آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۷

چکیده

مقدمه: تورم به عنوان یکی از معضلات ساختاری و مزمن اقتصاد ایران، همواره در سطوح بالایی قرار داشته و تأثیرات گسترده ای بر متغیرهای کلان اقتصادی و رفاه اجتماعی بر جای گذاشته است. تداوم تورم بالا منجر به بی ثباتی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شود؛ به گونه ای که در برخی موارد، ناپایداری های تورمی حتی می تواند به سقوط دولت ها بینجامد. بنابراین شناخت ریشه های تورم می تواند به مسئولان در طراحی سیاست های مناسب در جهت کنترل و مهار آن کمک کند. پیشینه و نوآوری: مطالعات متعددی به بررسی عوامل مؤثر بر تورم و نقش انتظارات تورمی پرداخته اند. چن و والکارسل (2025) در آمریکا با استفاده از مدل SVAR نشان دادند که واکنش های غیرمنتظره ای به تغییرات نرخ وجوه فدرال وجود دارد و شاخص Divisia M4 واکنش های معقول تری ارائه می دهد. کیریازیس (2024) با مدل Quantile-VAR در آمریکا دریافت که تورم در سطوح مختلف قیمت ارتباط متفاوتی با عرضه پول و قیمت طلا دارد و در دوره های بحران مالی و همه گیری COVID-19 این اثرات شدیدتر بوده است. نسیر و هیوین (2024) در کانادا با مدل NARDL نشان دادند که رابطه بین تورم و انتظارات تورمی نامتقارن است و متغیرهایی مانند شکاف تولید، نرخ ارز، وضعیت مالی و شوک های هزینه تأثیر قابل توجهی بر آن دارند. در ایران نیز، دژپسند و سالاری شهری (1403) با استفاده از سیستم معادلات همزمان دریافتند که نقدینگی، سهم منابع نفتی از تولید ناخالص داخلی، نرخ ارز و تحریم ها از عوامل افزایش تورم هستند. خضرزادگان و حیدری (1402) با مدل NARDL نشان دادند که کاهش نرخ ارز باعث افزایش سطح قیمت های انتظاری شده و کسری بودجه و عرضه پول از عوامل مهم شکل گیری انتظارات تورمی هستند. همچنین، کاظم زاده و همکاران (1399) با استفاده از رویکرد موجک و خودرگرسیون برداری آستانه ای دریافتند که رابطه علّی بین کسری بودجه و تورم در بلندمدت دوطرفه است و در تورم های فصلی پایین، واکنش کسری بودجه به تکانه های تورمی شدیدتر می شود. مرور ادبیات تحقیق نشان داد که تا کنون تحقیق جامعی پیرامون عوامل مؤثر بر تورم با تاکید بر رابطه غیرخطی انتظارات تورمی و کسری بودجه بر تورم در قالب رویکرد کینزین های جدید در ایران انجام نشده است. همچنین، برای سنجش انتظارات تورمی از فیلتر هودریک-پرسکات و فیلتر کالمن استفاده شده است که رویکردی نوآورانه محسوب می شود. علاوه بر این، با تکیه بر رویکرد کینزین های جدید، این مطالعه نقش شکاف تولید، کسری بودجه، نرخ ارز و انتظارات تورمی در شکل گیری تورم را بررسی کرده و به ویژه تأثیر نامتقارن انتظارات تورمی را شناسایی کرده است. هدف و روش: هدف این مطالعه بررسی اثرات غیرخطی انتظارات تورمی و کسری بودجه بر تورم در ایران است. بدین منظور از رویکرد کینزین های جدید و روش خودرگرسیون با وقفه های توزیعی غیرخطی (NARDL)برای برآورد مدل در بازه زمانی 1368 تا 1401 استفاده شده است. انتظارات تورمی از دو روش فیلتر هودریک پروسکات و فیلتر کالمن محاسبه شده است. نتایج تحقیق: نتایج تحقیق نشان می دهد که مدل های برآورد شده بر اساس هر دو فیلتر نتایج بسیار نزدیکی داشتند که این موضوع حاکی از پایداری نتایج تحقیق است. همچنین نتایج تحقیق حاکی از آن است که متغیرهایی نظیر شکاف تولید، انتظارات تورمی، کسری بودجه و نرخ ارز بر نرخ تورم اثرگذار هستند. علاوه بر این، انتظارات تورمی تأثیری نامتقارن بر نرخ تورم داشته و افزایش آن موجب تداوم و پایداری بیشتر تورم می شود. همچنین، سیاست های مالی نامناسب از طریق تشدید کسری بودجه، فشارهای تورمی را افزایش می دهند. واژه های کلیدی: انتظارات تورمی، کسری بودجه، تورم، ایران، NARDL. طبقه بندی JEL: E62, E31,H62

The Nonlinear Effect of Inflationary Expectations and Budget Deficit on Inflation in Iran

Introduction Inflation, as one of the structural and chronic issues of Iran's economy, has always remained at high levels and has had widespread effects on macroeconomic variables and social welfare. The persistence of high inflation leads to instability in economic, social, and political spheres, to the extent that in some cases, inflationary instability can even result in the downfall of governments. Therefore, understanding the roots of inflation can help policymakers in designing appropriate policies to control and curb it. Numerous studies have examined the factors influencing inflation and the role of inflation expectations.The literature review revealed that, so far, no comprehensive research has been conducted on the factors affecting inflation, with an emphasis on the nonlinear relationship between inflation expectations and budget deficits within the framework of the New Keynesian approach in Iran. Additionally, the study employs the Hodrick-Prescott filter and the Kalman filter to measure inflation expectations, which is considered an innovative approach. Furthermore, relying on the New Keynesian framework, this study examines the role of the output gap, budget deficit, exchange rate, and inflation expectations in the formation of inflation, specifically identifying the asymmetric impact of inflation expectations. Method The aim of this study is to examine the nonlinear effects of inflation expectations and budget deficits on inflation in Iran. For this purpose, the New Keynesian approach and the Nonlinear Autoregressive Distributed Lag (NARDL) method have been used to estimate the model over the period 1988 to 2022. Inflation expectations have been calculated using two methods: the Hodrick-Prescott filter and the Kalman filter. Results and Discussion The research findings indicate that the estimated models based on both filters yielded very similar results, demonstrating the robustness of the study's outcomes. Additionally, the results show that variables such as the output gap, inflation expectations, budget deficit, and exchange rate influence the inflation rate. Furthermore, inflation expectations have an asymmetric effect on inflation, where their increase leads to greater persistence and stability of inflation. Moreover, inappropriate fiscal policies exacerbate inflationary pressures by intensifying the budget deficit. Keywords: Inflationary expectations, budget deficit, inflation, Iran, NARDL. JEL: E62, E31,H62

تبلیغات