طراحی و پیاده سازی الگوی ارتباط با مشتری بر اساس بازاریابی اومنی چنل (مطالعه موردی بانک مسکن)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت عملیات سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۸
165 - 196
حوزههای تخصصی:
افزایش استفاده از فناوری و ابزارهای هوش مصنوعی (AI) در سازمان ها اجتناب ناپذیر است و تأثیر آن بر تجربیات کارکنان، رفتارهای آنان و طراحی های شغلی اهمیت بسیاری دارد. هدف این پژوهش، مدل سازی عوامل رفتاری مؤثر بر بکارگیری هوش مصنوعی در صنعت بانکداری استان مازندران با استفاده از رویکرد تحلیل آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، از روش فراترکیب برای شناسایی مؤلفه های کلیدی استفاده شد که چهار بعد کلیدی همکاری انسان و هوش مصنوعی، نگرش کارکنان نسبت به هوش مصنوعی، هوش مصنوعی به عنوان مکانیزم کنترلی در مدیریت الگوریتمی و تحولات عملکردی و سازمانی ناشی از به کارگیری هوش مصنوعی. این پژوهش، چارچوبی علمی و قابل استناد برای درک عوامل رفتاری مؤثر بر پذیرش و بکارگیری هوش مصنوعی در صنعت مازندران ارائه کرده است. پایایی شاخص ها با ضریب کاپای کوهن و اعتبارسنجی شاخص ها در بخش کیفی با بررسی ضرایب CVR و CVI تأیید گردید و الگوی اولیه پژوهش شکل گرفت. جهت برازش مدل و دستیابی به مدل نهایی پژوهش از تکنیک تحلیل عاملی تأییدی و نرم افزار LISREL8.8 استفاده شده است، جامعه آماری کمی 280 نفر از کارکنان بانک ملی شعب استان مازندران بودند که 162 نفر بر اساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته 23 گویه ای مستخرج از بخش کیفی می باشد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که تمامی ابعاد و مؤلفه های مدل اولیه مورد تأیید می باشند. پیشنهاد می شود مدیران بانک ها با تمرکز بر آموزش کارکنان و شفاف سازی مدیریت الگوریتمی، پذیرش هوش مصنوعی را تسهیل کنند تا بهره وری و رضایت شغلی افزایش یابد.