کلثوم قربانی جویباری

کلثوم قربانی جویباری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۵ مورد از کل ۲۵ مورد.
۲۱.

بررسی طنز در دوبیتیهای روستایی خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
ترانه های روستایی یا دوبیتی های محلی در زمره ی ادبیات عامیانه یا فرهنگ توده به شمار می روند که به شکل شفاهی در مناطق مختلف هر کشوری، از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند. یکی از این مناطق دوبیتی خیز در ایران، خطه ی خراسان است که سرشار از ترانه های روستایی با هویت اصیل و فرهنگی است. این ترانهها دارای ویژگی های مختلف سبک شناسی هستند. یکی از این ویژگی ها، حضور طنز ساده و بی پیرایه ایی است که خاستگاه آن گفتمان فرهنگی روستا و روستاییان است که همین خصوصیت توانسته هویت فرهنگی و اجتماعی هر روستایی را در کنار دیگر خصوصیات بسازد. براین اساس، نگارنده سعی کرده تا از طریق بررسی دوبیتی های محلی خراسان و با توجه به بافت فرهنگی و ادبی دوبیتی ها عوامل طنز ساز را در آنها بیابد و به تقسیمبندی بپردازد. حاصل این بررسی کشف انواع روش های طنزسازی است که ناخود آگاه جمعی روستانشینان در طول زمان های دور و دراز آن را ساخته و پرداخته است که عبارتند از: طنز موقعیت، اغراق، عدم ارتباط منطقی مصراع ها، تشبیهات دور از ذهن و... .
۲۲.

تأثیرپذیری نظام فعلی گویش عربی شهرستان درمیان از گویش فارسی (بررسی موردی: فعل مرکب)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۶ تعداد دانلود : ۲۳۶
گویش عربی شهرستان درمیان (رایج در روستاهای سراب، خلف، دره چرم، محمدیه (چشمه شاه سابق) و رود رباط) در استان خراسان جنوبی قرن هاست که مانند جزیره ای میان گویش های فارسی این شهرستان به بقای خود ادامه داده و با این حال به دلیل مجاورت با گویش های فارسی، بسیاری از ویژگی های این زبان را نیز پذیرفته است. از تأثیرهای مهمی که گویش های عربی این منطقه از زبان فارسی پذیرفته ، ورود فعل مرکب به نظام فعلی عربی است. در مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته، داده های میدانی از طریق مصاحبه با حدود 30 گویشور جمع آوری شده؛ سپس ساختار فعل مرکب در گویش عربی درمیان مورد واکاوی قرار گرفته است. آن گاه پس از بررسی داده ها اثبات شده که در گویش عربی درمیان فعل هایی هستند که ساختاری کاملاً یک سان با فعل های مرکب فارسی دارند؛ یعنی مانند زبان فارسی از یک فعلیار (با مقوله واژگانی اسم یا صفت) و یک همکرد (با مقوله واژگانی فعل) ساخته شده اند. فعلیارها در افعال مرکبِ عربی یا فارسی هستند یا ترجمه عربی اسم ها و صفت های فارسی. همکردهای افعال مرکب عربی همگی همان ترجمه همکردهای فارسی (مانند کردن، زدن، آوردن، آمدن، کشیدن و غیره) به گویش عربی درمیان هستند. افعال مرکبی که در گویش عربی درمیان با همکرد ساخته می شوند، به دو دسته تقسیم می گردند: فعل های مرکبی که ساخت بسیط آن ها هم استعمال می شود و فعل های مرکبی که تنها به صورت مرکب کاربرد دارند. اما تمام افعال مرکبی که در فارسی با همکرد به کار می روند، با ساختار فارسی خود در گویش عربی کاربرد ندارند؛ بلکه برخی موارد در گویش عربی درمیان، فعلی بسیط در مقابل فعل مرکب فارسی به کار می رود.
۲۳.

بررسی مؤلفه های فانتزی (ادبیّات شگرف) در افسانه های بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۲۴۱
ادبیات عامیانه، جلوه های گوناگون از فرهنگ و تمدن هر قومی است که به شکل افسانه، قصه، ترانه و ... تجلی می یابد. افسانه های بیرجند نیز نمونه گویا و مهمی از نمایش بیرونی فرهنگ مناطق کویری ایران است. این مقاله بر آن است تا با بررسی مؤلفه های فانتزی در افسانه های بیرجند با شیوه تحلیلی توصیفی به این پرسش ها پاسخ دهد که 1. بسامد چه نوع فانتزی و چه شخصیت و قهرمانی در افسانه های بیرجند بیشتر است؟ 2. شگردهای موجود در افسانه های بیرجند برای پیوند دنیای واقعی و شگفتانه کدام است؟ با بازنمایی ویژگی های فانتزی در بیست و سه افسانه بیرجند این نتایج حاصل شد که پنج افسانه از بیست و سه افسانه، از نوع فانتزی جانوری هستند. شخصیت ها ایستا هستند و جز انسان، گاهی دیوها و موجودات فراطبیعی نیز نقش بازی می کنند و حالات انسانی به آن ها منسوب می شود. این شخصیت ها با کارکردها و شگرد سحر و جادو به هدف می رسند. همواره شخصیت های اصلی و فرعی همراه یکدیگرند و با شگردهای عجیب و جادویی و انجام امور شگفتانه، قصّه را به پایان می برند. طرح و ساختار این افسانه ها ساده اند و همه این قصّه ها دارای پیام مستقیم و غیر مستقیم است و هر خواننده با توجه به شرایط روحی و اجتماعی و فضای افسانه برداشتی آزادانه از آن دارد و غالب افسانه ها مفاهیم اجتماعی را به خواننده منتقل می کنند که خود بیانگر ویژگی چندصدایی این افسانه هاست و همچنین برخی از آن ها با توجه به شرایط اقلیمی و اجتماعی از نوع آگاهی گر هستند.
۲۴.

واکاوی انگاره های ذهنی شاعران عصر محمّدرضا پهلوی درباره مشارکت سیاسی زنان (1320 تا 1357 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۶۵
زمینه/ هدف: پرداختن به بحث انگاره های ذهنی می تواند منجر به شناخت دیدگاه ها و درک و فهم افراد هر جامعه، نسبت به خود یا دیگران شود؛ چرا که غالباً افراد، دیگران را براساس انگاره هایی که در ذهنشان از آن ها دارند، درک می کنند و بر همین اساس، سعی در ایجاد ارتباط با دیگران دارند. اکثر پژوهشگران، دیدگاه های مردان و نگرش های مردسالارانه حاکم بر جامعه را دلیل عمده عدم مشارکت سیاسی زنان بیان می کنند. در دوره محمّدرضاشاه (پهلوی دوم) در سال 1341، به زنان، حق رأی اعطا شد؛ امّا در این دوره نیز حضور زنان، در بخش های مختلف جامعه، از جمله سیاست، کم فروغ بوده است. بسیاری از فرهیختگان این دوره، از جمله مردان و زنان شاعر، به مشارکت زنان پرداخته اند که پژوهش حاضر، اشعار همین دسته از شاعران را ارزیابی، و انگاره های ذهنی آنان را درباره مشارکت سیاسی زنان بررسی کرده است. روش/ رویکرد: تحلیل داده های این پژوهشِ توصیفی- تحلیلی، به روش تحلیل مضمون صورت گرفته است و انگاره های ذهنی شخصی شاعران مرد (فعّال بودن و منفعل بودن زنان) و انگاره های ذهنی خویشتن شاعران زن (از منظر دیگری و از منظر خود) بررسی و انگاره های متضاد و مشابه بین این دو قشر، شناسایی شدند. یافته ها/ نتایج: نتایج حاصل نشان می دهد همه شاعران مرد به مشارکت سیاسی زنان توجّه داشته و همواره مشوّق آنان جهت حضور مؤثّر و فعّال در اداره امور کشور بودند؛ در مقابل، شاعران زن، ضمن آن که انواع قابلیّت ها و حقوق فردی، اجتماعی و سیاسی را برای بانوان قایل بودند، جنس زن را از دید مردان، بی ارزش، ضعیف، اسیر و خوار پنداشته و خطاب می کنند. به نظر می رسد دلیل کم رنگ بودن مشارکت سیاسی زنان را در عامل انگاره های ذهنی، می توان جستجو کرد.
۲۵.

تحلیل گفتمان انتقادی حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک وندایک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۹۱
قصه های عامیانه هزار و یک شب، بازآفرینش جهان واقعیتی است که در فضایی به دور از ملاحظات متن های تاریخی، تصویر راستین چندین اجتماع و گفتمان حاکم بر آن را نمایش می دهد. از این رو تحلیل گفتمان انتقادی، مجال واکاوی لایه های پیدا و پنهان اندیشه بازیگران و بیش از آن راویان گمنام این اثر را فراهم می کند. پژوهش حاضر، با گزینش حکایت «قمرالزمان و گوهر» از هزار و یک شب، به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر نظریه مربع ایدئولوژیک ون-دایک، چگونگی حضور گفتمان سه گانه «دیانت، خشونت، اشرافیت» را در روایتی عاشقانه تبیین می کند. بررسی و تحلیل تمهیدات زبانی حکایت در سطح معنی، نحو و بلاغت، قطب بندی خودی و دیگری روایت را آشکار و نشان می دهد که راوی چگونه در قالب داستانی عاشقانه، مصر را برتر از بصره معرفی می کند و به این ترتیب گفتمان عشق در سایه تاکید بر گفتمان ایدئولوژیک و قدرت طلب، رنگ می بازد و گاه تا حد ابزاری هژمونیک تقلیل می یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان