مظاهر عرف گرایی در هنرهای دورۀ ایلخانی با تحلیلی بر داده های باستان شناختی و تاریخی این دوره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۸)
39 - 63
حوزههای تخصصی:
روش ها و رویکردهای مختلف در مطالعه هنر و باستان شناسی دوره ایلخانی، نتایج گوناگون و بعضاً ضدونقیضی به بار آورده است؛ بااین وجود اکثر پژوهشگران معتقدند در آثار باقی مانده از این دوره، سبک ها، شیوه ها و نیروهای مختلفی تأثیرگذار بوده که با مطالعه و بررسی دقیق تا حد امکان می توان پارادایم های دخیل را شناسایی کرد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه و تحلیل مظاهر عرف گرایی و مفاهیم سنتی مغولی در مهم ترین آثار معماری، نگارگری و سکه های باقی مانده از دوره ایلخانی با استناد بر مبانی جامعه شناسی هنر و مکاتب تکامل تاریخی و اقتصادی است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که عرفضگرایی و سنن ایلی مغولان تا چه حد و به چه نحوی در آثار موردمطالعه نمود یافته است؟ این پژوهش از گونه پژوهش های کیفی است و با رویکرد توصیفی- تحلیلی به مطالعه داده ها پرداخته است. داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده است. طبق یافته های پژوهش، مفاهیم عرفی و ایلی مغولان اولیه بعد از شروع حملات، به طور کامل حذف و یا مستحیل نشده و در برخی موارد به مناطق غربی تصرف شده، ازجمله ایران منتقل شده و تاحدودی در آثار مختلف قابل شناسایی است. این مضامین در برخی آثار معماری، نگارگری و سکه های ایلخانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم نمود یافته است. مضامین عرفی و ایلی مغولی در نحوه مکان گزینی در تأسیس شهرهای جدید ایلخانی و مجموعه های معماری به تبعیت از سنن استپی، کاشت و پرورش گیاهان استپی در باغ ها و محوطه های بناها، اهمیت اردو بازارها، تأثیر از تزئینات و ساختار یورت های مغولی در شکل برخی از قبور ایلخانی و همچنین تأثیر مادرسالاری و رسوم سوگواری رایج در بین مغولان اولیه در مضامین برخی نگاره های شاهنامه بزرگ مغولی و مفاهیم اویغوری در عناصر بصری سکه های ایلخانی قابل مشاهده است.