سرچشمه های اساطیری رودابه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
173 - 199
حوزههای تخصصی:
اقوام هند و ایران پیش از آن که از موطن اصلی از هم جدا شوند، مدّتی طولانی در کنار هم می زیستند و واجد یک فرهنگ، زبان، مذهب و اساطیر مشترک هندوایرانی بودند. با توجه به تأثیر فرهنگی متقابل ایران و هند بر یکدیگر، گاهی این امر امکان پذیر است که بتوان ریشه اسطوره های هندی را در ایران نیز جستجو کرد. با مروری بر داستان زال و رودابه در شاهنامه و جستجو در رمزگان هایی که در شخصیّت رودابه به صورت بارزی جلوه گر شده، درمی یابیم که این شخصیّت، در ژرف ساخت خود ممکن است به اصل و پیشینه ای اساطیری برسد. با بررسی ویژگی های این مِهین بانو و مطالعه کردارهای او در شاهنامه از یک سو و همچنین ردیابی ریشه های اساطیریِ همسان و تکراری در لایه های زیرین شخصیّتی وی، احتمالاً بتوان به یک بُن مایه کهن در جوامع مادرسالارانه عصر ماقبل تاریخ رسید که در آن ستایش و اقتدار الگویِ الهه - مادرِ بزرگ آب، باروری و عشق، قلمرو وسیعی را به خود اختصاص داده بود. آن الهه در هریک از سرزمین ها و مناطق جغرافیایی کهن با کردارها و خویشکاری های مشابه و با نام های مختلفی جلوه گر شده است. نوشتار حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، درصدد یافتن ویژگی های مشترک و همسان میان خدابانوی سرسوتی در هند و رودابه در شاهنامه فردوسی است. رودابه با داشتن ویژگی های مهم همچون: تبار بیگانه، خویشکاری مادرانه، نگهداری نطفه، نامیرایی، ارتباط با آب، ماه، مار، کوه، پرندگان اساطیری، گل نرگس و غیره این انگاره را سامان می بخشد که به احتمال بسیار، ترکیبی از بازتاب های ایزدبانوی کهن آب در هند است.