تبیین رفتارهای حفاظت از محیط زیست بر اساس نگرش، آگاهی و هنجارهای محیط زیستی و مصرف فرهنگی در شرایط تسهیل گر (مطالعه موردی: سنندج و کرکوک)
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره ۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
80 - 105
حوزههای تخصصی:
هدف: مسئله محیط زیست در شهرهای سنندج ایران و کرکوک عراق، به عنوان دو شهر مهم در منطقه کردستان، با چالش های مشابه و در عین حال ویژگی های خاص مواجهه است. در سنندج، آلودگی هوا به ویژه در فصول سرد سال، به دلیل پدیده وارونگی دما و استفاده گسترده از خودروهای فرسوده و سوخت های فسیلی، به یک بحران تبدیل شده استهر دو شهر با تهدیداتی مانند تغییرات اقلیمی، کاهش تنوع زیستی و فشار بر منابع طبیعی روبه رو هستند و نیازمند رویکردهای مشترک و همکاری های منطقه ای برای حفاظت از محیط زیستند. در حوزه مطالعات محیط زیستی، اهمیت این پژوهش از چالش های مشترک و بحرانی دو شهر سنندج و کرکوک نشأت می گیرد.مسئله اصلی پژوهش حاضر تبیین رفتارهای حفاظت از محیط زیست بر اساس نگرش، آگاهی و هنجارهای محیط زیستی و مصرف فرهنگی در تعامل با شرایط تسهیل گر است. این پژوهش، به بررسی سازوکارهای اجتماعی مؤثر بر رفتارهای حفاظت از محیط زیست شهروندان در شهرهای سنندج و کرکوک می پردازد. هدف کلی پژوهش، ارائه تبیینی جامع از عوامل مؤثر بر رفتارهای حفاظت از این حوزه است تا بتواند مبنایی علمی برای سیاست گذاری و برنامه ریزی محیط زیستی در این جوامع فراهم آورد. روش: روش حاکم بر این تحقیق، کمی و با پیمایش حضوری گردآوری داده صورت گرفته است. پرسشنامه محقق ساخته (با سوالات بسته و ساخت یافته) ابزارگردآوری داده بوده است. در شاخص سازی، از طیف لیکرت استفاده شده است. شهروندان ساکن در شهرهای سنندج و کرکوک در کشور عراق جامعه آماری پژوهش فعلی اند. مجموع جمعیت هر دو شهر برابر با 512842 نفر است که شهر سنندج 412767 نفر جمعیت (سرشماری نفوس و مسکن سال 1395) و شهر کرکوک 100075 نفر جمعیت داشته اند. به علت مشخص نبودن معیارها و عناصر نمونه گیری و نیز در دست نداشتن واریانسی از صفات و متغیرهای مورد مطالعه، حجم نمونه با استفاده از نرم افزار Epi Info نسخه 7 و ویژه مطالعات پیمایشی و مقطعی گسترده، برآورد گردید. در برآورد، کل جامعه آماری با سطح اطمینان 99 درصد و تفکیک دو خوشه به تناسب 75 درصد و 25 درصد وارد گردید و حجم نمونه 518 نفر تعیین شد. در ادامه، 75 درصد نمونه (با توجه به وزن بیشتر جمعیت) به سنندج و 25 درصد به کرکوک اختصاص یافت. بر این اساس، حجم نمونه در سنندج 394 نفر و در کرکوک 124 نفر تعیین شد. برای نمونه گیری در این شهرها روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بهره گرفته شد و طبق این روش، عناصر نمونه را در چند مرحله انتخاب شدند. ابتدا شهرها را بر حسب جمعیت به چند خوشه یا منطقه تقسیم شد و با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده از هر خوشه یک منطقه انتخاب شده است. سپس، در هر شهر از میان منطقه ها (خوشه ها) چند محله به صورت کاملاً تصادفی انتخاب شدند. همچنین، از هر محله متناسب با تعداد بلوک (کوچه های) آن محله، نمونه ها به صورت کاملاً تصادفی از بین خانوارهای، افرادی که در خانه حضور داشتند و بالای 18 سال سن داشتند، انتخاب گردیدند. داده ها در مرداد و شهریور 1404 گردآوری شدند. برای تجزیه وتحلیل آماری از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، آمار همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با استفاده از دو نرم افزار SPSS و SmartPLS انجام شد تا رد یا پذیرش فرضیه ها و مدل نظری ساخته شده آزمون شود. قبل از ارائه نتایج تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها ارائه خواهد شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که ضعف زیرساخت ها و حمایت های نهادی می تواند مانع تبدیل نگرش ها و آگاهی مثبت به رفتارهای عملی شود. تحلیل همبستگی پیرسون نیز نشان داد که رفتارهای حفاظت از محیط زیست بیشترین همبستگی مثبت و معنادار را با آگاهی و نگرش محیط زیستی دارد و هنجارهای محیط زیستی نیز تأثیر مثبت قابل توجهی دارند. در مقابل، مصرف فرهنگی اثر منفی و غیرمعنادار و شرایط تسهیل گر اثر منفی و معناداری بر رفتارهای محیط زیستی نشان دادند که می تواند ناشی از ضعف نهادها و زیرساخت ها باشد. این نتایج حاکی از اهمیت عوامل درون فردی و پیچیدگی تعامل آن ها با عوامل اجتماعی و نهادی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که رفتارهای حفاظت از محیط زیست در میان شهروندان سنندج و کرکوک تحت تأثیر ترکیبی از عوامل فردی، اجتماعی و نهادی شکل می گیرد؛ با این حال، بروز و شدت این تأثیرات در بستر اجتماعی و شهری هر یک از دو شهر معنا می یابد. سنندج به عنوان شهری با ساختار اداری-خدماتی و سطح نسبتاً بالاتر دسترسی به آموزش و فضاهای عمومی، از زمینه مساعدتری برای تقویت آگاهی و کنش های محیط زیستی برخوردار است، در حالی که در کرکوک، با توجه به شرایط خاص اقتصادی، تنوع قومی-اجتماعی و چالش های زیرساختی، نقش عوامل نهادی و شرایط تسهیل گر برجسته تر می شود. نتیجه : یافته ها نشان داد آگاهی و نگرش محیط زیستی به عنوان عوامل درون فردی، نقش کلیدی در پیش بینی رفتار دارند، اما تحقق عملی این رفتارها وابسته به وجود فرصت ها و زیرساخت های عینی است. هنجارهای اجتماعی نیز در هر دو شهر اثرگذارند، هرچند شدت و نحوه اثرگذاری آن ها متأثر از بافت فرهنگی و الگوهای تعامل اجتماعی متفاوت است