۱.
هدف شناسایی عوامل موثر بر توسعه ورزش در نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب با استفاده از AHP بود پژوهش حاضر به روش تحقیق توصیفی و از لحاظ هدف کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش شامل افراد دارای سابقه مدیریت در سطوح مدیریت کلان ورزش کشور، خبرگان و سیاست گذاران ورزش کشور، اساتید مدیریت ورزشی که در زمینه تحقیق مقاله یا تالیفاتی داشتند می باشد که نظرات 25 نفر از خبرگان تا رسیدن به حد اشباع نظری به شکل کاملاً غیراحتمالی و با بهره گیری از تکنیک های هدفمند نظری و گلوله برفی انتخاب شد. از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی به منظور شناسایی مؤلفه ها استفاده شد. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه و پرسشنامه بود. عامل نظام انقلابی، روحیه انقلابی، مدیریت جهادی، امید به آینده، امن و ثبات، دینی و مهدوی، مستقل، اخلاقی، ورزش دانش بنیاد، اخلاق محوری، اقتصاد ورزشی مقاوم، ارزش محوری، عزت مند، عدالت محوری و ورزش تمدن ساز به عنوان عوامل موثر بر توسعه ورزش در نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر بیانیه گام دوم شناسایی شد. نتایج فرایند تحلیل سلسله مراتبی نشان داد که به ترتیب عوامل امید به آینده (412/0)، مدیریت جهادی (389/0)، نظام انقلابی (349/0)، روحیه انقلابی (309/0)، اخلاق محوری ، عدالت محوری (272/0)، امن و ثبات (251/0)، دینی و مهدوی (216/0)، مستقل (189/0)، اخلاقی (172/0)، ورزش دانش بنیاد (143/0)، ورزش تمدن ساز (138/0)، ارزش محوری (121/0)، اقتصاد ورزشی مقاوم (116/0)، عزت مند (112/0) اولویت بندی شده اند.
۲.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شناسایی عوامل مؤثر بر بهبود مدیریت یکپارچه توریسم ساحلی با تاکید بر همزیستی اجتماعی جوانان اجرا گردید. روش پژوهش از نوع آمیخته (کیفی-کمی) بود که بخش کیفی آن به صورت تحلیل مضامین انجام گردید. جامعه آماری در بخش کیفی شامل افراد آگاه به موضوع پژوهش بودند که برحسب انتخاب هدفمند، تعداد 20 نفر به عنوان نمونه مشخص گردیدند. همچنین جامعه آماری در بخش کمی پژوهش شامل کلیه گردشگران شهر بندرعباس بودند که از امکانات گردشگری ساحلی این شهر استفاده را داشته اند. با توجه به نامشخص بودن تعداد حجم جامعه و بر اساس روش حجم نمونه کوکران در شرایط نامشخص بودن حجم جامعه؛ تعداد 384 نفر با توجه به روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه تحقیق مشخص شدند. درنهایت پس از پخش و جمع آوری پرسشنامه های تحقیق؛ تعداد 370 پرسشنامه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. ابزار پژوهش شامل مصاحبه های نیمه ساختارمند و پرسشنامه محقق ساخته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری و روش معادلات ساختاری استفاده گردید. تمامی روند تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزارهای اس پی اس اس، پی ال اس و مکس کیو دی ای انجام گرفت. نتایج نشان داد که عوامل شناسایی شده شامل تعالی مدیریتی، تعاملات اجتماعی، نهادینه سازی، بازیابی مخاطب و بهبود محتوا بود. نتایج همچنین نشان داد که نهادینه سازی (934/0=تأثیر) و بازیابی مخاطب (917/0=تأثیر) بیشترین اهمیت را دارا می باشد. این مساله نشان می دهد که در جهت بهبود بهبود مدیریت یکپارچه توریسم ساحلی مبتنی بر استانداردسازی همزیستی اجتماعی جوانان می بایستی به عواملی از جمله نهادینه-سازی و بازیابی مخاطب توجه جدی نمود.
۳.
هدف از تحقیق حاضر، ارایه مدل سوت زدن سازمانی در سازمان های ورزشی به منظور کاهش تخلفات بود. روش تحقیق حاضر، با رویکرد کیفی به روش داده بنیاد (مدل ساختاریافته اشتراوس و کوربین) است که ازنظر هدف کاربردی و ازنظر جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق حاضر، شامل خبرگان آشنا با ابعاد و مؤلفه ها و معیارهای سوت زدن سازمانی است که شامل پژوهشگران اساتید دانشگاهی (حداقل دو پژوهش در زمینه اخلاق سازمانی، سوت زدن سازمانی، افشاگری سازمانی و سایر متغیرهای مرتبط) و مدیران حال حاضر و سابق سازمان های ورزشی (باسابقه مدیریتی بیش از 5 سال) می باشد که به روش نمونه گیری هدفمند یا نظری انتخاب شده اند (21 نفر). تجزیه وتحلیل داده ها جهت کدگذاری باز، محوری و گزینشی از رویکرد کیفی گراندد تئوری (تئوری زمینه ای) استفاده شد و با تحلیل مصاحبه ها، کدگذاری باز انجام گرفت. بر اساس کدهای باز شناسایی شده، کدهای محوری شکل گرفتند و به کمک کدگذاری انتخابی مدل نظری توسعه پیدا کرد، سپس مدل پارادایمی با نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفت. الگوی سوت زدن سازمانی در سازمان های ورزشی به منظور کاهش تخلفات، متأثر از شرایط علی (سازمانی، فردی، شغلی، ارتباطی، ماهیت تخلف و سبک رهبری) و با در نظر گرفتن راهبردهای استخراجی (مدیریتی و بازدارنده) که متأثر از شرایط زمینه ای (ساختار سازمانی، قوانین و مقررات و زیرساخت ها و امکانات) و شرایط مداخله گر (محیطی و ترس از عواقب سوت زدن) می باشد، می تواند منجر به پیامدهایی جهت دستیابی به اهداف سازمان های ورزشی گردد.
۴.
هدف این پژوهش تدوین مدل بیرونی ورزش قهرمانی استان خوزستان بر مبنای مدلسازی ساختاری- تفسیری بود. این تحقیق بر اساس هدف از نوع توسعه ای- کاربردی و از نظر روش از نوع اکتشافی بود. شیوه انجام این تحقیق به صورت کیفی بود. جامعه شامل نخبگان علمی (اساتید دانشگاه) و نخبگان تجربی (مدیران ورزش در سطح ادارات متولی) بودند. نمونه آماری در بخش کیفی از نوع نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب بود که با 13 نفر از خبرگان مصاحبه شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه از نوع نیمه ساختاریافته بود. جهت تعیین پایایی از مقبولیت، قابلیت انتقال و قابلیت تأییدپذیری استفاده شد و ضریب (20/86%) به دست آمد و پایایی مصاحبه تایید شد. همچنین به منظور ترسیم مدل تفسیری- ساختاری از نرم افزار Micmac استفاده شد. پس از تحلیل مصاحبه ها، 26 شاخص در قالب 4 مفهوم در حیطه ی تهدیدات و 20 شاخص در قالب 4 مفهوم، در حیطه ی فرصت ها به دست آمد. نتیجه ی مدلسازی تفسیری- ساختاری نشان داد بیشترین میزان تاثیرگذاری مربوط به مولفه ی مشکلات مدیریتی و بیشترین میزان تاثیرپذیری نیز مربوط به فرصت تبلیغات بود. با توجه به تاثیرگذاری بالای مشکلات مدیریتی در خارج از سیستم ورزش، لزوم هماهنگی بین دستگاه های مختلف و اهمیت پرداختن به ورزش در سازمان های غیرورزشی احساس می شود.
۵.
مهاجرت ورزشکاران یکی از چالش های مهم کشورهای درحال توسعه، ازجمله ایران، است که تحت تأثیر عوامل پیچیده اقتصادی، اجتماعی و ورزشی قرار دارد. این پدیده نه تنها بر فرد ورزشکار بلکه بر ورزش ملی و هویت فرهنگی نیز تأثیر می گذارد. هدف این تحقیق شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر مهاجرت ورزشکاران ایرانی و گونه شناسی این مهاجرت ها است. این مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و تحلیل مضمونی انجام شد و داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 33 ورزشکار ایرانی از رشته های مختلف گردآوری شد. نتایج تحقیق نشان داد که دو عامل اصلی در تصمیم مهاجرتی ورزشکاران ایرانی عبارت اند از: الف) شبکه روابط اجتماعی و ب) ادراک ناپایداری اجتماعی-اقتصادی. از تلاقی این دو عامل پنج گونه مهاجرت شناسایی شد که عبارت اند از: مهاجرت موقتی، مهاجرت وابستگی-ارتباطات فرهنگی، مهاجرت برای توسعه مسیر شغلی، مهاجرت ناشی از مشکلات معیشتی، و مهاجرت به قصد پناهندگی. نتایج نشان می دهد که برای مدیریت این پدیده، نیاز به سیاست گذاری های حمایتی، بهبود شرایط اقتصادی و ایجاد فرصت های حرفه ای است. این تحقیق می تواند به مدیران ورزشی و سیاست گذاران در طراحی راهکارهای مؤثر کمک کند.
۶.
در این پژوهش به طراحی پارادایم کیفی عوامل سیاست ورزشی و ذینفعان موثر بر مسیر حرفه ای ورزشکاران معلول به عنوان الگو پرداخته شد. این تحقیق از نوع پژوهش های کیفی بود که از رویکرد تحلیل تماتیک در آن استفاده شد. جامعه آماری این تحقیق را رئیس کمیته ملی پارالمپیک، نایب رئیس، دبیر و اعضای هیئت رئیسه اجرایی کمیته ملی پارالمپیک و رئیس فدراسیون ورزش جانبازان و توان یابان، نایب رئیس و دبیر فدراسیون و نخبگان و متخصصان حوزه ورزش پارالمپیک تشکیل داد که تعداد آن ها 23 نفر بود. روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری (تا 23 مصاحبه) ادامه یافت. عوامل سیاست ورزشی و ذینفعان موثر بر مسیر حرفه ای ورزشکاران معلول از 4 مقوله (استعدادیابی، حمایت ورزشی، حمایت مالی، دیدگاه راهبردی در ورزش پارالمپیک)، 8 مفهوم ثانویه و 127 مفهوم اولیه تشکیل شد. در بخش کمی نیز مدلسازی معادلات ساختاری مطلوب بودن برازش مدل آزمون شده را نشان داد. واژه های کلیدی: سیاست ورزشی، مسیر حرفه ای، ورزشکاران معلول
۷.
این پژوهش با هدف آینده نگری باز با رویکردی راهبردی برای بهبود خط مشی گذاری عمومی در ورزش ورروش پژوهش توصیفی و اکتشافی می باشد. و مشارکت کنندگان خبرگان مدیریت ورزشی هستند. روش نمونه گیری از روش به صورت هدفمند که 13 نفر از خبرگان انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده سه دور پرسشنامه بین خبرگان بود. در این تحقیق جهت تحلیل اثرات متقابل متغیرهای بهبود خط مشی گذاری عمومی در ورزش ، از رویکرد تحلیل ساختاری و نرم افزار Micmac استفاده شد. همچنین برای گزینش و انتخاب سناریوهای منتخب از رویکرد تحلیل بالانس اثرات متقابل که توسعه دهندگان استفاده شد. لازم به ذکر است برای تسهیل استفاده از این روش از نرم افزار محاسبانی سناریوویزارد استفاده شد. نتایج نشان داد که تحقیق حاضر نشان داد که پنج متغیر ایجاد ایدئولوژی سازمانی، ایجاد جسارت در مدیران ورزشی، شناخت راهبردی، نظام شایسته سالاری، تقویت مکانیزم پیوست قانون در مجموع از بیشترین تاثیرپذیری برخوردارند. امید است نتایج تحقیق حاضر به بهبود شواهد علمی در خصوص بهبود خط مشی گذاری عمومی در ورزش در سازمان های ورزشی منجر شده باشد و شروعی جهت انجام تحقیقات جامع در حوزه ورزش جهت بهره برداری سازمان های ورزشی از بهبود خط مشی گذاری عمومی در ورزش گردد.
۸.
هدف از این پژوهش بررسی ضرورت ایجاد حکمرانی خوب ورزشی مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون بود. این پژوهش از نظر نوع داده کیفی، روش تحلیل مضمون و رویه کینگ و هاروکز انجام شده است. ازاین رو جامعه مورد بررسی پژوهش مقالات چاپ شده معتبر داخلی و خارجی بوده است که در مجلات علمی و همایش های معتبر داخلی و خارجی چاپ شده اند واحد تحلیل باتوجه به مقیاس دقت، اصالت و نو بودن پژوهش ها ۱۸ مقاله انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ها از نرم افزار تحلیل کیفی مکس کیودا استفاده شده است. بر اساس تحلیل های صورت گرفته ۳۷ کد حاصل شد که در قالب چهار کد تفسیری فرصت های استفاده از حکمرانی خوب ورزشی، تهدیدهای عدم استفاده از حکمرانی خوب ورزشی، نقاط قوت استفاده از حکمرانی خوب ورزشی، نقاط ضعف عدم استفاده از حکمرانی خوب ورزشی سازمان دهی شدند. با توجه به نتایج به دست آمده پیشنهاد می گردد متولیان امر ورزش جهت اجرای حکمرانی خوب ورزشی تعریف شاخص های دقیق ارزیابی مخصوص هر ارگان را انجام دهند، به طراحی مدل های کارآمد بر اساس شرایط داخلی و خارجی سازمان، بپردازند و نظارت بر نهادهای ورزشی را تقویت نمایند. پیشنهاد می شود سیاست گذاران و مدیران ورزشی با بهره گیری از مدل های موفق جهانی، چارچوبی شفاف و نظام مند برای حکمرانی در ورزش تدوین کنند تا به بهبود عملکرد سازمان های ورزشی و افزایش کارآمدی آن ها کمک شود.
۹.
هدف این پژوهش شناسایی راهبردهای منابع انسانی بر اساس نقاط مرجع استراتژیک در وزارت ورزش و جوانان بود. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و از نوع ترکیبی بود و به لحاظ هدف کابردی است. جامعه آماری این پژوهش را مدیران، معاونان و کارشناسان وزارت ورزش و جوانان تشکیل دادند. روش نمونه گیری هدفمند بود. نمونه آماری این پژوهش شامل 12 نفر بودند که حیطه تخصصی آنها منابع انسانی بود. ابزار پژوهش مصاحبه بود و در نهایت پرسشنامه ترکیبی بدست آمده از طریق مصاحبه و بررسی مدل یکپارچه بامبرگر و مشولم بود که توسط نخبگان تحلیل شد. در این پژوهش از روش نقاط مرجع استراتژیک به عنوان یک روش کارآمد استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که راهبرد مناسب برای مشاغل مدیریتی، تخصصی، اجرایی در وزارت ورزش و جوانان راهبرد متعهدانه و برای مشاغل خدماتی راهبرد ثانویه است. همچنین استراتژی مناسب زیرسیستم های توسعه منابع انسانی، ارزیابی عملکرد و پاداش و روابط با کارکنان در مشاغل مدیریتی، تخصصی و اجرایی متعهدانه و مشاغل خدماتی ثانویه است. بنابراین با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می گردد در فرایند انتخاب کارکنان در وزارت ورزش و جوانان دقت زیاد، حمایت گسترده مسیر شغلی، انعطاف پذیری گسترده و تامین و ارتقا از داخل در اولویت قرار داشته باشند، همچنین در ساختار پرداخت تاکید بر ثبات رویه بیشتر باشد.
۱۰.
این پژوهش باهدف طراحی مدل افزایش امید به زندگی فعال شهروندان مبتنی برفعالیت بدنی با رویکرد معادلات ساختاری انجام شده است. روش پژوهش ازنوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری مدیران وکارشناسان سازمان ورزش شهرداری، هیات های ورزش همگانی وادارات ورزش وجوانان ومربیان ورزش همگانی کلانشهرتهران بودند. نمونه آماری به تعداد قابل کفایت جهت آزمون مدل به روش هدفمند و دردسترس انتخاب ونظرخواهی گردید(122نفر). ابزارپژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ای بودکه براساس مطالعه همزمان کتابخانه ای ومصاحبه اکتشافی با 16نفر تنظیم گردید وبرای ارزیابی روایی محتوایی ازمتخصص علمی واجرایی نظرخواهی شد. سپس پایایی ترکیبی و روایی سازه درمرحله نهایی با استفاده از نرم افزار پی.ال.اس بررسی وتایید شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که ظرفیت سازی اکوسیستم شهری، کارآمدسازی سیستم توسعه سلامت و ورزش شهری، گرایش شهروندان به زندگی فعال، توزیع مناسب فرصت های زندگی فعال و ترویج فعالیت -بدنی شهروندی به صورت معنی داری نقش تبیین کننده ای در امید به زندگی فعال دارند. نتایج تحلیل مسیر هم نشان داد که روابط بین این مولفه ها از متغیرهای مستقل به سمت متغیرهای وابسته مثبت و معنی دار است و مدل مفهومی برازش مطلوبی دارد. براساس یافته های پژوهش می توان گفت که برای افزایش امیدبه زندگی درشهروندان تهرانی ازطریق فعالیت بدنی و ورزش باید برنامه ها وطرح های ورزشی متناسب با شرایط و اقتضای جامعه شهری تهران صورت بگیرد و درابتدا فضاهای شهری را برای فعالیت بدنی و ورزش عموم افرادجامعه مهیا نمود و سپس با رسانه ها و فضاهای اجتماعی ومجازی درخصوص فعالیت بدنی و اثرات آن برسلامت جسمانی و روانی، فرهنگ سازی مناسب را انجام داد.
۱۱.
پیشرفت فن آوری ازجمله هوش مصنوعی درحال دگرگونیِ چشم انداز ورزش کشتی در تمام جنبه ها است. هدف از پژوهش حاضر مدل یابی عوامل توانمندساز زیرساخت نرم افزاری ورزش کُشتی ایران با استفاده از رویکرد زمینه ای بود.نوع پژوهش کیفی بوده در زمره تحقیقات کاربردی و گردآوری داده ها اکتشافی و روش پژوهش گراندد تئوری ساخت گرا است. ابزار استفاده شده برای گرداوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختارمند و جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، و کارشناسان خبره ورزش کُشتی ازجمله مدیران اجرایی،اساتید دانشگاهی، مربیان، داوران و کشتی گیران بود. جهت نمونه گیری با روش نمونه گیری غیرتصادفی به صورت هدفمند انجام شد. پس از تعداد15مصاحبه، اشباع نظری حاصل گردید و روند مصاحبه ها اتمام پیدا کرد. پایایی مصاحبه ها نیز به روش مطالعه توافق درون موضوعی میانگین77/0 درصد بدست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار تحلیل کیفی MAXQDAنسخه2020 و روش مقایسه مداوم در طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی به دست آمد. در مرحله کدگذاری باز، با در نظر گرفتن متن تمام مصاحبه ها در خصوص زیرساخت نرم افزار ورزش کشتی تعداد 387 مفهوم یا کد اولیه شناسایی شد. پس از تجمیع و همپوشانی کدهای مشابه85 مفهوم بدست آمد. طبق یافته های پژوهش عوامل علّی (مقوله مدیریت و برنامه ریزی، مسابقات و رقابت ها، کارایی ومدیریت)؛ عوامل زمینه ای با مقوله توسعه و توانمندسازی نرم افزاری ورزش کشتی (مقوله بسترتخصصی دیجیتالی و مقوله زیرساخت علمی تخصصی)؛عوامل راهبردی (مقوله انفورماتیک؛ زیرساخت تحلیل تخصصی و هوش مصنوعی) و عوامل مداخله گر (مقوله مالی و پولی)؛ و در نهایت پیامدها با مقوله اصلی پروپاگاندا شناسایی شد.به نظر می رسدتشکیل کمیته فن اوری اطلاعات و هوش مصنوعی در فدراسیون کشتی، می تواند تحولی عملی در ورزش کشتی ایران ایجاد کند.
۱۲.
هدف پژوهش حاضر ساختاردهی عوامل مؤثر بر بزرگ نمایی فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی بود. این پژوهش از نوع، تحقیقات توصیفی است که به صورت میدانی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی خبرگان آگاه به ورزش همگانی بودند. این افراد شامل مدیران و کارکنان فدراسیون ورزش های همگانی که در حوزه سیاست گذاری اطلاعات کاملی را دارا می باشند و همچنین اساتید مدیریت ورزشی آگاه به حوزه ورزش همگانی بودند. بر اساس انتخاب گلوله برفی تا حد رسیدن به اشباع نظری تعداد 54 نفر (12 نفر از فدراسیون ورزش های همگانی و همچنین 42 نفر از اساتید مدیریت ورزشی آگاه به ورزش های همگانی) به عنوان نمونه پژوهش مشخص نمودیم. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش حاضر از روش های آماری کلوموگراف اسمیرنف و آزمون تی تک نمونه ای با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس. و همچنین روش مدل سازی ساختاری تفسیری با استفاده از نرم افزار میک مک استفاده شد. نتایج نشان داد که کمبود منابع مالی در ورزش همگانی، انتصاب مدیران به دور از بررسی تجارب آنان در ورزش همگانی، ابهام در خصوص کارکردها و نقش متولیان ورزش همگانی در کشور و نبود ثبات مدیریتی در سازمان های ورزشی جزو عوامل مستقل کلیدی است که بر اساس روش مدل سازی ساختاری تفسیری این عوامل خود سبب تأثیرگذاری بر سایر عوامل موجود بر بزرگ نمایی فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی است. به عبارتی در جهت مدیریت بزرگ نمایی فعالیت های انجام شده در ورزش همگانی می بایستی به عوامل مستقل کلیدی شناسایی شده توجه جدی نمود و سعی در رفع این عوامل دشت.
۱۳.
هدف این پژوهش الگوی توسعه قابلیت های سازمانی ادارات کل ورزش و جوانان کشور با تأکید بر نظریه نقاط مرجع استراتژیک بود. پژوهش حاضر به لحاظ فلسفه از نوع تفسیرگرایانه، به لحاظ رویکرد از نوع استقرایی، به لحاظ راهبرد از نوع نظریه داده بنیاد، به لحاظ انتخاب پژوهش از نوع تحقیق کیفی و به لحاظ بازه زمانی از نوع مقطعی است و برای گردآوری داده های آن از ابزار مصاحبه استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را مدیران و معاونان وابسته به ادارات کل ورزش و جوانان در سطح کشور تشکیل می دادند. جهت نمونه گیری از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع نظری ادامه پیدا کرد، براین مبنا تعداد 17 مصاحبه انجام گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از سه فرایند همپوش کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری نظری استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد توسعه قابلیت های سازمانی در ادارات کل ورزش و جوانان تابع 72 شاخص فرعی، 15 مقوله فرعی تحت عناوین هماهنگی راهبردی، فناوری اطلاعات، ساختارسازی، معلومات نظری، مهارت و توانایی، یادگیری سازمانی، شایستگی، زیرساخت دانش، مدیریت دانش، هم رقابتی سازمانی، چابکی استراتژیک، هوش فرهنگی، ارزش های سازمانی، تحول سازمانی و نوآوری و هفت مقوله اصلی تحت عناوین قابلیت های انطباقی، قابلیت های فردی، قابلیت های محوری، قابلیت های دانشی، قابلیت های رقابتی، قابلیت های فرهنگی و قابلیت های پویا دسته بندی شده است. در نتیجه برای عملیاتی شدن استراتژی توسعه قابلیت های سازمانی در ادارات کل ورزش و جوانان هم افزایی شبکه ای مبتنی بر قابلیت های موصوف پیشنهاد می شود.
۱۴.
هدف از این پژوهش، طراحی مدل راهکارهای توسعه عملکرد استارتاپ های ورزشی با بهره گیری از شبکه-های اجتماعی بود. تحقیق از نوع کیفی با رویکرد اکتشافی نظام مند انتخاب شد. جامعه آماری شامل دو بخش منابع انسانی (اساتید و مدیران) و منابع اطلاعاتی (کتاب ها، مقالات، اسناد، رسانه ها) بود. نمونه گیری به تعداد قابل کفایت و با روش قضاوتی بر مبنای رسیدن به اشباع نظری انجام شد (18 نفر). ابزار پژوهش شامل مطالعه کتابخانه ای نظامند و مصاحبه های اکتشافی ساختارمند بود. روایی ابزار بر اساس اعتبار حقوقی و علمی نمونه، نظر خبرگان و توافق بین مصححان ارزیابی و تأیید گردید. جهت تحلیل یافته ها از روش کدگذاری مفهومی چندمرحله ای با رویکرد تحلیل سیستمی استفاده شد. بر اساس چارچوب مفهومی استخراج شده شامل 6 مقوله و 26 کد باز بود. نتایج کدگذاری انتخابی نشان داد که عوامل مدیریتی بر محتوا، برندسازی، نیروی انسانی و ارتباطی تأثیرگذار است. نیروی انسانی بر ارتباطی و برند سازی و نهایتاً محتوا بر برندسازی تأثیرگذار است. بر اساس نتایج پژوهش می توان بیان نمود تا با کنترل آشفتگی بازار استارت اپ های ورزشی به واسطه ایجاد سیاست های رسانه ای و حمایتی از این حوزه؛ بستری جهت بهبود تنش ها و ابهامات موجود در این حوزه را فراهم نمود.
۱۵.
هدف این مطالعه ارائه مدل ساختاری تفسیری عوامل مؤثر بر برندسازی ورزشکاران تیم های ملی بود. روش این تحقیق آمیخته است. جامعه آماری این تحقیق را صاحب نظران (مشاوره برندسازی، مجری برندسازی، کارشناس برند سازی، استاد دانشگاه با تخصص بازاریابی ورزشی و برند) تشکیل می دادند. ملاک انتخاب صاحب نظران در بخش کیفی اشباع نظری بود و با روش نمونه گیری هدفمند و استراتژی گلوله برفی 19 نفر انتخاب شدند، سپس از افراد شناسایی شده در بخش کیفی برای تحلیل ساختاری-تفسیری در بخش کمی استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی ماتریس مربع 13×13 بود. برای اعتبار و قابلیت اطمینان به نتایج، از راهبردهای قابلیت باورپذیری، انتقال پذیری، تأییدپذیری، مطالعه حسابرسی فرآیند و توافق درون موضوعی دو کدگذار استفاده شد. تحلیل داده های کیفی با دو مرحله کدگذاری اولیه و کدگذاری متمرکز و تحلیل داده های کمی با روش مدل سازی ساختاری تفسیری و تحلیل میک مک انجام شد. یافته ها 13 عامل تعیین کننده مرتبط با برندسازی ورزشکاران تیم های ملی را نشان داد، براساس تحلیل ساختاری تفسیری ارتباط بین عوامل در 5 سطح دسته بندی شد و براساس آن یک مدل رابطه سلسله مراتبی ایجاد شد. این نتیجه نشان می دهد جذابیت رسانه ای به برندسازی شخصی ورزشکاران تیم های ملی ختم می شود و ورزشکاران مذکور قبل از رسیدن به این مرحله لازم است سطح جامعه پذیری خود را از طریق متغیرهای سطح پایین سلسله مراتب ارتقاء دهند.
۱۶.
این تحقیق با هدف تدوین مدل جامع ارزیابی عملکرد هیات های ورزشی(مطالعه موردی: استان تهران) از دو بخش کیفی و کمی بهره برده است. بخش کیفی تحقیق از روش گراندد تئوری با رهیافت گلیزر استفاده کرده و به بررسی نظرات و تجربیات صاحب نظران، نخبگان و خبرگان ورزش قهرمانی پرداخته است. جامعه آماری تحقیق شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه ها، رؤسای فدراسیون های ورزشی، مدیران وزارت ورزش و دیگر کارشناسان مرتبط بود. برای جمع آوری داده ها از روش های نمونه گیری نظری و گلوله برفی استفاده شد. نمونه گیری تا رسیدن به مرحله اشباع نظری و دستیابی به تکرار اطلاعات ادامه یافت و نهایتاً با انجام 15 مصاحبه، داده های مورد نیاز برای تحلیل نظریه مبنایی گردآوری شد.در بخش کمی تحقیق، از روش های آماری همبستگی و معادلات ساختاری و روش ریاضی دیمتیل برای تحلیل داده های گردآوری شده استفاده گردید. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی صوری تأیید شد و اعتبار آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان دهنده اعتبار بالای پرسشنامه ها با مقادیر آلفای کرونباخ بالاتر از 7/0 در تمامی مقولات بود. تحلیل داده های نشان داد که عوامل مدیریت ورهبری ، منابع انسانی ، منابع مالی در بعد ورودی، اعزام به مسابقات ، توسعه ملی و فعالیت های استعدادیابی در بعد فرآیند ها و در نهایت توسعه رشته، موفقیت بین المللی و مدال آوری در بعد خروجی نقش مهمی در انگیزه و عملکرد ورزشکاران ایفا می کنندکه در واقع بیشترین تأثیر را بر طراحی نظام جامع ارزیابی عملکرد خواهد داشت. نتایج تحقیق می تواند به سیاست گذاران و مدیران ورزش در استان تهران جهت طراحی نظام ارزیابی عملکرد هیات های ورزشی در تدوین برنامه های توسعه ورزش قهرمانی یاری رساند.
۱۷.
هدف این مطالعه طراحی الگوی پیشران های موثر بر آینده ورزش کارگری در ایران بود. این تحقیق از نظرهدف توسعه ای - کاربردی و از لحاظ ماهیت، آمیخته (کیفی - کمی) با طرح ترکیبی اکتشافی – متوالی است. جامعه هدف پژوهش خبرگان آگاه به موضوع تحقیق بودند. جهت انجام مصاحبه های عمیق و جمع آوری داده های کیفی از تکنیک هدفمند تا مرحله اشباع نظری 17 نفر بعنوان نمونه انتخاب شدند و برای تکمیل پرسشنامه های محقق ساخته بخش کمی، نمونه ای به تعداد 5 نفر پیشنهاد شد. روایی داده های بخش کیفی پژوهش از طریق مشاهده مداوم و بازبینی توسط همکار تایید و پایایی داده ها با شیوه شاخص دوکدگذار 89% برآورد گردید. روایی داده های بخش کمی با بهره گیری از نسبت روایی محتوایی لاوشه80 % و پایایی آنها با ضریب آلفای کرونباخ 86 % تایید شد. از شیوه تحلیل تماتیک مبتنی بر مدل براون و کلارک (2006) پیشران های موثر بر آینده ورزش کارگری در ایران شناسایی و سپس مدل سازی با استفاده از تحلیل ساختاری – تفسیری (ISM) انجام شد. در یافته های پژوهش، 112 مفهوم اولیه درقالب 23 تم فرعی و 15 تم اصلی شناسایی شدند. این پیشران ها در هفت سطح مدل ساختاری – تفسیری متشکل از پیشران های نیازسنجی، ارتقای نظارت و ارتقای نوآوری در سطح اول قرار گرفتند که کمترین تاثیرگذاری برروی سایر پیشران ها داشتند و همچنین، پیشران های سیستم اطلاعاتی و توسعه تعاملات در سطح دوم و پیشران های تغییرنگرش، جایگاه اجتماعی، بسترهای اقتصادی و توجه رسانه ها در سطح سوم الگوی پژوهش قرار گرفتند. همچنین، پیشران های برنامه ریزی عملیاتی و منابع مالی در سطح چهارم و پیشران های مدیریت کارآمد و توسعه زیرساخت ها در سطح پنجم قرار گرفتند و در نهایت پیشران فرهنگ سازی در سطح ششم و برنامه ریزی راهبردی در سطح هفتم الگو قرار گرفتند. لذا باتوجه به نقش کارگران در توسعه و آبادانی کشور، مدیران باید با برنامه ریزی جامع و توسعه زیرساخت ها از همه ظرفیت های موجود برای ارتقای ورزش همگانی و حرفه ای در بین قشر کارگر استفاده نمایند.
۱۸.
تحقیق حاضر باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه قطبی سازی در ورزش قهرمانی ایران انجام گرفت. روش تحقیق حاضر آمیخته از نوع گرانند تئوری و استفاده از مدل گلیزر بود. جامعه آماری بخش کیفی شامل مدیران و مربیان فعال در حوزه ورزش قهرمانی و اساتید آگاه به موضوع تحقیق بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری تعداد ۱۳ نفر به عنوان مشارکت کننده در بخش کیفی مشخص گردیدند. همچنین جامعه آماری تحقیق حاضر در بخش کمی شامل روسا، نائب رئیسان و دبیران فدراسیون های ورزشی کشور ایران به تعداد 159 نفر بود که با توجه به جدول مورگان تعداد 113 نفر به عنوان نمونه تحقیق مشخص شدند. ابزار جمع آوری داده ها در تحقیق حاضر شامل پرسشنامه نیمه ساختاریافته در بخش کیفی و پرسشنامه محقق ساخته در بخش کمی بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده های تحقیق حاضر از کدگذاری و همچنین آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. کلیه روند تجزیه وتحلیل داده های تحقیق حاضر در نرم افزارهای SPSS، PLS و Maxqda انجام شد. پس از بررسی مصاحبه های بخش کیفی تعداد 32 کد شناسایی گردید. نتایج همچنین نشان داد که عوامل مؤثر بر توسعه قطبی سازی در ورزش قهرمانی ایران شامل 6 عامل ازجمله آمایش سرزمین، کشف ارزش ها، توزیع منابع، تخصص گرایی، برنامه محلی و زیرساخت های فنی می باشد. عوامل شناسایی شده بازگو کننده این مهم است که برنامه ریزی جامع و تجه به تمامی ابعاد در جهت توسعه قطبی سازی در ورزش قهرمانی ایران ضروری است.
۱۹.
هدف پژوهش حاضر بررسی جامعه شناختی الگوی عادت واره های ورزشی در میان سالمندان شهر تهران بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و تحلیل تماتیک انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته گردآوری گردید. جامعه آماری شامل جامعه شناسان ورزشی، مدیران ارشد وزارت ورزش و جوانان، مدیران ارشد سازمان ورزش شهرداری تهران و سالمندان فعال در حوزه ورزش بود. نمونه گیری به روش گلوله برفی و تا رسیدن به شاباع نظری انجام شد(18 نفر). داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفت. روایی و پایایی نیز به تأیید رسید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل داده ها، سه مقوله اصلی (مضامین فراگیر) شامل سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و سرمایه فیزیکی شناسایی شد. در چارچوب این سه مقوله، ۹ مضمون سازمان دهنده شامل ارتباطات اجتماعی، دورهمی سالمندی، منزلت اجتماعی، جامعه پذیری، حمایت اجتماعی، انگیزه اجتماعی، سرمایه بدنی و فیزیکی، فرهنگ سازی ورزش سالمندی و دانش و آگاهی سالمندان استخراج شد. همچنین، پژوهش موفق به شناسایی 45 مضمون پایه گردید که هر یک از این مضامین، ابعاد گوناگون عادت واره های ورزشی سالمندان را در برمی گیرند. تحلیل یافته ها نشان داد که الگوی عادت واره های ورزشی سالمندان در بستر سه نوع سرمایه اجتماعی، فرهنگی و فیزیکی شکل می گیرد و درک این مقولات می تواند چارچوبی برای مطالعات بعدی در زمینه جامعه شناسی ورزش سالمندی فراهم کند. پیشنهاد می شود که سیاست گذاران و مدیران ورزشی اقداماتی همچون ایجاد گروه های ورزشی محله محور برای افزایش تعاملات اجتماعی سالمندان، توسعه فضاهای ورزشی و تجهیز مراکز عمومی به امکانات مناسب سالمندان، برگزاری برنامه های آموزشی و آگاهی بخشی در رسانه ها، حمایت از برنامه های ورزشی میان نسلی برای تقویت روابط خانوادگی و ارائه سیاست های تشویقی نظیر تخفیف در مراکز ورزشی ویژه سالمندان را در دستور کار قرار دهند تا امکان افزایش مشارکت ورزشی سالمندان فراهم شود و سبک زندگی سالم تری برای این قشر ایجاد گردد.
۲۰.
هدف: هدف این پژوهش طراحی نظام شناسایی و طبقه بندی مولفه های امید جوانان ایرانی به آینده از طریق مطالعه و جمع بندی پژوهش های انجام شده در زمینه امید به آینده با رویکرد فراترکیب است.
روش: به همین منظور، مطالعات صورت گرفته در زمینه امید در بازه زمانی 1390 تا 1400 مورد بررسی قرار گرفته است. بر این اساس، 15 مقاله از 22 مقاله به عنوان جامعه آماری برای تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. فراترکیب، جمع بندی مطالعات کیفی است که در نهایت فهمی عمیق وکاربردی تر از موضوع را فراهم می آورد.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد 6 مقوله با 40 مفهوم در ایجاد امید به آینده موثرند. این مقولات و مفاهیم شامل عوامل اجتماعی(اعتماد اجتماعی، مشارکت اجتماعی، هنجاراجتماعی، بیگانگی اجتماعی، آنومی اجتماعی، پرستیژ اجتماعی، شبکه های اجتماعی، قدرت اجتماعی، امنیت اجتماعی، عدالت اجتماعی، مقبولیت اجتماعی، نشاط اجتماعی)، عوامل خانوادگی(درامد خانواده، تحصیلات والدین، حمایت خانواده)، عوامل اقتصادی(تورم ، سرمایه اقتصادی، بیگانگی اقتصادی، انومی اقتصادی، فقراقتصادی)، عوامل سیاسی(ثبات سیاسی، تحریم، انومی سیاسی، امنیت سیاسی)، عوامل جمعیت شناختی(تحصیلات، جنسیت، سن، تعداد فرزندان، سلامت جسمی)، و عوامل فردی_روانشناختی(اعتقادات دینی، خودکارامدی، لذت گرایی، هدفمندی، مسئولیت پذیری، میل به پیشرفت، تلاشگری، پایگاه اقتصادی و اجتماعی، امنیت روانی، هویت حرفه ای) است. بر اساس یافته های تحقیق، در بین این عوامل، عوامل اجتماعی و فردی- روانشناختی تعیین کننده ترند؛ زیرا امید به آینده در سلامت روانی و اجتماعی همه افراد به خصوص جوانان تأثیر بسزایی دارد؛ و از عوامل کلیدی و تاثیرگذار در توسعه جوامع به شمار می روند.
نتایج: نتایج تحقیق نشان می دهد موفقیت بیشتر در زندگی شخصی و خصوصی؛ دسترسی به منابع، فرصت ها و قدرت؛ و همچنین تجربیات بالاتر؛ افراد را برای ایجاد تغییر و تحول اجتماعی آماده تر و امید به آینده در بین آنان را تقویت می کند.
۲۱.
بلوغ یکی از پیچیده ترین تحولات در نوجوانی است. تجربه بلوغ برای دختران با رخداد قاعدگی همراه است. این مقاله به دنبال فهم چگونگی تجربه بلوغ در دختران مجرد، شاغل و تحصیل کرده است. روش پژوهش پدیدارشناسی است. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. با تعداد ۳۰ نفر از دختران مجرد شاغل و تحصیل کرده ۲۵ تا ۴۵ ساله ساکن در شهرستان های سمنان و شاهرود که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، مصاحبه شد. سپس در کدگذاری سطح ۱ به ۱۳ مقوله «زمان تجربه بلوغ»، «اهمیت رخداد بلوغ»، «نحوه مواجهه با علایم بلوغ»، «آداب و رسوم مواجهه با بلوغ»، «نقش مادر در مواجهه با بلوغ»، «مواجهه آگاهانه با بلوغ»، «مواجهه نیمه آگاهانه با بلوغ»، «مواجهه ناآگاهانه با بلوغ»، «درک از زن»، «رویکرد به جنسیّت خود«، «درک از ازدواج»، «تمایل به ازدواج» و «عدم-تمایل به ازدواج» و در سطح ۲ کدگذاری ها به۵ مقوله اصلی «زمان رخداد بلوغ»، «نحوه مواجهه با بلوغ»، «سطح آگاهی از بلوغ»، «درک از زنانگی» و رویکرد به ازدواج دست یافتیم. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل یافته ها نشان می دهد که تجربه بلوغ و نحوه مواجهه با آن بر درک از زنانگی و اجتماعی شدن جنسیّتی دختران نقش دارد. مادران یکی از منابع اصلی آموزش های دوران بلوغ و انتقال آگاهی به دختران هستند. تجربه بلوغ و نحوه مواجهه با آن در نسل های مختلف متفاوت است. تفاوت ها در تجربه بلوغ منجربه تفاوت در درک از زنانگی می شود. این امر بر مواجهه دختران مجرد با ازدواج تأثیر می گذارد.
۲۲.
با توجه به اینکه، یکی از دغدغه های اصلی پارک علم و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی تأمین سرمایه به خصوص برای شرکت های نوپا، جوان و در حال رشد و نحوه ورود و همکاری با شرکت های سرمایه-گذاری خطر پذیر در مراحل مختلف در اکوسیستم کارآفرینی حمایتی می باشد، هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی مدل سرمایه گذاری خطرپذیر در حمایت از کارآفرینان جوان در پارک علم و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. جامعه آماری این پژوهش خبرگان دانشگاهی و مدیران پارک علم و فناوری دانشگاه آزاد اسلامی می باشند و برای نمونه گیری در مراحل مختلف از نمونه گیری هدفمند یا قضاوتی و در دسترس استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز شامل مطالعات اکتشافی، مصاحبه و پرسشنامه بود. برای پاسخ به سؤالات تحقیق از تحلیل مضمون و روش کمی سیستم استنتاج استفاده شد. در تحلیل مضمون از سه کدگذاری باز، محوری و گزینشی با استفاده از نرم افزار مکس کیو ای دی استفاده شد و برای پاسخ به سؤال آخر و تست مدل از سیستم استنتاج فازی به کمک نرم افزار مطلب با 40 قاعده فازی و 5 متغیر ورودی و یک متغیر خروجی استفاده شد. نتایج این پژوهش می تواند زمینه حمایت از کارآفرینان جوان و توسعه شرکت های نوبنیاد و تازه کار را در پارک های علم و فناوری به همراه داشته باشد.
۲۳.
امید به زندگی یکی از شاخص های کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی است.امیدواری و خوش بینی نسبت به اینده از جمله نشانه های پویایی و نشاط در جامعه و انگاره ای برای پیشرفت اجتماعی است.هدف از پژوهش حاضر بررسی مطالعات انجام شده پیرامون طراحی الگو و ابعاد موثر بر امید به زندگی در جوانان با استفاده از رویکرد استقرایی فراترکیب کیفی است.این روش شامل گام های هفت گانه ای است که به ارزیابی و تحلیل نظام مند نتایج و یافته های مطالعات پیشین می پردازد.فراترکیب این امکان را برای پژوهشگر فراهم می سازد تا به شیوه ای ساختارمند از یافته های استخراج شده از مطالعات کیفی مرتبط با موضوع تحقیق برای ایجاد یافته های جامع و تفسیری استفاده نماید به همین دلیل نتایج پژوهش های پیشین از منابع داخلی طی سال های 1390تا 1401 جمع اوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از بین 49 مقاله مستخرج ، 22 مقاله برای تجزیه و تحلیل نهایی انتخاب شده است. در جریان این تحقیق به نظریه های اشنایدر،ریمان، مندل و رابینسون اشاره شده است. نتایج پژوهش با توجه به بررسی متعدد مقاله های استخراج شده به 47 کد منجر شده که میتوان به مهم ترین مولفه ها با توجه به تکرارشان به سرمایه اقتصادی، شیوه زندگی، وضعیت گزشکی بهداشتی،سلامت جسمی و روانی و دینداری اشاره نمود.
۲۴.
هدف پژوهش حاضر رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و اضطراب با میانجی گری سبک مقابله ای هیجان مدار در زنان جوان ورزشکار غیر حرفه ای است. روشِ پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل زنان جوان (25-45 سال) جدیدالورود (ورزشکاران غیر حرفه ای) به باشگاه های ورزشی شهر تهران بودند که 7 منطقه بصورت تصادفی انتخاب شدند، و متقاضیان به صورت نمونه گیری در دسترس برای پر کردن پرسشنامه ها انتخاب شدند؛ به این صورت 200 نفر از افراد دارای اضطراب 16 به بالا (متوسط)، طبق پرسشنامه اضطراب بک به عنوان نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه های پژوهش در بین این افراد توزیع شد. طبق نظر کلاین(2011)، تعداد 200 نفر در روش معادلات ساختاری قابل دفاع است، بدین منظور از بین 300 پرسشنامه ای که توزیع شد، تعداد 200 پرسشنامه که بصورت کامل و سالم پر شده بودند، در نظر گرفته شدند. ابزار اندازه گیری این پژوهش شامل 3 پرسشنامه بود: پرسشنامه اضطراب بک (1988)، پرسشنامه سبک های مقابله ای اندلر و پارکر (1391) و پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ فرم کوتاه (2005). داده های به دست آمده با آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر مورد تجزیه تحلیل قرارگرفت. نتایج تحلیل نشان داد که اثر مستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه و اضطراب (51/0) معنادار بود. اثر غیرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه بر اضطراب از طریق سبک مقابله ای هیجان مدار نیز معنی دار بود (27/0).