۱.
این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر توسعه کیفیت خدمات مجموعه های ورزشی آموزش وپرورش شهرستان ماهشهر انجام شد. روش پژوهش از نوع آمیخته کمی-کیفی بود. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان مطلع در حوزه ورزش دانش آموزی بود که تعداد نمونه تا حد رسیدن به اشباع نظری برای مصاحبه ادامه یافت (دوازده نفر). جامعه آماری در بخش کمّی شامل دبیران تربیت بدنی شهرستان ماهشهر بود که با توجه به محدود بودن جامعه، نمونه برابر با جامعه و به تعداد 120 نفر انتخاب شد. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته عوامل مؤثر بر توسعه کیفیت خدمات مجموعه های ورزشی بود. این پرسشنامه حاوی 28 گویه عوامل مؤثر بر توسعه کیفیت خدمات مجموعه های ورزشی بود که روایی صوری و محتوایی آن تأیید نهایی شد. در بخش کیفی از روش دلفی و در بخش کمّی از آمار توصیفی و در آمار استنباطی از آزمون کشیدگی و چولگی، آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. عوامل مؤثر شناسایی شده با عناوین «درآمدزایی و جذب سرمایه»، «عوامل مدیریتی»، «امکانات و تجهیزات» و «منابع انسانی» نام گذاری شدند. از ضرورت های توسعه ورزش در مدارس، امکانات، تجهیزات و زیرساخت های ورزشی مناسب، معلمان ورزش متخصص، مشارکت و مسئولیت پذیری بیشتر والدین و جامعه، افزایش ساعت درس تربیت بدنی در مدارس و برداشتن موانع توسعه کیفیت خدمات ورزشی در مجموعه های ورزشی است که بر آن ها تأکید می شود.
۲.
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی آموزش ترکیبی درس تربیت بدنی مدارس بود. این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون شش مرحله ای براون و کلارک (2006) انجام گرفت. نمونه گیری به شیوه هدفمند و از میان مطلعان کلیدی تا حد اشباع نظری انجام شد. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 17 نفر از اساتید دانشگاهی و معلمان برجسته تربیت بدنی دارای فعالیت پژوهشی و اجرایی در زمینه آموزش تربیت بدنی مدارس استفاده شد. همچنین برای تضمین دقت و اعتماد در هر مرحله از تحقیق، چهار معیار اصلی شامل اعتبار، اطمینان پذیری، تأییدپذیری و انتقال پذیری بررسی شدند. براساس تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه، الگوی آموزش ترکیبی درس تربیت بدنی مدارس شامل 129 کد اولیه، 23 مضمون فرعی و 8 مضمون اصلی شامل توسعه حرفه ای معلمان، درگیرسازی دانش آموزان، برنامه درسی و آموزشی، زیرساخت های فناوری، سیاست گذاری و آمادگی راهبردی، مدیریت و اجرای محلی، فرهنگ سازی اجتماعی و چالش ها و عوامل خارجی بود. این مطالعه با تأکید بر آموزش ترکیبی در تربیت بدنی، یک پایه نظری قوی ارائه می دهد که متخصصان و سیاست گذاران را درمورد بهترین شیوه های فعلی آگاه می سازد و راه را برای مطالعات دیگر هموار می کند تا دامنه آموزش ترکیبی در تربیت بدنی اصلاح و گسترش یابد.
۳.
این پژوهش با هدف تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه ورزش مدارس انجام شد. روش پژوهش، آمیخته (کیفی و کمی) بود. همه خبرگانی که در زمینه ورزش مدارس، تخصص علمی و عملی داشتند، جامعه مشارکت کنندگان این پژوهش را تشکیل دادند. تعداد نمونه تا حد رسیدن به اشباع نظری (17 مصاحبه) برای مصاحبه ادامه یافت و در بخش کمّی با استفاده از نظر از کارشناسان و خبرگان، رابطه میان متغیرهای شناسایی شده با استفاده از تکنیک دیمتل بررسی شد. ابتدا با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و با استفاده از مصاحبه های کیفی و توزیع پرسشنامه های نیمه باز، فهرست عوامل مؤثر بر توسعه ورزش مدارس تهیه شد. سپس عوامل شناسایی شده با استفاده از رویکرد سیستمی در دو بخش ورودی و فرایند، طبقه بندی شد. پرسشنامه طراحی شده شامل 9 عامل ساختار و سیاست گذاری، منابع انسانی، منابع مالی، اماکن و تجهیزات ورزشی، مشارکت ها و حمایت ها، استعدادیابی، مسابقات و برنامه های ورزشی، توسعه فناوری و توسعه علمی-پژوهشی بود که با استفاده از تکنیک دیمتل روابط درونی و تأثیر و تأثر متغیرهای مدل تعیین شد و درنهایت عوامل مهم و تأثیرگذار شناسایی شدند. نتایج نشان داد، به ترتیب عوامل ساختار و سیاست گذاری، منابع مالی، مشارکت ها و حمایت ها، استعدادیابی و مسابقات و برنامه های ورزشی بیشترین تعامل را با سایر عوامل مطالعه شده دارند؛ بنابراین اهمیت آن ها در سیستم بیشتر است. این مدل مسیر فعالیت مدیران برای توسعه ورزش مدارس ایران را شناسایی و تعیین می کند و روشی برای تصمیم گیری استراتژیک و نشان دادن دامنه های بهبود است.
۴.
توجه به توسعه وگسترش فضاهای ورزشی استاندارد برای اجرای درس تربیت بدنی و فعالیت های ورزشی در مدارس ضروری است؛ ازاین رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های مؤثر بر اثربخشی طرح شهید سردار سلیمانی (طراحی، ایجاد، متناسب سازی و بهینه سازی 2100 فضای ورزشی) در آموزش و پرورش انجام شد. روش انجام تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی بود که در دو بخش کیفی و کمی و به روش میدانی اجرا شد. جامعه آماری در دو بخش کیفی و کمی، تمامی افراد متخصص و مجرب در حوزه تربیت بدنی آموزش و پرورش بودند که با 15 نفر به روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری در بخش کیفی مصاحبه شد. همچنین طبق جدول مورگان، 423 نفر برای اجرای بخش کمی به صورت هدفمند و دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار تحقیق در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمی، پرسشنامه حاصل از مصاحبه بود که روایی و پایایی آن (95/0=α) تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SmartPLS نسخه 4 و SPSS نسخه 26 و از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و روش های آمار استنباطی (ضریب همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم) استفاده شد. نتایج نشان داد، عوامل دانش آموزمحور (891/0)، مدرسه محور (883/0)، سازمان محور (868/0)، استانداردسازی محور (799/0)، جامعه محور (792/0) و معلم محور (750/0) به ترتیب اولویت در بخش اثربخشی بیشترین نقش را داشتند؛ بنابراین شاخص های به دست آمده می تواند برای ارزیابی اثربخشی طرح های مرتبط با اماکن فضاهای ورزشی وزارت آموزش و پرورش شود.
۵.
در جوامع امروزی، تربیت بدنی مدارس نقش مهمی در رشد جسمانی، اجتماعی و روانی دانش آموزان دارد، اما چالش هایی مانند کمبود زیرساخت ها و نبود سیاست گذاری های هماهنگ، آینده این حوزه را با ابهاماتی مواجه کرده است. این پژوهش به بررسی آینده تربیت بدنی مدارس ایران و ارائه سناریوهای توسعه با استفاده از رویکرد آینده پژوهی پرداخته است. روش شناسی پژوهش مبتنی بر مدل سناریونگاری شل بوده و از تحلیل روابط علّی و بررسی عدم قطعیت های کلیدی بهره گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ذینفعان کلیدی شامل مدیران مدارس، سیاست گذاران، معلمان، والدین و دانش آموزان گردآوری و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش چهار سناریوی محتمل را ارائه می کند: ۱) آموزش یکپارچه و هوشمند که بر دیجیتالی سازی فرآیندها و توسعه زیرساخت های ورزشی تمرکز دارد؛ ۲) اولویت سلامت و ورزش همگانی که بر تقویت سبک زندگی سالم و افزایش دسترسی به امکانات ورزشی تأکید دارد؛ ۳) حمایت محدود، تأثیر محدودتر که نشان دهنده کاهش سرمایه گذاری در تربیت بدنی مدارس است؛ و ۴) تمرکز بر فردگرایی و خصوصی سازی ورزش که منجر به افزایش هزینه های ورزشی و نابرابری اجتماعی خواهد شد. یافته ها حاکی از آن است که توسعه پایدار تربیت بدنی مدارس ایران مستلزم تخصیص منابع مناسب، یکپارچه سازی سیاست های آموزشی و بهره گیری از فناوری های نوین است. در نهایت، پژوهش پیشنهاد می کند که سیاست گذاران از الگوی مشارکتی بهره گیرند تا کیفیت آموزش تربیت بدنی و دسترسی برابر به امکانات ورزشی در سراسر کشور بهبود یابد.
۶.
تدوین برنامه و ساختار درخصوص درآمدزایی پایدار یکی از اصول اساسی موفقیت در ورزش است. حامیان نیز از مهم ترین ارکان رشد و توسعه ورزش در همه ابعاد هستند؛ ازاین رو پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل درآمدهای پایدار اداره کل تربیت بدنی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری تدوین شد و با استفاده از طرح نظام مند نظریه داده بنیاد با روش گلیزر انجام گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی بود. شرکت کنندگان در پژوهش، متخصصان مدیریت ورزشی، مسئولان اداره کل تربیت بدنی وزارت علوم، متخصصان بازاریابی ورزشی، مسئولان و مدیران سابق و همه افراد دخیل و خبره در حوزه حمایت مالی بودند که دوازده نفر از میان آن ها به صورت نمونه گیری هدفمند برای مصاحبه عمیق انتخاب شدند و مصاحبه ها تا مرحله اشباع ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز و نظری استفاده شد. تعداد 111 گزاره مفهومی اولیه با دوازده مقوله در قالب مدل تحقیق شناسایی شدند. راهبردهای حاصل از مدل تحقیق نشان داد، توسعه جذب حامیان مالی، بهبود قوانین برای حامیان مالی، نقش ترویجی و حمایتی رسانه از حامی مالی ورزش دانشجویی، فراهم کردن بستر برای لازم به منظور جذب سرمایه گذار و اعطای تسهیلات به سرمایه گذار می تواند باعث جذب حامیان مالی در رویدادهای ورزشی دانشجویی شود؛ بنابراین ضرورت دارد برای درآمدزایی پایدار اداره کل، موانع و عوامل اثرگذار در این مدل مدنظر قرار گیرد.