جایگاه مؤلفه های موقعیت اجتماعی، شرایط انسانی و محیط توانمند در مدل ساماندهی مناطق حاشیه نشین مطالعه موردی: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
121 - 139
حوزههای تخصصی:
برآوردها نشان می دهد که در ایران، 20 میلیون نفر در محله های فقیرنشین زندگی می کنند. گرچه مطالعات زیادی درباره آن به انجام رسیده؛ ولی هنوز راه حل دقیقی به دست نیامده است. ظاهراً دلیل اصلی این عدم موفقیت، نادیده گرفتن همه عناصر ذی مدخل در معادله ساماندهی بوده است. به این منظور، این بررسی به شیوه توصیفی و تحلیلی به انجام رسید. داده های موردنیاز به روش اسنادی از بررسی ها و تحقیقات قبلی به دست آمد و برای تکمیل این اطلاعات، نقطه نظرات 130 نفر از کارشناسان این حوزه اخذ گردید. اطلاعات گردآوری شده به شیوه تحلیل محتوایی و مدل سازی ساختاری تفسیری، تجزیه وتحلیل گردید. نتایج نشان داد که اقدامات صورت گرفته اغلب پراکنده، عمدتاً بی هدف و فاقد مبانی نظری در سطوح هستی شناسی، معرفت شناختی و روش شناسی بوده است. درنتیجه، چون عناصر ذی نقش در معادله ساماندهی به درستی و با ارزش واقعی جایگزین نشده اند، همیشه حاصل معادله برابر صفر بوده و به همین دلیل، هیچ تحولی حادث نشده است. بر این اساس، برای هر نوعی پیشرفتی در این قلمرو، باید محیط سیاسی (محیط فعال) آماده شده و در کنار آن، شرایط انسانی تحول پیداکرده و در نهایت با تغییر موقعیت اجتماعی همراه گردد. بر این اساس و وفق مرامنامه تأثیر شهری، موقعیت اجتماعی مساوی با کاهش طرد اجتماعی و اقتصادی است، وضعیت انسانی برابر با رفع نیازهای اساسی و ساخت و استفاده از دارایی ها و ایجاد محیطی توانمند برابر با بهبود حکمرانی است که باعث کاهش فساد و بهبود دسترسی به خدمات و منابع می شود.