مطالعه پدیدارشناختی پیشایندهای احتکار دانش توسط کارکنان دانشی (موردپژوهی: خبرگان فنی نهاجا) (مقاله علمی وزارت علوم)
درجه علمی: نشریه علمی (وزارت علوم)
آرشیو
چکیده
هدف: احتکار دانش به پنهان کردن عمدی دانش یا اطلاعات در سازمان اشاره دارد. چنین رفتار مخربی، می تواند در درازمدت به عملکرد فردی و سازمانی آسیب برساند. خودداری از به اشتراک گذاری دانش توسط کارکنان دانشی با دیگر ذی نفعان، به صورت آگاهانه و بانیت، موجب محدودسازی تسهیم و دسترسی به دانش می شود و آسیب هایی همچون کاهش عملکرد سازمانی را در پی دارد. مدیریت مؤثر این عارضه رفتاری، به شناسایی علل و عوامل مؤثر بر بروز آن نیاز دارد. در این راستا، پژوهش حاضر بر آن است تا عوامل مؤثر بر بروز تمایل به احتکار دانش را از نگاه خود کارکنان دانشی (خبرگان فنی) درگیر با این مسئله مطالعه کند. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی و استقرایی انجام شده است و در زمره مطالعات تفسیرگرایانه قرار می گیرد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل خبرگان فنی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نهاجا) است که از میان آن ها با روش نمونه گیری هدفمند، ۱۶ نفر برای پیمایش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب شد. برای تحلیل داده ها نیز از روش پدیدارشناسی توصیفی (رویکرد نظام مند کولایزی) استفاده شده است. برای اطمینان از اعتبار نتایج به دست آمده نیز، از در پرانتزگذاری دانش پیشین پژوهشگر، مراجعه مجدد به مشارکت کنندگان و جلب توافق ایشان بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که عوامل رفتاری، ساختاری و زمینه ای در ایجاد و تقویت تمایل به این رفتار مؤثر بوده اند: الف) عوامل رفتاری مشتمل است بر: تمایلات و علایق، دغدغه ها و نگرانی ها، انگیزه ها، صفات فردی و عوامل ارتباطی. تمایلاتی همچون میل به وابسته نگه داشته سازمان به خود، به منظور ابقا و استمرار خدمت در سازمان و تمایل به سرآمد بودن، به چشم آمدن و یکه تاری در سازمان در این زمینه مؤثرند. همچنین ترس از دست دادن قدرت، موقعیت و امنیت شغلی در اثر به اشتراک گذاری دانش نیز، موجب تمایل به احتکار دانش می شود. ویژگی های فردی مانند خساست، منفعت طلبی، فرصت طلبی و محافظه کاری نیز می توانند بر میزان تمایل افراد به احتکار دانش ارزشمند خود، تأثیر داشته باشند. علاوه براین، نبود تعامل مؤثر، تفاوت گرایش های فکری بین نسل های مختلف کارکنان در محیط کار، ضعف در مهارت های ارتباطی، عدم تمایل به پرسش نادانسته ها توسط کارکنان و تفاوت سطح دانش گیرنده و دارنده دانش، یکی دیگر از عوامل بروز رفتارهای احتکار دانش است. ب) عوامل ساختاری شامل عوامل شغلی، مدیریتی و زیرساختی است. عوامل شغلی همچون مشغله کاری بیش از حد، تنش و استرس شغلی و سرخوردگی و نارضایتی شغلی، زمینه ساز گرایش فرد به احتکار دانش می شوند. افزون براین، عوامل مدیریتی همچون سبک دستوری و غیرحمایتی، بی توجهی مدیران به تشویق افراد برای اشتراک گذاری دانش و تلاش ناکافی مدیران برای ایجاد شرایط زمینه ساز تسهیم دانش در میان کارکنان نیز در این زمینه مؤثرند. عوامل زیرساختی مانند ضعف در قوانین موجود در خصوص اشتراک دانش و فقدان زیرساخت فنی و سامانه ای برای ثبت و اشتراک دانش نیز، بر بروز این رفتار مؤثرند. ج) عوامل زمینه ای شامل فرهنگ سازمانی، عوامل اجتماعی و عوامل اقتصادی است. وجود فرهنگ سازمانی رقابت محور و فردگرایی که در آن اعتماد میان فردی و هنجار تسهیم دانش ضعیف است زمینه ساز گرایش افراد به احتکار دانش خواهد بود. تأثیر فرهنگ اجتماعی، ترجیح منافع فردی به منافع سازمانی و ملی، رواج ارزش های مادی گرایانه در جامعه، شرایط نامناسب بازارکار و نیازهای اقتصادی باعث می شوند که افراد تمایل پیدا کنند تا از دانش به عنوان منبع قدرت، موقعیت و منافع خود بهره جویند و آن را نزد خود احتکار کنند. نتیجه گیری: پیامدهای فردی و سازمانی گوناگون ناشی از گرایش کارکنان، به ویژه خبرگان فنی برخوردار از دانش ارزشمند و کمیاب به احتکار دانش خود باعث می شود که تلاش برای مدیریت عارضه رفتاری، به عنوان ضرورتی حیاتی مورد توجه مدیران و سازمان ها قرار گیرد. به این منظور نیاز است عوامل مؤثر بر بروز این گرایش های رفتاری شناخته شوند و راه کارهایی متناسب با آن ها به کار گرفته شوند. یافته های این پژوهش دانش ارزشمندی در این زمینه فراهم ساخته است. شناخت این عوامل می تواند زمینه ساز مدیریت مؤثر این عارضه رفتاری در سازمان های فناوری محوری همچون جامعه هدف این مطالعه شود.A Phenomenological Study of the Antecedents of Knowledge Hoarding by Knowledge Workers (Case Study: Technical Experts of Nahaja)
Objective Knowledge hoarding refers to the deliberate withholding of information or expertise by individuals within an organization. This dysfunctional behavior can significantly undermine organizational learning, collaboration, and long-term performance. When knowledge workers intentionally refrain from sharing information with colleagues and stakeholders, it disrupts knowledge flows, weakens team dynamics, and reduces organizational adaptability and innovation. Effective intervention requires a comprehensive understanding of the psychological, structural, and contextual drivers of this behavior. This study aims to explore the factors contributing to the tendency toward knowledge hoarding from the perspective of knowledge workers—particularly technical experts—who are directly engaged in this issue. Methods This study adopts a qualitative, inductive, and interpretive approach, appropriate for uncovering deep-seated behavioral patterns and perceptions. The research is applied in nature and employs descriptive phenomenology as its methodological framework, using Collaizi’s systematic method for data analysis. Participants included 16 technical experts from the Islamic Republic of Iran Air Force (IRAAF), selected through purposive sampling. Data were gathered through semi-structured interviews, allowing for both consistency and the emergence of new insights. To ensure the credibility and trustworthiness of the findings, bracketing techniques were used to minimize researcher bias, and member checking was conducted with participants to validate interpretations and conclusions. Results The results identified three major categories of influencing factors: behavioral, structural, and contextual. Behavioral factors include personal motivations such as the desire to preserve organizational dependency, attain personal distinction, or avoid perceived threats to status and job security. Traits such as self-interest, opportunism, conservatism, and limited interpersonal communication skills were also noted. Intergenerational knowledge gaps, reluctance to seek clarification, and discomfort with asymmetrical knowledge relationships further exacerbate hoarding behaviors. Structural factors encompass job-related stressors (e.g., excessive workload, dissatisfaction), unsupportive or authoritarian management styles, and insufficient managerial encouragement of knowledge sharing. Infrastructural limitations, such as the absence of codified knowledge-sharing procedures or technical systems for capturing tacit knowledge, also contribute to the problem. Contextual factors involve broader organizational and cultural influences. A competitive, individualistic organizational culture with weak norms of collaboration and trust promotes hoarding. Additionally, societal values prioritizing material gain, personal advancement, and individualism over collective or organizational interests play a significant role. Economic instability and labor market uncertainties further incentivize individuals to treat knowledge as a personal asset or source of security and leverage. Conclusion The tendency of technical experts to hoard valuable and rare knowledge presents a serious challenge to knowledge-driven organizations, particularly in high-stakes environments such as military and technology sectors. Addressing this issue requires managers to recognize its root causes and implement targeted interventions at the behavioral, structural, and cultural levels. The insights from this study provide a foundational understanding for designing effective policies and organizational practices that encourage open knowledge exchange and long-term organizational learning.








