منجر به افزایش بهره وری و خلق فرصت های شغلی جدید شود و از سوی دیگر، ممکن است این فناوری به دلیل ماهیت سرمایه بر و نیاز به مهارت های خاص، درآمدهای حاصل از آن را به گروه های خاصی محدود کرده و موجب تشدید نابرابری شود. هدف از این پژوهش، بررسی اثر سرمایه گذاری در هوش مصنوعی بر نابرابری درآمدی در کشورهای پیشرو در این حوزه است. این پژوهش با استفاده از تحلیل پانل کوانتایل، سرمایه گذاری هوش مصنوعی طی سال های 2017 تا 2023 را برای 20 کشور پیشرو بررسی کرده است. نتایج نشان داد اثر این سرمایه گذاری ناهمگن و مرحله ای است؛ به طوری که در مراحل اولیه نفوذ فناوری، گروه های پردرآمد سود بیشتری می برند و نابرابری افزایش می یابد، اما با گسترش استفاده از هوش مصنوعی در بنگاه های کوچک تر و بخش خدمات، این روند معکوس شده و نابرابری کاهش می یابد. نتایج نشان می دهد برای بهره گیری از ظرفیت های هوش مصنوعی در جهت کاهش نابرابری، سیاست های مکملی همچون مهارت اموزی گسترده، توسعه بهداشت عمومی، حمایت از بنگاه های کوچک و تنظیم شفاف مالکیت داده ها و رقابت در بازار نیاز است تا فناوری به رشد فراگیر و پایدار منجر شود.
۶۴.

Does AI Really Drive the Grid? A Four-Decade Test of the U.S. Energy Footprint(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۷
The recent surge of artificial-intelligence (AI) activity has sparked concern that large-scale model training, cloud inference, and data-centre expansion could accelerate national energy demand. We marshal a 21-year annual panel for the United States (2004–2024) that couples multiple AI proxies—technology-stock valuations and a ChatGPT-era dummy—with four aggregate energy series (fossil fuels, nuclear, renewables, total primary energy). A five-stage empirical protocol implemented in Python combines Engle–Granger cointegration testing, higher-order ADF stationarity checks, linear and nonlinear dependence diagnostics (Pearson, Dynamic Time Warping, mutual information), multicollinearity screening (variance-inflation factors), and out-of-sample forecasting with linear regression, decision trees, random forests, and support-vector machines augmented by SHAP explainability. Across all tests we find no evidence that AI developments imprint on national energy use: AI variables cointegrate only with one another, their short-run correlations with energy vanish once trends are removed, their mutual-information scores remain near zero, and their inclusion never improves predictive accuracy beyond a parsimonious macro model driven by GDP, inflation, and population. SHAP rankings confirm that AI features carry negligible explanatory weight relative to conventional fundamentals. We conclude that, to date, AI’s macro-level energy footprint is statistically invisible—any electricity it consumes is either too small or offset by efficiency gains within the wider economy. Policymakers should therefore continue to anchor long-range energy scenarios to established economic drivers while monitoring localised data-centre hotspots that national aggregates obscure.
۶۵.

شکل گیری حباب های قیمتی بازارهای سهام، ارز و نفت و تأثیر آنها بر ادوار تجاری اقتصاد ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۹
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر حباب های قیمتی بازارهای سهام تهران، ارز و نفت بر دوره های رکود و رونق اقتصاد ایران با استفاده از داده های فصلی طی دوره زمانی بهار 1387 تا بهار 1403 است. برای این منظور، حباب های قیمتی بازارهای مالی مورد بررسی به کمک آزمون دیکی فولر سوپریمم تعمیم یافته ( GSADF ) و ادوار تجاری نیز با به کارگیری فیلتر هودریک پرسکات استخراج شدند و سپس با استفاده از روش چرخشی مارکوف سوئیچینگ به بررسی اثرگذاری آنها بر ادوار تجاری ایران پرداخته شد. نتایج این بررسی نشان می دهد که در الگوی اول، دوم و سوم برآوردی نوسانات تشکیل سرمایه ثابت ناخالص، نیروی کار، نرخ تورم و بحران مالی به ترتیب اثر منفی، مثبت، منفی و منفی بر ادوار تجاری در اقتصاد ایران دارد. نتایج دیگر نشان می دهد که حباب قیمتی بازار سهام، حباب قیمتی نرخ ارز و حباب قیمتی نفت بر دوره های رکودی تأثیر مثبت دارد و باعث تشدید رکود در اقتصاد ایران می شود و این حباب های قیمتی تأثیر منفی بر دوره های رونق دارند و باعث کاهش رشد اقتصادی در کشور می شوند.
۶۶.

رشد اقتصادی در عصر هوش مصنوعی: تحلیل تجربی با رویکرد گشتاورهای تعمیم یافته پانلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۴
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر رشد اقتصادی کشورها با استفاده از رویکرد گشتاورهای تعمیم یافته پانلی است. در این راستا، از داده های پانل کشورهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی طی دوره ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳ استفاده شده است. تخمین مدل پانل پویا نشان می دهد که رشد هوش مصنوعی تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارد. به بیان دیگر، افزایش سرمایه گذاری در فعالیت های AI به تسریع رشد GDP کشورهای مورد بررسی منجر شده است. از سوی دیگر، برهم کنش مثبت بین رشد AI و بهره وری نیروی کار حاکی از آن است که اثر هوش مصنوعی در حضور بهره وری بالاتر تقویت می گردد. بر اساس یافته ها، بهره گیری از فناوری AI می تواند از طریق ارتقای بهره وری کل عوامل و سایر کانال های نوآوری و سرمایه گذاری، رشد اقتصادی کشورها را تقویت کند. همچنین برهم کنش مثبت بین رشد AI و سرمایه انسانی نیز موید آن است که هوش مصنوعی در حضور سرمایه انسانی بالاتر از شدت اثرگذاری بیشتری برخوردار است. نتایج این مطالعه مؤید نقش تحول آفرین هوش مصنوعی در اقتصاد بوده و لزوم توجه به سیاست هایی جهت بهره گیری حداکثری و فراگیر از ظرفیت های AI را نشان می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان