۱.
مفهوم شهر خلاق در کشور ما متناسب با روند جهانی در جامعه دانشگاهی و سیاست گذاری مورد استقبال واقع شده است. ولی باگذشت بیش یک دهه از ورود این مفهوم، هنوز این مفهوم و ابعاد آن به درستی تبیین نگردیده و مفهوم شهر خلاق در تحقیقات داخلی فاقد دقت نظرهای نظری و روش شناختی بوده است. توجه به جوانب مختلف این مفهوم و پرهیز از خلط رویکردهای مختلف و نقد نظری و روش شناختی پژوهش های انجام شده ضروری است. این تحقیق بنا به ماهیت و روش پاسخ دهی به مسئله تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی و جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کمی و کیفی بهره می برد. برای نقد و بررسی پژوهش های مرتبط با شهر خلاق، 58 اثر پژوهشی انتخاب گردید. به طورکلی این تحقیق به این نتیجه می رسد که از لحاظ نظری و روش شناختی پژوهش های مرتبط با شهر خلاق دچار سوءتعبیر و تفسیر است. به طوری که تحلیل محتوای پژوهش ها نشان می دهد اتخاذ مبانی و چارچوبی غیر از ویژگی های نظریه و روش علمی؛ عدم تبیین دقیق نظریه فلوریدا و پیش فرض گرفتن یافته های آن در بستر ایران؛ استناد به شاخص های نامعتبر؛ اتخاذ شاخص های متناقض با ادبیات نظری؛ عدم توجه به اعتبار مدل اندازه گیری (روایی و پایایی) در سنجش شهر خلاق؛ اتخاذ رویکردی مخالف ادبیات نظری در گردآوری داده ها و واحد سنجش؛ برقراری رابطه علی بین مفهوم و اجزاء تشکیل دهنده آن؛ تقلیل بومی سازی نظریه ها به شاخص های محقق ساخته از حوزه بایدها و نبایدها؛ تأکید صرف بر سنجش و عدم ورود به بحث تبیین از جمله مهم ترین عوامل مؤثر در انحراف مطالعات داخلی در نگرش به شهر خلاق است.
۲.
توسعه بی رویه شهرها، افزایش جمعیت و تغییرات شیوه های زندگی، مسائل متعددی را برای مدیریت شهری ایجاد نموده است. این پژوهش در راستای دستیابی به دو هدف اصلی انجام شد. اول اینکه منطقه یک از کلانشهر مشهد به لحاظ شاخص های شهر خلاق در چه وضعیتی قرار دارد. دوم اینکه از لحاظ شاخص های شهر خلاق، محلات موجود در این منطقه تا چه اندازه توسعه یافته هسند. روش انجام پژوهش توصیفی تحلیلی انتخاب شد. ابتدا شاخص های شهر خلاق در چهار بعد سرمایه ساختاری، سرمایه اجتماعی، سرمایه انسانی و سرمایه فرهنگی انتخاب گردید. برای گردآوری اطلاعات از روش پرسشنامه استفاده شده و ساماندهی اطلاعات در نرم افزار SPSS انجام گرفت. برای توصیف وضعیت منطقه مورد مطالعه، از جداول فراوانی، نمرات میانگین و آزمون تی و در ادامه برای رتبه بندی محلات از روش مقایسه زوجی و مدل تاپسیس استفاده شد. نتایج نشان داد که سطح معنی داری برای چهار شاخص اصلی در منطقه یک، کمتر از 05/0 است. شاخص سرمایه انسانی با نمره میانگین 52/3 نسبت به سه شاخص دیگر از وضعیت بهتری برخوردار بود. شاخص های سرمایه ساختاری، فرهنگی و اجتماعی در رتبه های دوم تا چهارم قرار گرفتند. طبق نتایج مدل تاپسیس، در بین 11 محله مورد مطالعه، از لحاظ شاخص های شهر خلاق تفاوت وجود دارد. نتیجه نهایی حاکی از آن است که شهر خلاق، نیازمند توسعه شبکه محله های خلاق است. از این رو شناسایی ظرفیت ها و پتانسیل های درونی در محلات منطقه یک شهرداری مشهد و تدوین سند توسعه محلات مبتنی بر شاخص های شهر خلاق ضرورت دارد.
۳.
امروزه اهمیت مطالعه کیفیت محیط مسکونی بیشتر گردیده و تفکر حاکم بر مطالعه کیفیت زندگی شهری بر تعامل رابطه فرد با محیط استوار می باشد. این مهم در رابطه با سکونت گاه های غیررسمی صورت جدی تری به خود گرفته است. هدف پژوهش حاضر ارزیابی کیفیت محیط کالبدی و عملکردی محله غیررسمی سایان شهر زنجان با رویکرد تحقیق تجربی ساکنان می باشد. روش پژوهش توصیفی و تحلیلی بوده و از نظر کاربست نتایج کاربردی می باشد. گردآوری داده ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و روش های میدانی انجام یافته است. نمونه آماری مورد مطالعه جهت ارزیابی شاخص های اثرمحور، شامل 134 پلاک مسکونی بوده که به صورت سیستماتیک و با مراجعه به درب منازل مورد پرسش گری قرار یافته اند. نمونه آماری جهت ارزیابی شاخص های مشاهده کارشناسی نیز شامل 15 نفر از متخصصان امور شهری بوده اند. برای تجزیه و تحلیل داده های شاخص های اثرمحور از مدل سازی معادلات ساختاری و از نرم افزار Smart PLS سوده برده شده و برای تحلیل داده های مشاهده کارشناسی روش تحلیل بهترین-بدترین [1] و نرم افزار Excell مورد استفاده بوده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که کیفیت محیط کالبدی و عملکردی محله سایان شهر زنجان دارای وضعیتی پایین تر از سطح متوسط بوده و مهم ترین عوامل موثر در آن برای محیط کالبدی شامل مؤلفه های خوانایی و معابر و برای محیط عملکردی شامل مؤلفه های دسترسی و کاربری زمین می گردند. [1]. BWM (Best-Worst Method)
۴.
عدالت فضایی در پراکنش فضایی مدارس از مسائل مهم مورد توجه برنامه ریزان می باشد. این تحقیق با هدف تحلیل تمایزهای جفرافیایی استقرار مدارس از منظر عدالت فضایی انجام شده و روش تحقیق آن از نوع توصیفی – تحلیلی می باشد. در این تحقیق برای تحلیل الگوی فضایی توزیع مدارس از متوسط نزدیکترین همسایگی، ضریب تغییرات و منحنی لورنز، برای اندازه گیری توزیع جهتی مدارس از تحلیل بیضی انحراف استاندارد، برای تهیه نقشه خوشه ها از تحلیل لکه های داغ و برای برآورد تراکم توزیع فضایی مدارس از تابع تراکم کرنل استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل ها نشان می دهد توزیع مدارس در شهر اردبیل از الگوی توزیع فضایی خوشه ای تبعیت می کند و بنابراین نابرابری فضایی در دسترسی به مدارس در شهر حاکم می باشد. مرکز ثقل توزیع مدارس در محلات منطقه یک شهرداری قراردارد. نقشه خوشه های مدارس نمایانگر وجود لکه های داغ در مرکز شهر و لکه های سرد دردو محله از محلات منطقه سه شهرداری می باشد. نقشه تراکم کرنل توزیع مدارس، محرومیت محلات و نواحی حاشیه شهری در برخورداری از مدارس را با وضوح بیشتری به نمایش گذاشته است. برای دستیابی به عدالت فضایی و مدیریت مشکلات حاصل از نابرابری های فضایی ناشی از تصمیمات انسانی، مکانیابی و احداث مدارس جدید در نواحی پیرامونی شهر نظیر جام جم، بهشت زهرا، ایران آباد، جین کندی و شهرک های جدیدالاحداث نظیر شهرک های نیایش، نادری، کوثر، نیروی انتظامی، پیشنهاد می گردد.
۵.
همواره نقش مردم در مدیریت شهری مهم بوده و تاثیرات چشمگیر و عمیقی در روند مدیریت شهری داشته است. از طرفی با توسعه تکنولوژی، ابزارهای جدیدی جهت مشارکت مردم در مسائل ارزشمندتر و پایدارتر ایجاد شده است. در این زمینه یکی از راهکارهای عملی و کاربردی استفاده از سامانه های اطلاعات جغرافیایی داوطلبانه می باشد. در این پژوهش از فن آوری Web2.0 استفاده شده است و با توسعه وب جغرافیایی سیستمی برای مردم فراهم نموده است که به تولیدکنندگان غیرمتمرکز محتوا از طریق اینترنت تبدیل شوند. با این کار مردم به عنوان بازیگران هوشمند، در راستای مدیریت هوشمند تخلفات ساختمانی، به جمع آوری اطلاعات کمک خواهند کرد. سپس با طراحی یک بخش WebGIS، اطلاعات جمع آوری شده مورد پردازش و تحلیل قرار می گیرد. بخش جمع آوری اطلاعات در دو نسخه برای داوطلبان و ناظران شهرداری طراحی شده است که توسط 4 شهروند داوطلب و 2 کارمند شهرداری در شهر الرفاعی کشور عراق، جهت ارزیابی عملکرد سیستم انجام شد و 257 داده در مدت یک هفته، جمع آوری گردید. از این مقدار بیشترین میزان 37/72 درصد مربوط به گزارشات با تخلف تجاوز به حریم خیابان و پیاده روها بوده و کمترین میزان گزارش تخلف با 17/1 درصد مربوط به ایجاد مغازه در پیاده رو یا میادین عمومی بوده است. نتایج نشان دهنده اثربخشی سیستم در کارهای میدانی است و می تواند در بحث جمع آوری اطلاعات و رسیدگی بهتر به تخلفات کمک کننده باشد. بنابراین پیشنهاد می شود که با برگزاری سمینارها به معرفی بیشتر آن پرداخته شود همینطور با استفاده از محصولات (ESRI) موجود در شهرداری در فرآیند تجزیه و تحلیل داده های این نرم افزار، ارائه آن برای سیستم عامل های متنوع و انتشار در فروشگاه های محبوب نرم افزارها می توان به معرفی وسیع تر آن پرداخت.
۶.
در شیوه های نوین اداره امور حکومتی، جامعه مدنی و مردم نیز در تصمیم گیری ها دخالت داده می شوند. در این راستا حکمروایی شایسته شهری الگوواره جدیدی است که مورد توجه محافل علمی و نهادهای مختلف قرار گرفته است. حکمروایی در مقایسه با شیوه ها و فرآیندهای سنّتیِ تصمیم گیری و سیاستگذاریِ حکومتی که معمولاً بالا به پایین بوده و به صورت فرآیندهایی غیرمشارکتی و بدون دخالت بازیگران، گروه ها، افراد و ذی نفعانِ غیرحکومتی انجام می پذیرد، به مثابه فرآیند تصمیم گیری مشارکتی تعریف می شود. از این رو مقاله حاضر با هدف سنجش وضعیت مؤلفه های حکمروایی شایسته در نقاط شهریِ اصلی و پرجمعیت بخش مرکزی هشت شهرستان استان سمنان صورت پذیرفت. بنابراین 220 پرسشنامه در شهرستان های استان میان شهروندان به شیوه تصادفی توزیع گردید. نتایج نیز در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای رتبه بندی مؤلفه ها از آزمون رتبه بندی فریدمن و برای تعیین تفاوت میانگین ها از آزمون تحلیل واریانس (آنوا) استفاده گردید. نتایج نشان داد که در میان مؤلفه های حکمروایی شایسته به ترتیب مؤلفه های مشارکت، قانونمندی، کارایی و اثربخشی بیشترین امتیاز و مؤلفه های مسئولیت پذیری، پاسخگویی و شفافیت امتیاز کمتری را کسب کردند. همچنین اختلاف معنی داری بین میانگین شهرهای سمنان، شاهرود، دامغان، گرمسار، مهدیشهر، سرخه، میامی و آرادان وجود دارد. بر این مبنا وضعیت مؤلفه های حکمروایی شایسته در نقاط مورد اشاره ضعیف ارزیابی می گردد. حکمروایی ضعیف می تواند مشارکت گریزی شهروندان و بی اعتمادی شهروندان به مدیران و عناصر رسمی نظام حکمروایی را در پی داشته باشد. در مقابل حکمروایی شایسته می تواند منجر به همگرایی شهروندان، اعتماد آنان به دولت و نهادهای رسمی و توزیع عادلانه خدمات و زیرسا خت ها گردد که خود در افزایش کارایی و اثربخشی مؤثر است.
۷.
یکی از چالش های اساسی در دستیابی به پایداری شهرها مخاطرات طبیعی و غیرطبیعی است که در صورت عدم آگاهی و آمادگی لازم می تواند صدمات جبران ناپذیری وارد نماید. زیرساخت های حیاتی عاملی مهم در افزایش خسارات و از ارکان اصلی بازیابی اثرات مخاطرات محسوب می گردد و تاب آور ساختن آنها از ضروریات برنامه ریزی شهری محسوب می گردد. تحقیق حاضر برای ارزیابی مدیریت زیرساخت های حیاتی با تأکید بر رویکرد تاب آوری در محله ی پونک تهران نگارش شده است. روش تحقیق از منظر هدف کاربردی و از منظر ماهیت تحلیلی–اکتشافی است که به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار Amos و برای بررسی وضعیت موجود محله از تکنیک دیمتل جهت بررسی اثرگذاری و اثرپذیری مؤلفه ها استفاده گردید. جامعه ی آماری شامل متخصصین شهری منطقه 5 شهرداری تهران می باشد که حجم نمونه با استفاده از روش کوهن 60 نف ر تعیین شده است. یافته های تحقیق مبین آن است که متغیرهای استحکام زیرساخت ها و استقرار و دسترسی آنها با مقدار بحرانی بیشتر از 96/1 در سطح اطمینان 95% دارای وضعیت مطلوب و متغیرهای بازیابی و ساختار مدیریت زیرساخت ها با مقدار بحرانی کمتر از 96/1 دارای وضعیت نامطلوبی در محله می باشند. همچنین متغیر ساختار مدیریتی زیرساخت ها از بیشترین تأثیرگذاری و متغیر بازیابی زیرساخت ها از بیشترین تأثیرپذیری برخوردار هستند. نتایج نیز نشان می دهد که متغیر بازیابی معلول و متغیرهای ساختار مدیریتی زیرساخت ها، استحکام و استقرار و دسترسی متغیر علی می باشند. بنابراین در راستای ارتقاء تاب آوری زیرساخت های حیاتی محله نیاز به رویکرد نظام مند در ساختار مدیریت زیرساخت ها، مقاوم سازی و جانمایی آنها و تأکید بر الگوهای بازیابی مؤثر احساس می گردد.
۸.
بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده شهری همواره یکی از مسائل و چالش های شهرهای امروزی است. تصمیم گیری در این خصوص به یکی از چالش های اساسی مدیریت شهری تبدیل شده است. در سال های اخیر سیاست های تشویقی از طرف دولت و مدیریت شهری برای بهبود این نوع بافت ها اتخاذ شده است. به همین منظور، پژوهش حاضر باهدف ارزیابی میزان اثربخشی سیاست های تشویقی مدیریت شهری در نوسازی بافت های فرسوده شهر اهواز تدوین شده است. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی- نظری و ازنظر روش، توصیفی- تحلیلی است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیات پژوهش از تکنیک های آماری آزمون t ساده، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده در محیط نرم افزار SPSS.26 استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون t و رگرسیون خطی نشان داد که سیاست های تشویقی در افزایش تمایل ساکنان و سرمایه گذاری در نوسازی بافت فرسوده شهری نقش داشته و این سیاست ها در تمایل ساکنان به نوسازی بافت فرسوده اثرگذار است. نتایج سنجش سیاست های تشویقی مدیریت شهری و نقش آن در تقویت انسجام محله ای نشان می دهد که این دو متغیر بر اساس ضریب همبستگی پیرسون رابطه مستقیم و معناداری دارند و نتایج آزمون t نیز گویای این است که سیاست های تشویقی مدیریت شهری باعث تقویت انسجام محله ای خواهد شد. درنهایت بر اساس ضریب همبستگی پیرسون بین سیاست های تشویقی مدیریت شهری و ارزش املاک و مستغلات بافت های فرسوده نیز رابطه مستقیم وجود داشته و این سیاست ها بر ارزش املاک و مستغلات این نوع بافت ها اثرگذار است.