نقدی بر خوانش تاریخ اندیشه سیاسی در ایران (تأملی بر نظریه زوال)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
31 - 56
حوزههای تخصصی:
نظریه زوال اندیشه سیاسی در ایران، ازجمله نظریات قابل تأمل در حوزه اندیشه سیاسی است. این نظریه، تحلیلی جدید از تاریخ اندیشه سیاسی در ایران را مطرح نموده و ازاینرو، مورد نقد و بررسی شماری از اندیشمندان قرار گرفته است. خوانش تاریخ اندیشه سیاسی در ایران از منظر زوال، سید جواد طباطبایی را به تدوین این نظریه و سرانجام، به نتیجه «انحطاط ایران» رهنمون ساخته است. نظریه زوال، افزون بر اینکه در کتاب زوال اندیشه سیاسی در ایران: گفتار در مبانی نظری انحطاط ایران، ارائه و منتشر شده، در سایر آثار طباطبایی بسط و گسترش یافته و از دوران باستان تا دوره معاصر تاریخ ایران را نیز دربرگرفته است. این نظریه حاصل چینش چند مؤلفه بنیادین در دستگاه فکری اوست که در این پژوهش در قالب عناوین «تعارض در تلقی یونان به مثابه زادگاه اندیشه سیاسی»، «ناسازواری فلسفه فارابی با دستگاه فکری طباطبایی»، «فارابی و افلاطون الهی» و «تناقضگویی طباطبایی در مورد ارسطو- افلاطون الهی» مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. این مقاله با استفاده از روش پژوهش کیفی و اتخاذ رویکرد توصیفی- تحلیلی، بیانگر این نتیجه است که مؤلفههای بنیادین نظریه زوال اندیشه سیاسی در ایران، بر تعارض و تناقض در نظریهپردازی سید جواد طباطبایی دلالت دارند.