۱.
هدف کلی پژوهش تحلیلی توصیفی از نقش خصوصی سازی در عملکرد اماکن وفضاهای ورزشی خصوصی شده بود. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از نظر شیوه گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی و رویکرد پژوهش، آمیخته (کیفی-کمی) بود. در بخش کیفی علاوه بر مصاحبه از اسناد، نتایج تحقیقات و کتب مرجع موجود فارسی و لاتین مرتبط با خصوصی سازی استفاده شد. جامعه آماری بخش کمی ﺷﺎﻣﻞ متخصصان خصوصی سازی، مدیران و کارشناسان اداره کل ورزش و مشتریان بودند. برای ساخت الگو از روش کیفی تحلیل محتوا و برای آزمون الگو از روش کمی، توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی مبتنی بر الگوی معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که 45 کد مفهومی و 7 مقوله اصلی شامل، ارتقای کیفیت خدمات ورزشی، فرایندهای اداری مؤثر، برنامه ریزی اثر بخش، امکانات و سخت افزار، رضایت مشتری، توسعه روابط اجتماعی و در نهایت ایمنی و امنیت بود. یافته های حاصل از تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که خصوصی سازی بر شاخص های عملکرد اماکن و فضاهای خصوصی شده از دیدگاه کاربران تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. پیشنهاد می گردد دولت وظیفه پشتیبانی و نظارت و سیاست گذاری را به عهده داشته باشد و برای سرمایه گذاران بخش خصوصی، قوانین حمایتی شفاف، تسهیلات ارزان قیمت و تشویقی مهیا کند.
۲.
تصمیم گیری در شرایط بحرانی یکی از چالش برانگیزترین جنبه های مدیریت در سازمان های ورزشی نخبه محسوب می شود. این مطالعه با هدف طراحی یک چارچوب ترکیبی هوش مصنوعی-انسان برای بهینه سازی تصمیم گیری در محیط های پویای ورزشی انجام شده است. پژوهش حاضر با رویکردی ترکیبی (کیفی-کمی) و با استفاده از داده های بیومتریک (ردیابی چشمی و پاسخ های فیزیولوژیک) همراه با مصاحبه های عمیق با ۱۲۰ مربی و مدیر فنی در لیگ های حرفه ای، به تحلیل الگوهای تصمیم گیری در شرایط بحرانی پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که ترکیب سیستم های پشتیبان تصمیم گیری هوشمند مبتنی بر یادگیری عمیق با قضاوت انسانی، دقت تصمیم ها را تا ۹۲ درصد افزایش می دهد. مهم ترین عوامل مؤثر شامل فشار زمانی (ضریب تأثیر 35/0)، سطح تجربه (28/0) و توانایی شناختی (21/0) شناسایی شدند. این مطالعه مدلی نوین ارائه می کند که می تواند به عنوان راهنمای عملی برای ارتقای کیفیت تصمیم گیری در موقعیت های بحرانی ورزشی مورد استفاده قرار گیرد. کاربردهای این پژوهش شامل طراحی سیستم های آموزش هوشمند برای مربیان و توسعه ابزارهای پشتیبان تصمیم گیری در شرایط فشار بالا می باشد.
۳.
با توجه به گسترش دامنه خدمات دولتی در سال های اخیر، افزایش هزینه های عمومی و مسائل اقتصادی و بسیاری از عناصر دیگر لازم می سازد تا بهبود کارکرد سازمان های دولتی به عنوان یک امر حیاتی مورد توجه قرار گیرد که یکی از این ارگان ها اماکن ورزشی دولتی می باشد. در این راستا سهم ورزش در اقتصاد ملی هر کشور رابطه مستقیمی با میزان سرمایه گذاری انجام شده در بخش ورزش دارد. لذا پژوهش حاضر به بررسی وضعیت خصوصی سازی اماکن ورزشی دولتی استان البرز در سال های 1393 تا 1396 پرداخت. جامعه آماری شامل همه رؤسا و معاونین ادارات ورزش و جوانان حوزه ها و شهرستان های استان البرز؛ روسا و نایب رئیسان (بانوان) هیئت های ورزشی؛ مستاجرین اماکن ورزشی و مربیان شاغل در اماکن ورزشی واگذار شده و ورزشکاران و قهرمانان و استفاده کنندگان از اماکن ورزشی استیجاری و کارشناسان تربیت بدنی ادارات ورزش و جوانان حوزه ها و شهرستان های استان البرز و استادان متخصص ورزشی بود. با استفاده از روش گرندد تئوری مقوله ها، مفاهیم و گویه ها برای شرایط علی، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها استخراج شد. در روند تحقیق، وضعیت موجود شرایط خصوصی کردن سالن های ورزشی دولتی، فرصت ها و تهدیدهای پیشروی خصوصی سازی اماکن ورزشی، چالش ها و موانع خصوصی سازی اماکن بررسی شدند. طبق مدل مفهومی استخراج شده شرایط علی شامل حساسیت و اهمیت بالای ورزش در کشور، جدی بودن بحث خصوصی سازی، مدیریت دولتی، محیط بین المللی، تأثیرات مثبت خصوصی سازی، محدودیت های پیشروی خصوصی سازی، شرایط زمینه ای شامل عوامل درون سازمانی و رفع محدودیت ها، افزایش مشوق توسعه خصوصی سازی بر اشتغال و ورزش عمومی و مؤلفه های تأثیرگذار وضعیت موجود و سوق دهنده های محیطی به عنوان شرایط مداخله گر شناسایی شدند. با توجه به نتایج مثبت خصوصی سازی، گام برداشتن در این مسیر برای اماکن ورزشی کارگشاست.
۴.
با توجه به افزایش هزینه های انرژی و دغدغه های زیست محیطی در اداره مراکز ورزشی، استفاده از روش های نوآورانه برای کاهش پسماند و بهینه سازی مصرف منابع به یک ضرورت غیرقابل اجتناب تبدیل شده است. این مطالعه با هدف بررسی امکان سنجی فنی، زیست محیطی و مدیریتی تولید انرژی زیستی از پسماندهای مراکز سوارکاری (شامل کود و بستر اسب) انجام شده است تا به عنوان یک الگوی پایدار برای مدیریت باشگاه های ورزشی در ایران مطرح گردد. داده های میدانی از سه باشگاه سوارکاری در استان تهران جمع آوری شده و آزمایش های شیمیایی، تعیین ارزش حرارتی و قابلیت تولید بیوگاز روی نمونه ها انجام گرفت. همچنین، با بهره گیری از مدل سازی مبتنی بر هوش مصنوعی و نرم افزار OpenLCA به همراه پایگاه داده Ecoinvent 3.8، تحلیل چرخه حیات دو سناریوی احتراق و هضم بی هوازی انجام شد. الگوریتم های هوش مصنوعی به بهبود دقت شبیه سازی، دسته بندی داده ها و بهینه سازی ارزیابی اثرات زیست محیطی کمک شایانی کردند.یافته ها نشان داد که کود اسب با ارزش حرارتی 800/19 کیلوژول بر کیلوگرم و نسبت کربن به نیتروژن 1/23، شرایط مناسبی برای تولید انرژی زیستی دارد. در تحلیل چرخه حیات، هضم بی هوازی نسبت به احتراق مستقیم، عملکرد بهتری در کاهش انتشار گازهای گلخانه ای (۳۸٪ کاهش) و مصرف منابع (۲۹٪ کاهش) از خود نشان داد. از منظر مدیریت ورزشی، اجرای این فناوری ها می تواند هزینه های عملیاتی را کاهش داده، مسئولیت پذیری محیط زیستی باشگاه را ارتقا دهد، به توسعه برند سبز کمک کند و مسیر باشگاه ها را به سمت پایداری هموار سازد.
۵.
هدف اصلی این پژوهش، فراتحلیل جامع تسهیل کننده ها و بازدارنده های مشارکت افراد بزرگسال دارای معلولیت جسمی-حرکتی در ورزش و فعالیت بدنی بود. این مطالعه به روش مرور نظام مند و فراتحلیل با پیروی از راهنمای پریزما و معیارهای پیکوس بر روی مطالعات کمی (همبستگی/پیمایشی) انجام شد. جستجوی نظام مند در 14 پایگاه اطلاعاتی ملی و بین المللی برای مقالات منتشر شده به زبان فارسی یا انگلیسی بین سال های 1399 تا 1403 (2020-2024) صورت گرفت که در نهایت 11 مطالعه با 60 اندازه اثر وارد تحلیل شدند. داده ها با چک لیست استاندارد استخراج، کیفیت مطالعات با ابزارهای AXIS/JBI ارزیابی، و سوگیری انتشار با نمودار قیفی، آزمون اگر و روش برش و پر کردن دوال بررسی گردید (سوگیری معنادار یافت نشد). تحلیل ها با نرم افزار CMA و با استفاده از مدل اثرات تصادفی، محاسبه اندازه اثر ترکیبی، شاخص ناهمگونی و تحلیل زیرگروه انجام شد. یافته های کلی نشان داد عوامل تسهیل کننده به طور معناداری با افزایش مشارکت (001/0>p، 384/0=r) و عوامل بازدارنده به طور معناداری با کاهش مشارکت (001/0>p، 165/0-=r) مرتبط هستند. تحلیل جزئی زیرگروه ها نشان داد عوامل فردی (217/0=r) و اجتماعی (191/0=r) مهم ترین تسهیل کننده های معنادار بودند. همچنین، موانع ناشی از سلامت (206/0-=r)، موانع اجتماعی-فرهنگی (122/0-=r)، موانع مرتبط با کارکنان/برنامه/سیاست (084/0-=r)، موانع نگرشی (074/0-=r)، موانع محیطی (067/0-=r) و موانع ایمنی (030/0-=r) به عنوان بازدارنده های معنادار شناسایی شدند. این نتیجه نشان می دهد که مشارکت ورزشی افراد دارای معلولیت جسمی-حرکتی پدیده ای چندبعدی است و مداخلات مؤثر باید رویکردی چندسطحی داشته باشند که همزمان بر تقویت عوامل فردی و اجتماعی و رفع موانع سلامتی، ساختاری، نگرشی و محیطی تمرکز کنند.
۶.
هدف از این مطالعه ارزیابی تأثیر به اشتراک گذاری دانش صریح و ضمنی بر عملکرد اداره کل ورزش و جوانان استان یزد با تأکید بر نقش واسطه گری نوآوری خدمات بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 186 نفر از کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان یزد بود. حجم نمونه نیز با توجه به جدول کرجسی و مورگان 120 نفر در نظر گرفته شد. این پژوهش از نوع کاربردی و به شیوه پیمایشی اجرا گردید. ابزار اندازه گیری آزمودنی ها پرسشنامه اشتراک گذاری دانش صریح و ضمنی (یاسینی و اردشیر، 1393)، پرسشنامه نوآوری خدمات (محمد شفیعی و همکاران، 1397) و پرسشنامه عملکرد سازمانی (بابایی و اشرف، 1403) بود که پایایی پرسشنامه ها به ترتیب 88/0، 89/0 و 85/0 برآورد شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها حاکی از آن بود اشتراک گذاری دانش صریح و ضمنی بر نوآوری خدمات و عملکرد سازمانی تأثیر معناداری داشت و همچنین نوآوری خدمات بر عملکرد سازمانی تأثیر معناداری داشت. به نظر می رسد توجه به عوامل مؤثر بر اشتراک گذاری دانش صریح و ضمنی و ارائه خدمات نوآورانه در عاملی مؤثر در ارتقای عملکرد سازمانی اداره کل ورزش و جوانان استان یزد بود.
۷.
هدف پژوهش حاضر تدوین مدل ارزیابی عملکرد برنامه های ورزشی مراکز استانی صدا و سیما بر اساس نظام بازخورد 720 درجه می باشد. این تحقیق در دو حالت لایه بیرونی و لایه درونی جامعه انجام شد. جامعه آماری در لایه داخلی همکاران، مدیر، زیردستان و مشتریان داخلی و در لایه خارجی ذی نفعان، عرضه کنندگان، خانواده و مشتریان خارجی بود. ابتدا به منظور شناسایی شاخص ها از مصاحبه با چهارده نخبه آگاه استفاده شد و از کدگذاری باز، محوری و گزینشی، در نهایت 83 کد باز، 20 کد محوری و 7 کد گزینشی به دست آمدند. در مرحله کمی پرسشنامه تهیه شد که با توجه به جدول مورگان و طبق برآورد صورت گرفته 196 پرسشنامه در لایه داخلی و 384 پرسشنامه در لایه خارجی در دو مرحله توزیع و جمع آوری شد. اجرای محاسبات لازم در نرم افزار ضمن تأیید روابط بین متغیرهای مکنون در مدل ساختاری نشانگر این است که گویه ها یا شاخص ها از نظر متخصصان یا خبرگان می توانند ابزار مناسبی برای اندازه گیری ارزیابی عملکرد برنامه های ورزشی استانی باشند.
۸.
پژوهش حاضر با هدف مدل سازی معادلات ساختاری مدیریت زنجیره تأمین سبز خدمات در اماکن ورزشی ایران انجام شد. این پژوهش از نوع تفسیری، کاربردی، کمی و میدانی-کتابخانه ای است. جامعه آماری شامل اساتید، متخصصان، خبرگان و فعالانی که در زمینه مدیریت زنجیره تأمین و مدیریت اماکن ورزشی سابقه پژوهشی یا اجرایی داشتند، بود که با توجه به گسترده و نامشخص بودن تعداد جامعه آماری در سطح کشور و همچنین با توجه به جدول کرجسی و مورگان، از حداکثر تعداد ممکن که 384 نفر می باشد، استفاده شد. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته برگرفته شده از بخش کیفی رساله دکتری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش به دو صورت انجام گرفت. در بخش اول از آمار توصیفی جهت بررسی و توصیف اطلاعات جمعیت شناختی استفاده شد و در بخش دوم نیز از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار smartPLS3.1.1 در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است و خدمات سبز، منابع سبز، نیروی انسانی سبز و بازاریابی سبز تأثیر مثبت و معنی داری بر موفقیت سبز پایدار خدمات اماکن ورزشی دارند. بنابراین مدیران اماکن ورزشی می توانند با به کارگیری خدمات، منابع و نیروی انسانی سبز و همچنین اتخاذ شیوه های بازاریابی سبز، موجبات موفقیت سبز پایدار خدمات اماکن ورزشی را فراهم سازند.
۹.
هدف از این مطالعه شناسایی فرصت ها و چالش های شانزدهمین المپیاد فرهنگی ورزشی دانشجویان پسر دانشگاه های کشور برای جامعه میزبان بود. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان شامل 19 نفر از مدیران ارشد، مسئولان و اعضای کمیته های اجرایی ستاد برگزاری مسابقات بودند. ابزار تحقیق مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای اعتباربخشی به تحقیق از راهبردهای توصیف غنی، ملاحظات اخلاقی، بررسی همتایان، دوستان منتقد و همسوسازی استفاده شد. نتایج نشان داد در بخش فرصت ها هفت مضمون اصلی شامل توسعه زیرساخت ها و فضاهای فیزیکی، بازاریابی و برندسازی، ارتباطی و تعاملی، فرهنگی-اجتماعی، ورزشی، تجربه آموزی و یادگیری سازمانی و نهایتاً انگیزشی و روانی شناسایی شد. همچنین هشت مضمون اصلی شامل مالی، لجستیکی و سازمان دهی، امنیتی و انتظامی، فرهنگی و اجتماعی، مدیریتی، ارتباطی و هماهنگی، فضا و تجهیزات و منابع انسانی نیز در بخش چالش ها احصا شد. در مجموع، المپیاد فرهنگی ورزشی فراهم کننده فرصت های چشمگیری برای رشد و توسعه دانشگاه اصفهان بود. جهت انتقال تجارب ناشی از چالش های این المپیاد، پیشنهاد می شود میزبانان بعدی تدابیر لازم برای بهره مندی مؤثرتر از فناوری برای ارتقای ارتباطات و تسریع و تسهیل در امور داشته باشند. علاوه بر آن توانمندسازی اعضای کمیته ها قبل از برگزاری رویداد، تلاش برای جذب حامیان مالی و مشارکت گسترده تر سازمان ها و شرکت های دولتی و خصوصی و نهایتاً استفاده از مشاوران زبده در امر مدیریت این رویداد از دیگر پیشنهادهای این پژوهش بود.
۱۰.
هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی ارزیابی عملکرد باشگاه های بدنسازی (مطالعه موردی: استان همدان) بود. روش پژوهش آمیخته و طرح آن ترکیبی اکتشافی متوالی (کیفی–کمی) بود. مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل 13 نفر از آگاهان به موضوع و در بخش کمی شامل 455 نفر از مربیان و ورزشکاران رشته بدن سازی که به صورت نمونه گیری تصادفی-خوشه ای چند مرحله انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق و پرسشنامه محقق ساخته با روایی و پایایی مورد تأیید گردآوری شدند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS 26 و PLS 3-Smart تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که شاخص های الگوی ارزیابی عملکرد باشگاه های بدن سازی به ترتیب ضریب اثر عبارت اند از: (1) اصول بهداشتی و سلامت، (2) خدمات، تسهیلات و امکانات رفاهی، (3) رعایت استاندارها و تنوع وسایل، تأسیسات و کیفیت محیط، (4) امنیت و ایمنی، (5) مدیریت، برنامه ریزی و هماهنگی، (6) مسائل اجتماعی و رعایت قوانین و دستورالعمل ها، (7) دستاوردهای ورزشی، (8) نیروی انسانی و (9) بازاریابی و تبلیغات بودند. نتایج نشان داد تنها در شاخص بازاریابی و تبلیغات تفاوت میان زنان و مردان و نیز مربیان و ورزشکاران مشاهده شد (01/0>P). لذا پیشنهاد می شود که مدیران و مسئولان اداره کل ورزش و جوانان استان همدان و هیئت بدن سازی و نیز مالکان باشگاه های بدن سازی استان همدان از عوامل شناسایی شده و اولویت های به دست آمده در این مطالعه به منظور ارزیابی عملکرد، رشد، توسعه و افزایش میزان رضایت مندی ورزشکاران و مربیان بدن سازی استفاده نمایند.
۱۱.
فوتبال بانوان درحال گسترش است و توجه سرمایه گذاران را به خود جلب کرده است. از این رو هدف از انجام این تحقیق، طراحی مدل سرمایه گذاری در فوتبال بانوان ایران طراحی بود. این پژوهش کیفی با استفاده از راهبرد تحلیل داده بنیاد با رویکرد اشتراس و کوربین انجام شد. جامعه آماری شامل متخصصین و خبرگان حوزه ورزش بانوان، سیاست گذاران و مشاوران ورزشی بودند. نمونه گیری غیراحتمالی با حداکثر تنوع انجام گرفته و اندازه نمونه بر اساس اشباع نظری 13 نفر تعیین شد. داده ها از طریق مصاحبه های باز جمع آوری شده و روایی با استفاده از معیارهایی چون درگیری طولانی مدت و مقایسه مستمر سنجیده شد. پایایی داده ها با روش توافق درون موضوعی دو کدگذار و با مشارکت یک متخصص مدیریت ورزشی محاسبه شده و با نرخ 90 درصد، قابلیت اعتماد کدگذاری ها تأیید شد. یافته ها نشان می دهند که عوامل علی شامل انگیزه های مشارکتی و اهداف، به همراه عوامل زمینه ای مانند سیاست ها و برنامه ریزی، نقش بنیادینی در شکل گیری پدیده محوری یعنی سرمایه گذاری در فوتبال بانوان دارند. راهبردهایی چون حمایت رسانه ای و حمایت های تجاری به عنوان مکانیزم های تقویت کننده این سرمایه گذاری عمل می کنند، در حالی که عوامل مداخله گر مانند معضلات فرهنگی و زیرساختی می توانند به عنوان چالش هایی در این مسیر عمل نمایند. پیامدهای نهایی این سرمایه گذاری ها شامل تأثیرات گسترده ای در حوزه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و بین المللی است که می تواند جایگاه فوتبال بانوان ایران را در عرصه های داخلی و جهانی تقویت نماید. این تحقیق به درک عمیق تری از دینامیک های سرمایه گذاری درورزش بانوان کمک کرده و می تواند به عنوان یک مرجع برای تصمیم گیران و سیاست گذاران در این زمینه عمل نماید.
۱۲.
این پژوهش با هدف تحلیل نظام مند پویایی های حوزه نوظهور ورزش های الکترونیک، از طریق به کارگیری روش شناسی علم سنجی انجام شده است. هدف اصلی، شناسایی روندهای غالب پژوهشی، کنشگران کلیدی (شامل محققان، نشریات و نهادهای اثرگذار) و کانون های تحقیقاتی فعال در بدنه دانش کنونی این حوزه است. داده ها از پایگاه استنادی اسکوپوس جمع آوری و با استفاده از ابزار بیبلیوشاینی (مبتنی بر پکیج R) تحلیل شده اند. یافته ها حاکی از توسعه چشمگیر و شتابان حوزه ورزش های الکترونیکی با نرخ رشد 42/25 است. این یافته، با میانگین پایین سن مدارک (94/2 سال) و متوسط بالای استناد به هر مدرک (3/15)، بر تازگی و اهمیت پژوهش های این حوزه صحه می گذارد. تنوع موضوعی (بیش از ۴۹۰۰ کلیدواژه)، همکاری های گسترده بین المللی (۲۷/۱۹) و تعامل بالای محققان (۳/۶۳)، مؤید ماهیت مشارکتی و جهانی این قلمرو نوظهور است. بررسی روندهای انتشار مقالات نیز افزایش چشمگیر تولیدات علمی از سال ۲۰۱۷ به بعد را آشکار می سازد. تحلیل ۱۰ مقاله پراستناد نشان می دهد که پژوهش های هیلوِرت-بروس و همکاران (۲۰۱۸) «پیرامون رفتارهای کاربران در پلتفرم توییچ» و سئو (۲۰۱۶) در خصوص تحولات هویتی در اکوسیستم ورزش های الکترونیکی، از برجستگی ویژه ای برخوردارند. تحلیل ساختار همکاری بین دانشگاه ها نیز نقش کلیدی برخی از مؤسسات (مانند دانشگاه کراس ساوتر) در تسهیل ارتباطات بین المللی را نشان می دهد. این مطالعه با ارائه یک دیدگاه نسبتاً جامع و داده محور، زمینه را برای شناخت دقیق تر وضعیت کنونی و جهت دهی تحقیقات آتی در حوزه ورزش های الکترونیکی هموار می سازد.