۱.
هدف از پژوهش حاضر شناسایی راهبردهای الگوی کودکستان فوتبال با رویکرد سواد بدنی بود. امروزه بسیاری از کشورهای علاقمند به توسعه و پیشرفت در سطوح مختلف فوتبال، بیش از گذشته به پرورش بازیکنان با ساختاری جامع و برنامه ای سازمان یافته توجه نشان می دهند. این مطالعه یک پژوهش کیفی با رویکرد اکتشافی و هدف کاربردی است که در آن از روش تحلیل مضمون برای بررسی داده ها استفاده شده است. جامعه آماری متشکل از خبرگان و متخصصان دانشگاهی، مدیران و مربیان برجسته فوتبال (پایه) و متخصصان حوزه کودک بود. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، ۱۸ نفر انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. سپس از نرم افزار MAXQDA20 برای تجزیه و تحلیل استفاده شد. یافته های پژوهش شامل ۱۰۱ کد باز که در ۲۰ مضمون فرعی و ۶ مضمون اصلی قرار دارد به دست آمد که شامل: منابع انسانی (توسعه منابع انسانی، مهارت ها و قابلیت های کارکنان، نیروی کار)، مکان و فضا (فضای بازی مناسب، امکانات رفاهی، مکان مناسب)، محتوای آموزشی (اقدامات لازم در مورد آب و تغذیه در کار با کودکان، طراحی برنامه کودک با محوریت کسب لذت و شادی، فناوری، محتوای آموزش مربیان، مربوط به محتوا کلاس های کودکان)، تأسیس (مجوزها و مقررات)، اقدامات سازمانی (نظارت و ارزیابی، تبلیغات و بازاریابی، پژوهش و توسعه، تشکیل شبکه حامیان، تعریف سازمان، خدمات، مدیریت)، ابزار آموزش (امکانات و ملزومات). در نتیجه برای الگوی کودکستان فوتبال با رویکرد سواد بدنی، تعریف و اجرای راهبردهای به روز شده و جامع تر مهم است.
۲.
علیرغم اینکه مفهوم سواد بدنی به تازگی در سطح جهانی مطرح شده و گسترش یافته است، تعاریف و ساختارهای ارائه شده در منابع مختلف از تنوع و تفاوت های قابل توجهی برخوردار است. این نبود یک چارچوب جامع و شفاف برای سواد بدنی، می تواند درک و مشارکت افراد در فعالیت های بدنی را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد. در همین راستا هدف از پژوهش حاضر تدوین الگوی توسعه سواد بدنی در جوانان شهر خرم آباد بر اساس چالش ها و فرصت ها بود. پژوهش حاضر به روش کیفی و با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 25 نفر از اساتید و دبیران خبره آشنا به حوزه سواد بدنی در خرم آباد جمع آوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA ویرایش 2020 تحلیل شدند. نمونه گیری به روش در دسترس انجام و اشباع نظری در مصاحبه شانزدهم حاصل شد. تحلیل داده ها منجر به شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه سواد بدنی در پنج دسته اصلی شامل: 1) عوامل علی (کمبود انگیزش و آگاهی، محدودیت های اقتصادی و زندگی مدرن)، 2) عوامل زمینه ای (فقدان زیرساخت ها و دسترسی، موانع آموزشی، اجتماعی، مالی و عدم کارایی)، 3) عوامل مداخله ای (محیط اجتماعی و فرهنگی ایده آل، منابع انسانی متخصص، برنامه های مشارکتی و بودجه ای)، 4) راهبردها (آگاهی بخشی ، نیروی انسانی متخصص، استفاده از فناوری، فراهم کردن زیرساخت ها و دسترسی، توسعه سیاست های حمایتی و مشارکت) و 5) پیامدها (جسمانی، روحی- روانی، اجتماعی، تحصیلی- شغلی) شد. این مطالعه یک الگوی جامع از عوامل مؤثر بر سواد بدنی ارائه می دهد که می تواند به متخصصان، محققان و سیاست گذاران در راستای توسعه سواد بدنی در جامعه کمک کند.
۳.
بازی های بومی و سنتی، به عنوان میراث فرهنگی و اجتماعی، نقش مهمی در تقویت هویت فرهنگی، همبستگی اجتماعی و ارتقای مهارت های فردی دارند. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش بازی های بومی بر توسعه ابعاد فرهنگی و ورزشی مدارس متوسطه دوم شهرستان اردبیل انجام شد. مطالعه به صورت نیمه تجربی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون انجام شد.30دانش آموز سالم 12 تا 18 ساله به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل (هر کدام 15 نفر) تقسیم شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای برای ارزیابی توسعه فرهنگی بود که میزان پایایی آن با آلفای کرونباخ 0.84 تأیید شد. گروه آزمایشی طی هشت هفته، هر هفته دو جلسه 60 دقیقه ای از بازی های سنتی منتخب را تجربه کردند. تحلیل های آماری شامل آزمون تی مستقل، کوواریانس و آزمون شاپیرو-ویلک با استفاده از نرم افزار SPSS26 انجام شد. نتایج نشان داد که تأثیر عامل زمان بر توسعه فرهنگی ورزشی معنادار بود، اما اثر گروه و تعامل زمان×گروه معنادار نبود. یافته ها نشان داد که بازی های بومی به ویژه در ایجاد حس هویت و همکاری در میان دانش آموزان می توانند توسعه فرهنگی تقویت نمایند. در نتیجه، بازی های سنتی به عنوان ابزاری مؤثر برای انتقال ارزش ها، حفظ میراث فرهنگی و ارتقای هویت اجتماعی شناخته شدند. پیشنهاد می شود این بازی ها در برنامه های درسی مدارس ادغام شده، معلمان آموزش دیده و جشنواره های محلی برگزار شوند.
۴.
هدف از این تحقیق بررسی ابعاد مختلف برنامه درسی پنهان در کلاس های تربیت بدنی دوره متوسطه جهت مدیریت بهینه آنها بود. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر داده ها کیفی بود که به روش تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت کنندگان تحقیق ٢٠ نفر از کارشناسان، اساتید و معلمان درس تربیت بدنی استان یزد بودند. ابزار تحقیق مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. از استراتژی های مثلث سازی، توصیف غنی، و دوستان منتقد برای اعتباربخشی به فرایند تحقیق استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد ابعاد اصلی برنامه درسی پنهان، شامل سه مضمون اصلی فرصت های یادگیری پنهان، چالش های برنامه درسی پنهان و راهکارهای عملیاتی برای مدیریت برنامه درسی پنهان است. در محور اول فرصت های یادگیری از برنامه درسی پنهان در سه بعد ١- مهارت های زندگی ٢- اخلاقی-فرهنگی و ٣- حرفه ای-تخصصی سازماندهی شدند. در محور دوم، چالش های برنامه درسی پنهان در چهار بعد ١- فردی و خانوادگی ٢- الگوپذیری ٣- شکاف طبقاتی و ٤- تهدیدات اجتماعی قرار گرفتند. نهایتاً در محور سوم شش راهبرد شامل ١- آموزش و توانمندسازی خانواده ٢- آموزش و توانمندسازی معلمان تربیت بدنی ٣- مدیریت بهینه کلاس درس، ٤- نقش الگویی معلم تربیت بدنی، ٥- نقش ارتباطی معلم تربیت بدنی ٦- طراحی فرصت های تربیتی موثر سازماندهی شدند. در مجموع وجوه مثبت برنامه درسی پنهان باید مورد توجه برنامه ریزان درسی و معلمان تربیت بدنی قرار بگیرد تا در جهت توسعه ابعاد مختلف تربیتی دانش آموزان استفاده شود و وجوه منفی باید با مدیریت بهینه کلاس درس توسط معلم، راهبری شود.
۵.
مسأله اساسی تحقیق حاضر عبارت است از این که در ایران تمایز ورزشی مبتنی بر کدام عوامل اجتماعی است. بر این اساس در تحقیق حاضر سعی گردید با بهره گیری منظومه ای از سازه های مفهومی/ نظریِ مرتبط از جمله مفاهیم سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی، عادتواره و میدان مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. در این تحقیق از روش تحلیل تماتیک بهره گرفته شد و داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق گردآوری شدند. مشارکت کنندگان تحقیق نیز نخبگان جامعه شناسی، جامعه شناسی ورزشی و مدیریت ورزشی بودند که با کمک روش نمونه گیری هدفمند با 17 نفر از آنها مصاحبه گردید. نهایتاً اطلاعات گردآوری شده در قالب 16 مقوله کدگذاری و تحلیل گردید و در نهایت 6 مضمون : پتانسیل های طبیعی متفاوت، تمایز در سرمایه، عادتواره متمایز، تعیّن میدانی، منطق فرهنگی-جنسیتی و تمایز ورزشی- قرار گرفتند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که شکل گیری تمایز ورزشی در ایران از یک سو، امری فردی است و متأثر از عادتواره ورزشی و مالکیت اشکال مختلف سرمایه به ویژه سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی ورزشکاران است و از سوی دیگر، امری است اجتماعی-ساختاری که متأثر از منطق خاص میدان ورزش و تعیّن روابط میدانی از جمله تأثیر میدان های رسانه، آموزش، خانواده، قدرت، همسالان و میدان فرهنگ است. شایان ذکر است که نقش آفرینی میدان های مختلف رسانه، قدرت، فرهنگ، آموزش و همسالان در شکل گیری کنش و تمایز ورزشی از یک سو، وجوه فرهنگی و سیاسی منطق میدان ورزش از سوی دیگر، حکایت از استقلال نسبی ضعیف میدان ورزش در ایران دارد.
۶.
پژوهش حاضر به واکاوی راهکارهای کیفیت بخشی درس تربیت بدنی در مدارس مقاطع متوسطه منطقه کهریزک تهران می پردازد. روش تحقیق کیفی و با استفاده از رویه های تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) انجام گرفت. جامعه آماری را خبرگان حوزه آموزش و پرورش تشکیل داده بودند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و معیار محور بود. ابزار اندازه-گیری مصاحبههای نیمه ساختار یافته بود که محقق با 17 مصاحبه به اشباع نظری رسید و روند گرداوری اطلاعات با 17 نفر به اتمام رسید. جهت بررسی اعتبار یافته های کیفی از روش بازبینی اعضا استفاده شد. یافته ها نشان داد که راهکارهای کیفیتبخشی درس تربیتبدنی متشکل از: تربیت شهروندان و ارتقاء سلامت؛ طراحی و محتوای آموزشی؛ روش های یاددهی و یادگیری؛ آموزش و توسعه معلمان؛ فعالیت های فوق برنامه و رویدادهای ورزشی؛ تأمین امکانات و زیرساخت ها؛ و فناوری و فضای مجازی هستند. این راهکارها به منظور بهبود کیفیت آموزش و ارتقاء سطح یادگیری دانش آموزان در درس تربیت-بدنی طراحی شده اند. براین اساس ارتقاء کیفیت درس تربیتبدنی نیازمند یک رویکرد جامع و هماهنگ است که تمامی جنبه های آموزشی، اجتماعی و زیرساختی را در بر بگیرد. این رویکرد باید به گونه ای طراحی شود که همزمان با تربیت شهروندان سالم و فعال، به بهبود فرآیندهای آموزشی و مشارکت اجتماعی نیز توجه کند. در نهایت، با توجه به اهمیت روزافزون فناوری و فضای مجازی، باید به ایجاد بسترهای مناسب برای بهره برداری مؤثر از این فرصت ها در آموزش تربیت بدنی توصیه می شود زیرساخت های لازم فراهم گردد.