۲.
کلیدواژهها:
عبدالکریم قاسم روابط ایران و عراق کودتای ۱۹۵۸ محمدرضا پهلوی رقابت منطقه ای
روابط ایران و عراق از زمان تأسیس دولت مدرن عراق در سال ۱۹۲۰، همواره با فراز و فرودهای سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی همراه بوده است. تحولات ناشی از کودتای ژوئیه ۱۹۵۸ و برآمدن حکومت جمهوری به رهبری عبدالکریم قاسم، آغازگر مرحله ای نوین از تقابل راهبردی میان دو کشور بود. دولت قاسم با اتکاء به گفتمان ناسیونالیسم عربی و رویکردهای سوسیالیستی، زمینه ساز واگرایی سیاسی از ایران و تغییر موازنه قدرت در منطقه شد. در پی تشدید اختلافات مرزی، به ویژه بر سر اروندرود و مسئله خوزستان، و همچنین نگرانی فزاینده تهران از گسترش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در عراق، حکومت پهلوی دوم درصدد مدیریت مخاطرات ناشی از تحولات بغداد برآمد. بر این اساس، پرسش محوری این پژوهش آن است که جمهوری اسلامی ایران در دوره حکومت محمدرضا پهلوی، چه نقشی در فرآیند تضعیف و سقوط حکومت عبدالکریم قاسم ایفا کرده است؟ یافته های این مطالعه بر پایه اسناد تاریخی و تحلیل تحولات منطقه ای، حاکی از آن است که گرچه علل اصلی سقوط قاسم در ساختار شکاف خورده قدرت، رقابت درون نظامی و ناتوانی در تثبیت نظم سیاسی داخلی ریشه داشت، اما ایران نیز از طریق اقدامات غیرمستقیم، از جمله حمایت اطلاعاتی و سیاسی از مخالفان قاسم، در تسریع فروپاشی نظام جمهوری او نقش قابل توجهی ایفا کرد.