۱.
کاهش میزان باروری در ایران به عنوان یکی از چالش های مهم گذار جمعیت شناختی مطرح است. در این میان، بررسی الگوهای باروری در مناطق مختلف کشور از جمله مناطق روستایی سیستان، می تواند به شناخت بهتر عوامل مؤثر بر این پدیده کمک کند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر تمایل به تعدد فرزندآوری در خانواده های روستایی سیستان انجام شد. داده های میدانی مورد نیاز مطالعه از روش پیمایشی (پرسش نامه و مشاهده مستقیم) در سال 1403 جمع آوری شد. نمونه آماری تحقیق را تعداد 105 زن و مرد 65- 18 ساله روستاهای سیستان تشکیل داده اند که به صورت تصادفی انتخاب شدند. نتایج نشان داد که در بعد اقتصادی، تأثیر افزایش سطح درآمد و اشتغال مردان به ترتیب با ضریب 4.58 و 2.12 و در بعد اجتماعی، تمایل به فرزندآوری بیشتر و تأثیرگذاری شرکت بیشتر زنان و مردان در آیین های مذهبی به ترتیب با ضریب 4.36 و 3.45 بر نگرش و تمایل به افزایش تعدد فرزندان به طور معنی داری اثرگذار است. همچنین بر اساس نتایج، حد مطلوب تعداد فرزندان از دیدگاه زنان و مردان روستایی پنج فرزند است به طوری که بالاتر از آن والدین تمایلی به فرزندآوری ندارند. همچنین سن با ضریب 0.7 و شاغل بودن زنان با ضریب 2.12 به عنوان متغیرهای پیش بینی کننده با تأثیر منفی برای داشتن چهار فرزند یا بیشتر عمل می کنند.
۲.
امروزه بخش مهمی از برنامه ریزی توسعه روستایی به مشارکت و آگاهی زنان نیاز دارد؛ چراکه زنان نقش مهمی در توسعه روستایی ایفا می کنند. به همین منظور هدف پژوهش حاضر، تحلیل نگرش زنان روستایی دهستان کوت عبدالله درزمینه توسعه فعالیت های دامپروری است. جامعه آماری این پژوهش را 1003 خانوار دامدار شهرستان کارون در سال 1403 تشکیل می دهند. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه 287 نفر محاسبه شد که از طریق روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته است. ضریب آلفای کرونباخ به منظور تشخیص شاخص های ترکیبی آن 0.72 به دست آمد. بر اساس تعریف نگرش، سه متغیر مستقل زیرمجموعه نگرش، درک، آگاهی و نگرش با تکیه بر شاخص های فردی اجتماعی و اقتصادی مورد بررسی قرار گرفت و برای هر مؤلفه نتایجی به دست آمد که در نهایت در چارچوب مفهوم نگرش مورد تحلیل و ارزیابی و نتیجه گیری قرار گرفت. 61 درصد کل نمونه آماری نگرش نسبتاً مثبت تا مثبت به حرفه دامپروری داشتند. مهم ترین انگیزه گرایش به این حرفه عامل اقتصادی و کمک به اقتصاد خانواده بود و مهم ترین عامل در کاهش انگیزه نبود امکانات و سختی و مشقت کار بود. صد درصد بانوان کمبود امکانات و همچنین عدم شرکت در دوره های آموزشی را از عوامل بازدارنده در گسترش حرفه دامپروری می دانستند. بر همین اساس مهم ترین پیشنهاد پژوهش، برنامه ریزی در راستای ارتقاء دانش زنان محدوده مورد مطالعه با برگزاری دوره های آموزشی و ترویجی است.
۳.
بحران کم آبی به عنوان یکی از چالش های اساسی عصر حاضر، ابعاد مختلف زندگی بشر را تحت تأثیر قرار داده است. دراین میان، توانمندسازی کشاورزان به عنوان راهکاری مؤثر برای مدیریت پایدار منابع آب مطرح می شود. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر توانمندسازی کشاورزان بر مدیریت پایدار منابع آب با تأکید بر ابعاد پنج گانه توانمندسازی (اعتماد و اطمینان، احساس تأثیرگذاری، شایستگی، خودمختاری و استقلال، و معنی داری) در شهرستان خرم آباد انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی بوده و داده ها با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته در سه بخش ویژگی های فردی، شاخص های توانمندسازی و مدیریت آب جمع آوری شد. در این تحقیق، از روش نمونه گیری چندمرحله ای ترکیبی استفاده شد. در مرحله اول، با بهره گیری از نمونه گیری خوشه ای تصادفی، جامعه آماری 12500 نفری کشاورزان به خوشه های همگن جغرافیایی (بر اساس تقسیم بندی روستاها) تقسیم و 10 خوشه به صورت تصادفی تعیین شد. سپس از هر خوشه، 32 کشاورز (جمعاً 320 نفر) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. در مرحله دوم، به منظور افزایش دقت و کاهش خطای نمونه گیری، از نمونه منتخب، 175 نفر با استفاده از نمونه گیری تصادفی سیستماتیک با فاصله (2 k=) به عنوان نمونه نهایی تحقیق برگزیده شدند. یافته ها نشان داد که همبستگی معنی داری (0.495 r=) بین مؤلفه توانمندسازی و مدیریت پایدار آب وجود دارد. همچنین، حدود 24.5 درصد از تغییرات مدیریت پایدار آب توسط متغیر توانمندسازی تبیین می شود. برگزاری دوره های آموزشی مدیریتی و اجرایی برای توانمندسازی کشاورزان به منظور مدیریت بهینه منابع آبی و تصمیم گیری آگاهانه در مواجهه با بحران های آبی از جمله پیشنهادهای این پژوهش است.
۴.
کشت گیاهان دارویی در سال های اخیر به عنوان گزینه ای سازگار با شرایط بومی و اقلیمی ایران، ظرفیت بالایی برای اشتغال زایی و افزایش درآمد روستاییان دارد. این پژوهش با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر پذیرش کشت گیاهان دارویی در بخش همایجان شهرستان سپیدان در استان فارس انجام شد. جامعه آماری شامل کشاورزان منطقه مذکور بود که با استفاده از فرمول کوکران، ۱۵۰ نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد که روایی صوری آن با استفاده از نظرات گروهی از متخصصان حوزه های توسعه روستایی و ترویج کشاورزی تأیید شد. به منظور سنجش پایایی پرسش نامه، مطالعه پیش آهنگ در خارج از محدوده اصلی پژوهش اجرا و ضریب آلفای کرونباخ برای گویه ها بین 0.7 تا 0.89 به دست آمد که بیانگر پایایی قابل قبول آن است. سپس برآورد الگوی تحقیق با استفاده از مدل لاجیت صورت گرفت. نتایج نشان داد که مدل برآورد شده حدود ۵۰ درصد از واریانس پذیرش کشت گیاهان دارویی را تبیین می کند. متغیرهایی مانند سابقه کشاورزی، تأثیرپذیری اجتماعی، عوامل روان شناختی و درون فردی، فعالیت های ترویجی و قصد کشت اثر مثبت و معنی دار داشته درحالی که اندازه زمین اثری منفی نشان داد. نتایج نشان داد که فعالیت های ترویجی بیشترین اثر را بر پذیرش کشاورزان دارد. بر اساس این یافته ها، تقویت آموزش های ترویجی، ارتقای مهارت های فردی و تدوین سیاست های حمایتی جامع می تواند راهکاری مؤثر برای توسعه پایدار کشت گیاهان دارویی در مناطق روستایی باشد.
۵.
امنیت غذایی به دسترسی مداوم و بهنگام همه افراد به غذای کافی، سالم و مغذی برای زندگی فعال اشاره دارد و در مناطق روستایی به دلیل وابستگی به منابع طبیعی و محدودیت های زیرساختی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین این پژوهش با هدف تحلیل مکانی - منطقه ای تاب آوری خانوارهای روستایی شهرستان کرمانشاه در برابر ناامنی غذایی انجام شد. این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و داده ها از 239 خانوار روستایی از مجموع 34723 خانوار روستایی در پنج بخش شهرستان کرمانشاه با پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد. روایی پرسش نامه توسط کارشناسان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (0.71) تأیید شد. تحلیل داده ها با روش تصمیم گیری چندمعیاره ویکور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام شد. نتایج نشان داد که تاب آوری در بخش های مختلف ناهمگن است؛ به طور مشخص، بخش های ماهیدشت و بیلوار با شاخص های ویکور به ترتیب 0.16 و 0.5 در بعد ثبات و بخش مرکزی با شاخص صفر در سازگاری و 0.39 در تحول، عملکرد بهتری داشتند. در مقابل، بخش های کوزران و فیروزآباد با شاخص های 0.89 و 1 کمترین تاب آوری را نشان دادند که به محدودیت های زیرساختی و وابستگی به کشاورزی دیم نسبت داده می شود. نقشه های GIS مبتنی بر شاخص های ویکور، الگوهای تاب آوری را نمایش دادند. این یافته ها بر ضرورت سیاست گذاری مکان محور برای تقویت زیرساخت های کشاورزی، تنوع بخشی به معیشت و گسترش برنامه های آموزشی تأکید دارند. تحلیل مکانی - منطقه ای با ارزیابی و مقایسه تاب آوری هر بخش، پیشنهادهای سیاستی مکان محور، مانند بهبود زیرساخت ها و آموزش کشاورزی هوشمند و غیره ارائه کرد و چارچوبی برای کاهش ناامنی غذایی و ارتقای تاب آوری خانوارهای روستایی فراهم نمود.
۶.
شناسایی الگوی مدیریتی کارآمد برای اداره بهینه سکونتگاه های روستایی جزو عوامل اثرگذار بر فرایند توسعه پایدار روستایی است. دولت ها و نهادهای محلی به عنوان مهم ترین واحدهای شناخته شده با تدوین استراتژی ها و فعالیت های توسعه ای، چارچوب برنامه ریزی و مدیریت لازم را برای توسعه روستایی فراهم می کنند. این امر زمانی ممکن است که بتوان الزامات، نتایج و عوامل موثر بر ارائه الگوی مدیریت محلی مطلوب و مؤلفه های مرتبط با آن را شناسایی نمود. مرور پژوهش های پیشین نشان دهنده خلا چارچوب های موجود در تحلیل عوامل موثر بر الگوی مدیریت محلی در مناطق روستایی است. پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی است و هدف از انجام آن، ارائه بخشی از نتایج مطالعات موجود در زمینه مدیریت محلی سکونتگاه های روستایی و تبیین و توسعه یک چارچوب جامع از عوامل مؤثر بر مدیریت محلی در روستاها با تاکید بر روستاهای کوچک و پراکنده است و در این مورد با استفاده از پایگاه داده های معتبر علمی با رویکرد مرور نظام مند و بهره گیری از بیانیه پریزما، ادبیات مرتبط با مؤلفه های موثر الگوی مدیریت محلی روستاها را در بازه زمانی سال های 2000 تا 2024، با استفاده از کلیدواژه های مشخصی چون مدیریت محلی، مدیریت روستایی، الگوی مدیریت روستایی و روستاهای کوچک و پراکنده همچنین استراتژی شفاف و از پیش طراحی شده، از پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی جمع آوری شد. پس از غربالگری و ارزیابی کیفی، تحلیل نهایی روی 80 مطالعه انجام شد. ارزیابی مطالعات حاصل از مرور نظام مند نشان داد ارائه الگوی مدیریت موفق محلی و روستاهای کوچک نیازمند رویکردی جامع و یکپارچه است که در آن تمام عوامل موثر در نظر گرفته شود. این رویکرد باید بر مشارکت فعال روستاییان، حمایت دولت، تقویت نهادهای محلی و استفاده از فناوری های نوین تمرکز کند. یافته های اصلی این تحقیق نشان می دهد که روستاهای کوچک و پراکنده نیز با مشکلات متعددی از جمله پراکندگی جغرافیایی، کمبود زیرساخت ها، عدم تناسب قوانین با شرایط روستایی، ضعف نهادهای محلی، کمبود منابع مالی، مهاجرت روستایی، ضعف مشارکت مردمی، تغییر سبک زندگی و تخریب محیط زیست مواجه هستند. این چالش ها به طور مستقیم بر کیفیت زندگی روستاییان، بهره وری منابع و توسعه پایدار مناطق روستایی تأثیر می گذارند و برای رفع آنها پیشنهاداتی ارائه شده است.
۷.
عدم آگاهی مردم روستا عامل اصلی در عدم گسترش توسعه پایدار کشاورزی در روستاها می باشد بنابراین برنامه های توسعه روستایی باید به سمت آگاهی بخشی از طرف رسانه ها ، بویژه رسانه های نوین وشبکه های اجتماعی سوق داده شود.اصلاح وتغییر زمانی انجام می شود که باورهای جامعه روستایی تغییر کند. اکثر مردم براین باورند که توسعه پایدار کشاورزی از وظایف واختیارات دولتهاست، اما واقعیت این است که گاهی مداخلات دولت ها مخرب بوده است از آنجایی که توسعه نیروی انسانی یکی از اصول اساسی در توسعه پایدار کشاورزی است و توسعه پایدار کشاورزی زمانی در سطح بهینه وموثر اجرا می شود که بتوان شکاف نسل گذشته وجوانان روستایی را با توسعه آموزش از طریق رسانه های نوین و آموزش های میدانی بر طرف کرد، آگاهی در مورد توسعه پایدار کشاورزی اولین قدم توسعه وبهبود آگاهی ودانش منابع انسانی از طریق رسانه های نوین وشبکه های اجتماعی در تغییر رفتارنگرش ومهارت های فردی است. محدودیت های زیر ساختی روستاها ودسترسی محدود آنها به امکانات آموزشی وارتباطی، رسانه های نوین وشبکه های اجتماعی را به یکی از مهمترین ابزارهای انتقال اطلاعات ، دانش ومهارت به روستاییان تبدیل نموده است. هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش رسانه های نوین (رسانه هایی که اساسشان بر بستر اینتر نت است) در توسعه پایدار کشاورزی روستاهای شهرستان تکاب استان آذربایجان غربی است، نتایج وبحث: این تحقیق با استفاده از روش پیمایشی واسنادی سعی دارد میزان ونحوه استفاده روستاییان شهرستان تکاب آذربایجان غربی را در استفاده از رسانه های نوین مورد بررسی قرار داده ومهمترین عوامل تاثیر گذار در توسعه پایدار کشاورزی را شناسایی نماید ،نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد وابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه بود روایی ابزار پژوهش از طریق اعمال نظر ات اعضای هیات علمی ومتخصصان کشاورزی سازمان تحقیقات آموزش وترویج کشاورزی واساتید راهنما ومشاور به دست آمد آزمون مقدماتی واعتبار پرسش نامه از طریق تکمیل 28 پرسشنامه به وسیله کشاورزان دریکی از روستاهای خارج از نمونه آماری انجام شد وپایایی آن با ضریب تتای ترتیبی 85/0 تایید شد جامعه آماری این تحقیق در برگیرنده کلیه کشاورزان شهرستان تکاب استان آذربایجان غربی است که به شمار 32224 نفر می باشند حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 285نفر تعیین شد روش نمونه گیری تصادفی ساده بود وبا کشاورزان ساکن روستاهای شش دهستان شهرستان تکاب درسال 1402 به صورت حضوری مصاحبه به عمل آمد، تحلیل رگرسیون چند متغییره باروش ترکیبی نشان داد که درامد، تحصیلات ومیزان استفاده از رسانه های نوین مهمترین عوامل تاثیر گزار بر توسعه پایدار کشاورزی هستند،همچنین بین تاثیر رسانه ها ومشارکت فعال مردم روستا در توسعه پایدار کشاورزی رابطه وجود دارد داده ها با استفاده از نرم افزار spss و استفاده از آزمون های ضریب رگرسیون چند گانه وضریب همبستگی اسپیرمن ، من وایتنی وکروسکال والیس تحلیل شد. نتایج حاکی از آن است بین میزان استفاده از رسانه های نوین با پذیرش توسعه پایدار کشاورزی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. (146/0=r،026/0=p). همچنین بین تحصیلات کشاورزان با میزان علاقمندی به توسعه پایدار کشاورزی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد(215/=r) (001/0 =p )
۸.
آشنایی با منابع اطلاع یابی، به عنوان یک ابزار توسعه پایدار کشاورزی در روستاها و در بین کشاورزان و روستائیان در راستای افزایش آگاهی، کاهش شکاف اطلاعاتی و افزایش کارایی و بهره وری کشاورزان و روستاییان مطرح می شود. هدف اصلی پژوهش، شناسایی منابع اطلاع یابی کشاورزان و روستائیان بود. روش تحقیق کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی در زمستان 1403 بر روی متخصصان کشاورزی و کشاورزان خبره صورت پذیرفت. به منظور شناسایی منابع اطلاع یابی از طریق مصاحبه عمیق باز و نیمه ساختاریافته استفاده گردید. و به منظور اولویت بندی منابع اطلاع یابی از کشاورزان و روستائیان( 80 نفر)، به روش نمونه گیری هدفمند، گردآوری اطلاعات به عمل آمد و تا اشباع داده ها، با رعایت محرمانه بودن اطلاعات و امکان ترک مطالعه در هر زمان که مایل بودند، ادامه یافت. با تحلیل و ادغام مؤلفه های اصلی، 4 مؤلفه اصلی( منابع آموزشی – دانشی، منابع رسانه ای، منابع اطلاعاتی و شبکه های جهانی، منابع مکانی( اجتماعی و فرهنگی)) شناسایی و با تحلیل مؤلفه های اصلی، 20 مؤلفه فرعی استخراج گردید و به منظور رتبه بندی از AHP استفاده شد، نتایج نشان داد که نرخ ناسازگاری کوچک تر از 099/0 است. پس در مقایسات زوجی سازگاری وجود دارد. از این رو تمامی عناصر وزن مناسب و قابل قبولی دارند. با مطالعه مکرر متون پیاده شده، با شیوه تجزیه و تحلیل Colaizzi نسبت به تجزیه و تحلیل داده های کیفی اقدام گردید. در نهایت 20 جمله کلیدی گزینش شد و بدین ترتیب چهار مولفه اصلی پژوهش انتخاب گردید. نتایج به دست آمده از تحقیق در 4 دسته کلی و عمومی: منابع آموزشی – دانشی، منابع رسانه ای، منابع اطلاعاتی و شبکه های جهانی و منابع مکانی( اجتماعی و فرهنگی) دسته بندی گردیدند. نتیجه این که بر اساس محاسبات انجام پذیرفته و اطمینان از صحت آنها، تعیین شد که در میان عوامل اصلی پیش روی منابع اطلاع یابی برگزاری دوره های آموزشی _ ترویجی با وزن 137/0 در درجه اول و استفاده از سایت های اینترنتی و ایمیل با وزن 0062/0 در درجه آخر قرار گرفت.