سایه های کیش گنوسی بر آموزه های مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳
270 - 239
حوزههای تخصصی:
بخش چشم گیری از ادب پربار فارسی به ادب عرفانی اختصاص دارد. متون عرفانی به دلیل اشتمال بر موضوعات متنوع، از دیدگاه های مختلف مورد توجه و بررسی قرار گرفته اند. مطالعه و تحقیقات گسترده ی ادب پژوهانی مانند زرین کوب در متون عرفانی ایران، تاثیرپذیری عرفان اسلامی- ایرانی از آیین ها و مذاهب پیش از خود را به خوبی نشان می دهد. کیش گنوسی از دیرینه ترین مکاتب عرفانی است که به دلیل قدمت زمانی و نیز گستردگی دامنه ی تعالیم در دوران های پس از خویش، بی تردید نقش چشم گیری در شکل گیری مکاتب معرفتی متاخر داشته است. با توجه به نقش و جایگاه بی همتای مولانا در ادب عرفانی فارسی و بهره مندی بسیار او از مضامین عرفانی و به کارگیری آن در مثنوی معنوی، بر آن شدیم تا به این سوال پاسخ گوییم که : آیا مولانا به عنوان یک عارف مسلمان، در بیان آموزه های عرفانی متاثر از آموزه های گنوسی بوده و یا به عبارتی مضامین مشابه و مشترک با مولفه های گنوسیزم در اندیشه های او به چشم می خورد یا خیر؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که مضامین کلیدی و اساسی مانند هبوط، اسارت روح در جسم و کشمکش میان جان و تن، لزوم دل نبستن به دنیای ماده و ....که از پایه های عقاید گنوسیسمی است در مثنوی نیز بسیار مورد توجه و تاکید بوده و ظن تاثر مولانا از این مکتب را قوی تر و به یقین نزدیک تر می سازد.