چکیده

This dissertation investigates the impact of the US-China trade war on regional and international cooperation patterns, with a specific focus on Iran-China relations. The ongoing rivalry between the United States and China, the world's two largest economies, extends beyond trade and into geopolitical and diplomatic realms, reshaping alliances and economic strategies across the globe. Among the countries influenced by this global shift, Iran presents a compelling case study due to its ongoing economic isolation from the West, largely driven by US sanctions. This research seeks to explore how the US-China trade war has created opportunities for Iran and China to deepen their bilateral ties and develop alternative cooperation models at both regional and international levels. The importance of this study lies in its ability to shed light on how economic conflicts between superpowers can inadvertently generate strategic opportunities for other states. By analysing the political and economic dynamics between Iran and China in the aftermath of the trade war, this research contributes to a broader understanding of shifting global power structures. The study is guided by the central research question: How has the US-China trade war created opportunities for Iran and China to strengthen regional and international relations and establish new cooperation models? Employing the Hegemonic Stability Theory, it argues that the potential decline in US dominance will catalyse the emergence of new geopolitical alignments, especially in regions where American influence has weakened. The findings reveal that the trade war has indeed acted as a catalyst for strengthened Iran-China relations. Both nations have strategically capitalised on reduced Western engagement to pursue mutual interests, enhance economic cooperation, and position themselves as key actors in a multipolar world. The study concludes that this evolving partnership exemplifies how geopolitical tensions can lead to new patterns of global cooperation, challenging established power hierarchies.  

تأثیر جنگ تجاری چین و آمریکا بر تقویت الگوی همکاری های اقتصادی و سیاسی تهران و پکن

این پایان نامه تاثیر جنگ تجاری آمریکا و چین بر الگوهای همکاری منطقه ای و بین المللی را بررسی می کند، با تمرکز خاص بر روابط ایران و چین. رقابت جاری بین ایالات متحده و چین، دو اقتصاد بزرگ جهان، فراتر از تجارت و وارد عرصه های ژئوپولتیک و دیپلماتیک شده است و در حال بازسازی ائتلاف ها و استراتژی های اقتصادی در سراسر جهان است. در میان کشورهایی که تحت تأثیر این تغییرات جهانی قرار گرفته اند، ایران به دلیل انزوای اقتصادی مداوم از غرب، که عمدتاً به دلیل تحریم های آمریکا است، یک مطالعه موردی جالب به شمار می آید. این تحقیق در تلاش است تا بررسی کند که چگونه جنگ تجاری آمریکا و چین فرصت هایی برای ایران و چین به منظور تقویت روابط دوجانبه خود و توسعه مدل های همکاری جایگزین در سطوح منطقه ای و بین المللی ایجاد کرده است. اهمیت این مطالعه در توانایی آن برای روشن کردن این موضوع است که چگونه درگیری های اقتصادی میان ابرقدرت ها می تواند به طور غیرمستقیم فرصت های استراتژیک جدیدی برای کشورهای دیگر ایجاد کند. با تحلیل دینامیک های سیاسی و اقتصادی میان ایران و چین پس از جنگ تجاری، این تحقیق به درک گسترده تری از ساختارهای قدرت جهانی در حال تغییر کمک می کند. سوال اصلی تحقیق به این صورت است: چگونه جنگ تجاری آمریکا و چین فرصت هایی برای ایران و چین به منظور تقویت روابط منطقه ای و بین المللی و ایجاد مدل های جدید همکاری فراهم کرده است؟ با استفاده از نظریه ثبات هژمونیک، این تحقیق استدلال می کند که احتمال کاهش سلطه ایالات متحده، موجب بروز هم راستایی های جدید ژئوپولتیک خواهد شد، به ویژه در مناطقی که نفوذ آمریکا ضعیف شده است. یافته ها نشان می دهند که جنگ تجاری به طور واقعی به عنوان یک کاتالیزور برای تقویت روابط ایران و چین عمل کرده است. هر دو کشور به طور استراتژیک از کاهش تعاملات غربی بهره برداری کرده اند تا منافع مشترک خود را دنبال کنند، همکاری های اقتصادی را تقویت کنند و خود را به عنوان بازیگران اصلی در یک دنیای چندقطبی معرفی کنند. این مطالعه نتیجه گیری می کند که این شراکت در حال تحول نمونه ای از این است که چگونه تنش های ژئوپولتیک می توانند به الگوهای جدید همکاری جهانی منجر شوند و هیرارشی های قدرت موجود را به چالش بکشند.

تبلیغات